در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

با قرآن

* یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ
اى داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنکه روز حساب را فراموش کرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت

ص / 26

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه


زهرا بهزادی

کارشناس ا­رشد علوم سیاسی، دانشگاه اصفهان

 

چکیده

حقوق بشر مفهومى عمیق و ریشه‏دار در تفکر انسانى و دینى است. حقوق‌بشر حقوقی است که به انسان، به‌ صِرف انسان بود­نش، بدون توجه به دین، فرهنگ، زبان، نژاد، ملیت، مقام، خویشاوندی، تبار و قومیت و... تعلق می گیرد. درواقع کرامت فطری ا­نسان ها موجب شد تا افراد اجازه یابند از کرامت، آزادی و توانایی خود برای پی ریزی نوآوری­هایی در حوزه های متعدد جامعه بهره گیرند. در آیات و روایات اسلامی بسیاری بر کرامت ذاتی ا­نسان ها تأکید شده است و مبنای حقوق بشر در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر نیز، کرامت ذاتی انسان می باشد. در این نوشتار تلاش شده بر اساس مفهوم کرامت ذاتی انسان میان اسلام و حقوق بشر جها­نشمول نزدیکی ایجاد شود.

واژگان کلیدی: حقوق بشر، جهانشمولی، کرا­مت ذاتی، کرامت ارزشی.

 

مقدمه

مقام انسان، ا­نسانیت و کرا­مت ا­نسانی به معنای شرف، حیثیت و احترام ذاتی برای انسان ها، از موضوعاتی بوده که از دیرباز مورد توجه فراوان ادیان، فلاسفه و ا­ندیشه ورزان بشری بوده است. در واقع تاریخ تمدن بشر نشانگر کوشش پیامبران، فلاسفه و ا­نسان دوستان مشرق و مغرب زمین در اعتلای شأن و کرامت انسان و دفاع از حقوق و آزادی­های اساسی ا­و می باشد. در عصر حاضر نیز مبحث حقوق بشر بر این موضوع مهم ناظراست. این حقوق، از حق زیستن که طبیعی­ترین حق انسان به شمار می رود، شروع می شوند و به حقوق معنوی که موجد کمال و اعتلای بشر هستند، مثل آزادی بیان، آزادی قلم و اندیشه ختم می گردند. در اعلامیۀ جهانی­ حقوق بشر حقوقی مطرح شده که افراد به خاطر انسان بودن از آن منتفع می شوند. اساس و پایه آن نیز ا­صل تساوی است، زیرا تمامی ا­نسان ها همانند یکدیگر از مرتبۀ ا­نسانی برخوردارند. لذا نمی توان افراد ا­نسانی را از هیچیک از این حقوق محروم کرد و ا­نسان ها بدان دلیل که عظمت وشکوه دارند و در ا­نسان بودن همه با هم مشترکند، شایسته تکریم هستند. آیین رحمت و رأفت اسلام، از زمان تلألو خویش، از منظری الهی به بهسازی وضعیت بشر و حفظ حقوق و کرامت و ارزش های انسانی نگریسته و توجه ویژه­ای به این امر مبذول داشته است. اسلام همواره کوشیده تا مکارم اخلاقی را به نهایت کمال برساند. به همین دلیل شواهد بسیار غنی در منابع قرآنی و روایی این موضوع را تأیید می کند.

در این راستا سوألی که این مقاله در مقام پا­سخ به آن برآمده این است که، آیا می توان بر اساس مفهوم کرامت ذاتی انسان میان اسلام و آموزۀ حقوق بشر نزدیکی ایجاد نمود؟ فرضیۀ پژوهش حاضر این است که ا­نسان ها فی نفسه از حقوقی اولیه و ذاتی برخوردارند که مبنای آن کرامت ذاتی فرادینی، فرازمانی و فرامکانی انسان است. به این معنا که مؤمن و ملحد به دلیل ا­نسان بودن از این حقوق برخوردارند و علاوه بر آموزه های اسلامی در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر نیز بر آن تأکید شده است و می توان گفت محورهای اصلی این اعلامیه با قطع نظر از برخی نارسایی­های آن، به کلی در برنامه های اسلام نهفته است.

1. ­حقوق بشر

اگرچه پذیرش جهانی در مورد اصل حقوق بشر وجود دارد ولی در مورد ماهیت و دامنۀ این حقوق، یعنی تعریف حقوق بشر، توافق کلی وجود ندارد(نژندی منش، 1386، ص3). سخن گفتن از آن، هم آسان است و هم سخت. آسان است، زیرا افراد به ظاهر می دانند که معنای این اصطلاح چیست. در عین حال سخت است، به خاطر این که هیچ کس نمی تواند به طور دقیق از این اصطلاح تعریفی ارائه دهد.( Chin, 1995: 2) پروفسور«هوهی فیلد» معتقد است، حقوق بشر حقوقی است که هر فرد به واسطۀ این که بشر است، از آن برخوردار است. منظور از بشر در این تعریف، همان موجود انسا­نی یعنی آن چیزی است که در نظر عرف، بشر تلقی می شود (نژندی منش، 1386: ص3). به رغم نظر برخی صاحب نظران، حقوق بشر را نمی توان محصول تجربۀ طولانی و تاریخی بشر دانست؛ بلکه حقوق بشر حقوقی فطری و فراگیر، در تمام ادوار و دیار و مطلق از هر گونه تقید نسبت به مکان و زمان و ملیت و مذهب خاص می باشد. حقوق بشر مجموعه قواعد طبیعی که اعلامیۀ جهانی حقوق بشر یا انقلاب کبیر فرانسه یا دیگر معاهدات و میثاق ها یا انقلابات و نهضت های جها­نی موجد آن باشند، نیست. حتی نمی توان گفت حقوق بشر دستاورد دین و تصمیم جمعی بوده است، بلکه صحیح تر آن است که قدمت آن را به درازای حیات بشری بدانیم. یعنی حقوق بشر با تولد جامعۀ بشری ایجاد شد و همواره به صورت صفتی جدا نشدنی از انسان به حیات خود ادامه داده است (عمید زنجانی و توکلی، 1386: ص162-161). از نظر اسلام همان طور که از پاره ای آیات (از جمله آیۀ 29 سورۀ بقره) برمی آید، همۀ انسان ها صرف نظر از دین و مذهب و اعتقادات واعمال و رفتار آن ها، دارای کرامت هستد، هرچند که انسان باتقوا دارای فضیلت و کرامت بیشتری است(عظیمی فر، 1387: ص5). نویسنده در این نوشتار معتقد است از آن جا که همه انسان ها در انسان بودن مشترکند، از حقوق بنیادین برابری برخوردار می باشند که به داشتن عقاید دینی یا غیر آن، مربوط نمی باشد. به عبارت دیگر از آن جا که همۀ انسان ها مخلوق یک آفریدگار می باشند و خداوند به کرامت ذاتی همۀ انسان ها در کنار کرامت اکتسابی، تأکید داشته است و این کرامت اعطایی ذاتی، مختص همۀ افراد (نوع بشر) و نه شامل وارستگان می باشد، می توان گفت این حقوق مشترک باید در همه جا و همۀ زمان ها و مکان ها بدون تبعیض اعمال شود.

2. حقوق بشر و کرامت انسانی

کرامت انسانی به عنوان«ارزش برتر» برای توجیه حقوق بشر توصیف شده است. این عنصر امکان مشارکت وسیع تر همه ارزش­ها و ترجیح متقاعد سازی را به جای اجبار فراهم می سازد Lasswell,1980: 376-377) ). در این زمینه وفاق عمومی حاصل است که انسان از موهبت ارزش و کرامت ذاتی برخوردار است. این تنها مفهوم دستوری و هنجاری است که تقریباً هر حق قابل تصور برای انسان می تواند از آن کسب توجیه کند و خود می تواند در تفکرات مذهبی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و حقوقی مقبولیت یابد و حتی مورد تأکید دولت مردان واقع شود. این مفهوم، مبنایی قوی برای حقوق بشر، و شاید طبق نظر شستاک، «جذاب ترین رویکردهای نظری» را فراهم می آورد. امروزه بسیاری از اسناد بین المللی و منطقه ای، کرامت ذاتی انسان را به عنوان توجیه اساسی برای حقوق بشر، و آرمانی در برابر رفتار موهن و سوء استفاده آمیز با افراد بشر مورد استناد قرار می دهند. از این رو، رونالد دورکین مدعی شده است که « هر کس ادعا می کند حقوق را جدی می گیرد[...] باید دست کم [...] اندیشه هر چند مبهم، اما قدرتمند کرامت انسانی را بپذیرد.» (بادرین، 1382: ص227)

3.کرامت ذاتی انسان در اسلام

خداوند در قرآن آدمی زادگان را کریم دانست و به آنان کرا­مت بخشید و به مقام برتر در برابر دیگر موجودات زمینی رسانید تا انسان جایگاه ارزندۀ خود را بهتر بشناسد. پس کرامت بخشیدن به انسان موهبت و نعمتی خدادادی است که در پرتو عقل و خرد از ناحیه آفریدگار هستی به آدمی ارزانی شده است. در واقع کرامت حقی از حقوق انسان بشمار می آید که این حق از ناحیه فرد، جامعه و نظام حاکم بر سیستم مدیریتی اجتماع در تمام عرصه های زندگی فردی و جمعی بایستی رعایت و به اجرا در آید. (گودرزی، 1387: ص2) برخورداری آدمی از این حق متضمن دو قضیه بنیادین هنجاری و ارزشی است: انسان نباید حرمت و کرامت خویش را مخدوش سازد و هیچ کس حق تعرض به حرمت و کرامت دیگری را ندارد. (نوبهار، 1382: ص618)

در بررسی جایگاه کرامت انسان در اسلام، باید میان کرامت ذاتی و اکتسابی او تمایز قائل بود. به نظر می رسد در دین اسلام بتوان دو نوع کرامت برای ا­نسان یافت. یکی کرامتی جهان­شمول که صفتی فطری و ذاتی است و از آیه ای چون «و لقد کرمنا بنی آدم» (اسراء، 70) مستفاد می گردد (زنجانی و توکلی، همان، ص164). این نوع کرامت عام است و همگی انسان ها اعم از زن و مرد، مؤمن و کافر و... را شامل می شود و بیانگر صفت رحمانیت خداوند است. رحمان در مقابل رحیم بوده و آن نوعی از کرامت خداوندی است که تمام بشر را در بر می گیرد. کراما­تی چون حق حیات و خلقت انسان، قدرت اراده و اختیار، قدرت تعقل و اندیشه، مسخّر قرار دادن دیگر موجودات برای انسان، فراهم کردن اسباب هدایت انسان، مانند فرستادن رسول ظاهری و باطنی، از این جمله اند (اخوان کاظمی، 1387: ص3). نوع دیگر کرامت انسانی، اکتسابی و غیر ذاتی بوده و مقید به عقیدۀ انسان است و در رابطۀ انسان با خداوند تعریف شدنی است و از آیه ای نظیر«ان اکرمکم عند الله اتقیکم» (حجرات، 113) قابل برداشت است؛ چرا که در این آیه مبنای کرامت، نه بشریت، بلکه تقوا معرفی شده است. به عبارت دیگر اکتساب کرامت منظور در این آیه، مقید به تقوا است. (زنجانی و توکلی ،همان،ص164) این نوع کرامت خاص بوده و تنها انسان هایی را شامل می شود که راه حقیقت را یافته اند و ایمان به خدا دارند. خداوند به این دسته از انسان ها رحمت خاص عطا کرده که غیرمؤمنان از آن بی نصیبند (اخوان کاظمی، 1387،ص3). از آن جا که در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر جهت جلوگیری از بروز اختلافات عقیدتی میان مردم کشورهای گوناگون، به کرامت ذاتی انسان توجه شده است و در اسلام نیز در کنارکرامت اکتسابی به کرامت ذاتی انسان، توجه شده است.

کرامت ذاتی انسان در متون مقدس اسلامی (قرآن وسنت) به دو صورت مستقیم (صریح) و غیر مستقیم، مطرح شده است.

به صورت مستقیم و صریح: «و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا» (اسراء، 70). در این آیه به صراحت «بنی آدم» بدون هیچ قید دیگری، متعلق تکریم الهی قرار گرفته اند. «و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفۀ» (طه، 30)؛ «و نفخت فیه من روحی» (حجر، 29)؛ «خلق لکم ما فی الارض جمیعاً» (بقره، 29)، «من قتل نفساً بغیر نفس او فساد فی الأرض فکانّما قتل الناس جمیعاً» (مائده، 32)، در این آیات، مقام انسان، بما هو انسان، به عناوین مختلف تکریم شده است. «علّم الانسان ما لم یعلم» (علق، 5)، «علّمه البیان» (نساء، 55)؛ «فتبارک الله احسن الخالقین» (مؤمنون، 14). در این آیات نیز انسان به جهت مواهب بزرگی که به او بخشیده شده، همچون گل سرسبد آفریدگان، تحسین و تکریم شده است. از پیامبر(ص) نقل شده است: «الخلق کلّهم عیال الله فاحب الخلق الی الله من نفع عیال الله» (اصول کافی، ج2، ص 164). از امام علی (ع) نیز نقل شده است: « لا تکن عبد غیرک فقد جعلک الله حراً» (نهج البلاغه، نامه 31). امام علی (ع) اصل حریت و آزادی را که به طرزی عالی نمایندۀ کرامت انسان است، در زمانی بس دور، به زیبایی و صراحت هرچه تمام تر، اعلان کرده است. امام علی در وصیت بی نظیر خود به مالک اشتر می گوید: « ولاتکوننّ سبعاً ضاریاً تغتنم اکلها فانهم صنفان اما اخ لک فی الدین  و اما نظیر لک فی الخلق» (همان). همچنین به استاندار خود توصیه می کند که مسلمان و غیر مسلمان را همنوع بداند و به یک دیده بدانها بنگرد؛ و این، بهترین شکل تکریم انسان است.

به صورت غیر مستقیم: «لا ینهیکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین» (ممتحنه، 125)؛ «و هو الذی انشأکم من نفس واحدۀ» (انعام، 98)؛ و « اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل» (نساء، 58)؛«و لا تجادلوا اهل الکتاب الا بالتی هی احسن» (عنکبوت، 46)؛ «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن» (نحل، 125)، «و لا تسبِّو الذین یدعون من دون الله» (کهف، 29)؛ «لا اکراه فی الدین» (بقره، 256)، «و لکل جعلنا منکم شرعۀ و منهاجاً» (مائده، 48)؛ «فذکر انما انت مذکّر» (غاشیه، 21)، «لست علیهم بمصیطر» (غاشیه، 22). فحوای این آیات به احترام ذاتی انسان و به آزادی عقیده و کرامت او مشیر است. نقل است که پیامبر در«خطبه  الوداع» فرمود: «یا ایهاالناس ان ربکم واحد و ان اباکم واحد، کلکم لادم{...} و لیس لعربی علی عجمی و لا أبیض علی أسود فضل الا بالتقوی» (1). ونیز نقل شده است که پیامبر در تشییع یک یهودی شرکت کرد و در پاسخ به اعتراض برخی از مسلمانان پاسخ داد: مگر او یک انسان نبوده است؟ (صحیح بخاری، ج1، ص 228) برخی از کرامات ذاتی انسان عبارتند از:1- عرضۀ خلافت الهی در زمین به انسان و پذیرش آن از سوی او، هر دو از عنایت تکوینی خداوند به انسان است. این خلافت به خاطر ترفیع، بزرگداشت و تکریم انسان و رساندن او به کمالات فردی و اجتماعی است.2- انسان کامل در درجه ای از کمالات و شایستگی ها است که مسجود فرشتگان قرار می گیرد.3- با عنایت به آثار و خواص موجودات جمادی، نباتی و حیوانی، انسان در مرتبه ای از کمالات قرار گرفته است که علاوه بر دارا بودن کمالات مادون واجد کمالات خاص خود نیز می باشد. کمالاتی از قبیل قدرت اندیشه و تعقل، قدرت انتخاب و از همه مهم تر روح الهی که مبدأ امتیاز او نسبت به دیگر موجودات است.4- اصل اختیار و آزادی اراده یکی از ویژگی های خاص انسان و مقام ومنزلت اوست. قدرت انتخاب راه صواب یا ناصواب و التزام به پیامدهای آن از جمله کرامتهای تکوینی خداوند به انسان است. 5- معرفت به خیر و شر والهام فجور و تقوا و شناخت و آگاهی نسبت به ابعاد خیرات و شرور که از مقدمات لازم در افعال موجود مختار است، از جمله عنایات تکوینی خداوند به انسان بوده است.6- انسان خلیفۀ الله از حیث هستی شناختی باید بتواند در مراتب نازله، همچون خداوند قدرت تسلط بر طبیعت و تسخیر آن را داشته باشد. به عبارت دیگر انسان با کشف قوانین حاکم براجزاء طبیعت و علم به آن ها می تواند بر قوت، نیرو ها، انرژی ها و پدیده های طبیعی مسلط شده و از آن ها جهت رسیدن به اهداف عالی بهره برداری نماید. از این رو، در آیات فراوانی از قرآن کریم تأکید شده است که زمین و آنچه در آن است و هم چنین ستارگان, روز, شب, خورشید, ماه وخلاصه همۀ نعمت ها و پدیده های طبیعی برای انسان آفریده شده است.7- فطرت الهی و تمایل و گرایش ذاتی انسان به سوی ح قیقت مطلق از دیگر کرامت های خداوند نسبت به انسان است، تمایلی که در همه انسان ها وجود دارد(گیلانی، 1387: ص2).

4. فلسفۀ برخی نابرابری ها در ا­سلام

در اسلام احکامی چون برده داری، نابرابری حقوق زن و مرد، نابرابری حقوق مسلمان و غیر مسلمان، را نباید به حساب دین گذاشت. در این راستا توجه به تفاوت میان مبانی و اصول نظری ناظر بر حقوق انسان­ها، که در آموزه های دینی آمده، و تحقق عملی آن در ظرف زمان و مکان خاص، که در احکام شریعت منعکس شده است، حائز اهمیت می باشد. به طور مثال، اصل برابری کامل زن و مرد در بهره مندی از صفات الهی و حقوق انسا­نی برخاسته از آن­ها، در آموزه های دینی تصریح شده است. زن و مرد هر دو انسان اند، منشاء واحدی دارند (نساء، 1 و لقمان، 28 و اعراف، 189)، از جنس واحدی هستند، در بهره­مندی از استعدادهای خلاقۀ انسانی و حقوق فردی مثل حق زندگی، انتخاب، تعقل، آفرینش، تعیین سرنوشت و... کاملاً برابرند و در مواجه با خود، خدا، قانون جهان و دیگر انسان­ها، موقعیتی برابر دارند؛ اما چون تحقق عینی وکامل این اصل در عصر بعثت و جامعه عربی مخاطب وحی، با توجه به محدودیت­ها و موانع جدی ساختاری و فرهنگی موجود، آنگونه که هدف دین است، ناممکن بود، احکام و مقررات شریعت درباره زن با توجه به این محدودیت ها و موانع، وضع و اجرا شده اند، با این هدف که وضع پیشین را که فاصلۀ بسیار زیادی با معیارها و موازین دینی داشت، تا حد ممکن، به وضعیتی بهتر تغییر دهند. زن عصر جاهلیت که در مقایسه با مردان، از هر نوع حقی، به کلی محروم بود، با اجرای احکام و مقررات جدید (شریعت) به بخش بزرگی از حقوق خود دست یافت و در فاصلۀ نزدیکتری، در همطرازی با مردان، قرار گرفت. تحت شرایط عینی آن روز، تأمین برابری کامل حقوق مرد و زن ناممکن بود. در این راستا اگر اختلافی در برخی حقوق میان زن و مرد دیده می شود، مربوط به احکام شریعت و متأثر از موانع و محدودیت های اجتماعی و فرهنگی موجود در جوامع مختلف است که با رفع آن موانع، آن نابرابری ها نیز باید از میان برود و تساوی کامل حقوق آن ها تأمین گردد. همچنین بردگی نمی تواند در دین وجود داشته باشد؛ زیرا هیچ یک از اصول و ارزش های دینی بردگی را تأیید نمی کند؛ به عکس بردۀ دیگری شدن به شدت نهی و دون­شأن و منزلت قلمداد شده است (توبه،9 وآل عمران 80،79). پس تأکید بر آزادی و استقلال شخصیت، وجدان و جسم فرد، و نفی هر نوع روابط بندگی و ارباب رعیتی میان انسان­ها یک آموزۀ دینی است. بحث برده داری و احکام مربوط به آن با آن که در شریعت و فقه آمده است، ریشه در واقعیت­های اجتماعی آن روزگار دارد و اسلام با قبول این واقعیت، برای محدود کردن و امحای تدریجی آن، مقرراتی تنظیم کرده است. همین توضیح را می توان دربارۀ مسئلۀ نابرابری میان مسلمان و غیر مسلمان داد. احترام به حقوق اساسی انسان­ها مثل حق زندگی، آزادی عقل، وجدان و عقیده، امنیت و... آموزه ای دینی است که همه انسان­ها، با هر عقیده و قوم و ملیت، مسلمان یا غیر مسلمان، را شامل می شود. قرآن در این زمینه از عناوین«نفس»،«انسان»، و«بنی آدم» استفاده کرده است و تفاوت­های جنسی، دینی و قومی را دخالت نداده است. منکران برابری حقوق زن و مرد، مسلمان و غیرمسلمان یا... معمولاً تصریحات موجود در دین، و استقلال دین از فقه و شریعت را نادیده می انگارند(پیمان، 1382: ص 255).

5.کرامت ذاتی انسان در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر

پژوهش­های تاریخی نشان می دهد که باور به برخی از حقوق فطری و طبیعی برای بشر، از گذشته­های بسیار دور وجود داشته است. شاید بتوان گفت از هنگامی که قدرتمندان، خودسری پیشه کردند و بر ضعیفان جامعه ظلم روا داشتند، اندیشۀ حقوق بشر برای مقابله با ستم و بی عدالتی شکل گرفت و هدف آن تأمین حداقل حقوق برای افراد جامعه بود. به عبارت دیگر از همین نقطه بود که حقوق بنیادین انسانی همچون حق حیات، حق کرامت، حق آموزش و پرورش، حق آزادی مسئولانه و حق برابری در برابر حقوق و قوانین پدید آمد تا نظم و آرامش را برای جامعۀ انسانی به ارمغان آورده، حیات مطلوب انسانی را تأمین کند. (نظری، 1382: ص102) آنچه امروز با عنوان «حقوق بشر» می شناسیم پدیده ای است که عمدتاً پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافته است. در واقع توجه به حقوق بشر تا حدود زیادی نتیجۀ پدیده هایی چون هولوکاست، پاک سازی نژادی و سایر فجایع و وحشی گری­ها بوده است. اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، که شاید مهم ترین سند عمومی قرن بیستم باشد، در سال 1948 م به وسیلۀ مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد و ازآن زمان، انبوهی از معاهدات، میثاق­ها و سایر اسناد حقوقی در زمینۀ حقوق بشر، تقریباً به وسیله همۀ ملت­ها، به تصویب رسیده است و احترام به حقوق بشر، معیاری نخستین برای مشروعیت اخلاقی جامعه ها گشته است (گیورث، 1382: ص149). در مقدمۀ منشور ملل متحد(مصوب 12 آوریل 1945م) انسان به لحاظ نظری، بنیان گذارجامعۀ بین الملل لقب گرفت و مقدمۀ منشور با نام «مردم ملل متحد» گشوده شد و از ایمان آنان به حقوق اساسی بشر، کرامت و شأن انسان و تساوی حقوق مرد و زن و همچنین همۀ ملت ها، اعم از کوچک و بزرگ، سخن به میان آمد( نوبهار،1382: ص613). اعلامیۀ جهانی حقوق بشر بر حقوق طبیعی مبتنی است و درآن مقصود این نیست که بشر با طبیعت ثابتی آفریده شده است و حقوق مذکور مقتضای این طبیعت می باشد، بلکه منظور آن است که بشر، از آن حیث که بشر است و صرفاً به اعتبار بشر بودنش، حقوقی دارد و هیچ امر خارجی و عارضی نباید مانع از برخورداری وی از این حقوق باشد (داوری اردکانی، 1382: 53). «کرامت انسان» یا «حیثیت ذاتی انسان» که در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر به عنوان مبنای اصلی برای تدوین حقوق بشر مورد نظر بوده، عبارت است از ملاحظۀ انسان از آن حیث که انسان است، و انسان از این حیث، عزیز، شریف و ارجمند است. هر گاه انسان به حکم انسان بودن، و نه به هیچ دلیل دیگری، ملاحظه گردد، احترام ذاتی و ارزش واقعی او لحاظ شده و شخصیت انسانی او ارجمند شناخته شده است. مبنا قرار دادن حیثیت ذاتی انسان موجب الغای امتیازات غیر واقعی شده، زمینۀ «وحدت انسان­ها» یا «وحدت جهانی»را فراهم می آورد (جاودان،1382 :282). در هر سه سند مهم بین المللی حقوق بشر، کرامت انسان مورد تأکید واقع شده است. در مقدمۀ اعلامیۀ جهانی حقوق بشر(1947م) از«کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده بشری» و «کرامت و ارزش افراد انسا­نی» یاد شده است. مقدمۀ مشترک میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (1976م) و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی(1976م) بر« کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده بشری» تأکید و تصریح می کند: «این حقوق از کرامت ذاتی موجود بشری منبعث می شود». در اعلامیۀ کنفرانس بین المللی حقوق بشر وین (1993م) نیز این بیان تکرار شده و آمده است: « تمام حقوق بشر از کرامت وارزش انسانی فرد انسانی منبعث شده اند». در اعلامیۀ آمریکایی حقوق و تکالیف بشر (1948م) نیز آمده است: « مردم (قاره) آمریکا کرامت افراد انسانی را پذیرفته اند» (خلفی،1382،ص361).

برخی اصول اعلامیۀ جهانی حقوق بشر که در اسلام نیز، جهت حفظ کرامت انسانی بر آن ها تأکید شده است، عبارتند از: حق حیات؛ در ماده 3 اعلامیه، آزادی فطری افراد بشر و مبارزه با بردگی؛ مواد 1،3و4، لغو شکنجه و رفتار برخلاف شئون بشری؛ در ماده 5، لغو تبعیض؛ مواد 2و7، حق دادخواهی و رسیدگی به اتهام در دادگاه صالح؛ مواد8 ،9 و10، اصل برائت؛ بند اول ماده 11، اصل قانونی بودن جرم و مجازات؛ بند 2 ماده 11، رعایت حریم خصوصی افراد؛ ماده12، آزادی انتخاب و ترک اقامتگاه؛ مواد13 و 14، حق تابعیت و تغییر آن؛ ماده 15، آزادی شرکت در مجامع و اتحادیه ها؛ ماده 20 اعلامیه و همچنین بند 4 ماده 32، حق شرکت در اداره امور سیاسی کشور؛ بند اول ماده21، حق امنیت شخصی و اجتماعی؛ مواد 3و 22، حمایت از شرافت و اعتبار افراد؛ ماده 12، آزادی ابراز و تغییر عقیده؛ مواد 18 و 19 (عمید زنجانی و توکلی، همان: ص165).

6.کرامت ذاتی انسان؛ امری برون دینی

اگر انسان ذاتاً ارجمند و گرامی است، پس کرامت ذاتی انسان امری برون دینی می باشد(بسته نگار، 1380: ص326). یعنی انسان پیش از آن که متدین به دین خاصی باشد، چنان حیثیتی را داراست. اگر گفته شود، چون دین، حکم به کرامت انسان می کند، پس وی از چنین ویژگی ای برخوردار است، بدیهی است درآن صورت، چنین ویژگی ذاتی او نیست، بلکه وضعی اعطایی است که تنها با اعتقاد به آن دین خاص، یا دست کم به یک گزاره آن دین، می توان چنان حیثیتی برای انسان قائل شد. در صورتی که کرامت ذاتی انسان نیز، مانند بحث حسن عدل و قبح ظلم، یک بحث فرادینی است، یعنی اساساً یک بحث عقلانی است. توجه دین به بحث حقوق بشر به معنای درون دینی بودن آن نیست، بلکه از قبیل ارشاد به اصلی عقلی است. در این راستا می توان به این مسأله نیز اشاره کرد که این گونه اصول عقلی، اصول قرآنی و اسلامی نیز به شمار می آیند (2)؛ هم از باب کلما حکم به العقل، حکم به الشرع، و هم از باب این که صریحاً قرآن آن ها را تأیید کرده است. (جاودان، 1382: ص282). عقل و دین هر دو کاشف کرامت ذاتی موجود بشری هستند. برای مثال تلقی یک کودک و یک سارق از برابری و عدالت قابل توجه می باشد. وقتی یک کودک سهم برابر با کودکی دیگر می خواهد یا وقتی سارقی سهمی برابر با سارق دیگر از مال به سرقت رفته می طلبد، تلقی مثبتی از عدالت خواهد داشت. کودک نیک می داند عدالت خوب است، گو این که اساساً نداند دین نیز آن را می گوید. سارق نیز به نیکویی عدالت حکم می راند، اما نه بدان سبب که دین می گوید. این حکم سارق و آن رأی کودک، نمونه ای از نگرش برون دینی به حقوق بشر است که به معنای استقلال عدالت و برابری- به عنوان حق بشری- از دین است (خلفی، 1382: ص361).

7. مبنای حقوق بشر جهانشمول: کرامت ذاتی یا ارزشی؟ 

در خصوص این سؤال که «آیا کرامت ارزشی می تواند مبنای وضع حقوق بشر قرار گیرد؟» می توان گفت، کرامت ارزشی ملاکی است که از میزان احراز آن توسط انسان ها تنها خود خداوند آگاه ترین است و ارج و پاداش این مقام امری لاهوتی و اخروی است و این امر تنها به خود خداوند مربوط است. قرآن نیز این کرامت را کرامت «عند ا...»دانسته است. اما از جهت دنیوی، همۀ انسان ها، مرد یا زن، از هر رنگ و نژاد و مرز و بوم و دین و آیین با یکدیگر برابرند، چون همه انسان اند:« انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا» (حجرات، 13). این آیه دو بخش دارد: نخست هرگونه امتیازی را لغو می کند. در بخش دوم، «ان اکرمکم عند ا... اتقیکم» تقوا را ملاک برتری قرار می دهد، اما اعلام می کند که این برتری«عند ا...» است. خداوند در این آیه برای تقوا امتیازات و حقوقی دنیوی جعل نکرده است. به این ترتیب می توان نتیجه گرفت که برای زندگی انسان در این دنیا تنها باید ملاک انسانیت (کرامت ذاتی) را معیار وضع حقوق عمومی قرار داد تا تبعیضی رخ ندهد (جاودان، 1382: ص283).

نتیجه گیری

حقوق بشر و حفظ و حراست از کرامت انسانی یکی از مهم ترین دغدقه های جوامع دیروز و امروز به شمار می رود و مطلوب و پسندیده است. در واقع وجود کشتارهای جمعی، تبعیضات نژادی، فقر، قاچاق انسان و... نشان دهندۀ آن است که جوامع انسانی همواره در معرض نقض اساسی حقوق بشر قرار دارند و صیانت از کرامت انسا­نی نیازمند سازوکارهای عملی برای تحقق آرمان های مشترک بشریت یعنی صلح، امنیت، رفع تبعیض و احترام به کرامت انسا­نی است. در این راستا آموزه های دینی نقش مهمی در بنیان گذاری اندیشۀ کرامت ذاتی انسان داشته است. حتی اگر بر این باور باشیم که انسان، خود نسبت به درک این حیثیت برای خویش تواناست، آموزه های دینی در جلب توجه انسان به کرامت ذاتی وی و تأکید بر آن پیش قدم بوده اند. در ادبیات دینی، انسان موجودی است که همۀ جهان برای او آفریده شده است و آفرینش مرگ و حیات برای آزمایش اوست. در متون دینی چنین ویژگی­هایی برای هیچ یک از موجودات دیگر ذکر نشده است. می توان گفت، در دوران کنونی تدوین حقوق بشر که بی تردید یک گام واقعاً آرمانی برای بشر بود و از طریق آن، ارزش ها­یی چون کرامت انسان، عدالت، آزادی، برابری و... برای انسان در سطح جهانی به رسمیت شناخته شد، علیرغم این که تهی از نقص و دور از نقد نیست، قابل تقدیر می باشد. در این راستا به نظر می رسد مشکل در ضعف اصول اعلامیۀ جهانی حقوق بشر نباشد، بلکه مشکل نبود راهکار تعیین کننده و قاطع برای اجرای آن است. حقوقی که تحت عنوان«حقوق بشر» قرار می گیرد، حقوقی طبیعی و فطری اند، نه الزاماً موضوعه. حقوق طبیعی بشر معنایی جز این ندارد که مراعاتشان زندگی انسانی­تر و عقلانی تری را میسر خواهد کرد و امنیت، رفاه و برخورداری و شکوفایی بیشتری را نصیب بشر خواهد نمود. این غایات عقلانی محصول تجربۀ طولانی و تاریخی بشر و مقبول عامۀ عقلایند. دراعلامیۀ جهانی حقوق بشر، مراد از بشر، بشری است که طبیعت و ذات او بر دین، نژاد و رنگ و پوست و امثال این ها سبقت دارد. به این معنا که بشر ابتدا بشر است و سپس دین، آیین، اعتقادات، افکار و نحوۀ زندگی خود را برمی گزیند. این مطلب با دین و دینداری منافات ندارد، چون انسان به دلیل نسبتی که با امر قدسی دارد، انسان نشده است. بشر ابتدا بشر بوده و سپس دین و نسبت خود با امر قدسی را اختیار کرده است. از آن جا که حقوق بشر، حقوق نوع بشر، صرف نظر از دین اوست، نکته ای که در مطالعۀ حقوق بشر از منظر اسلام باید بدان توجه کرد و البته گاه مغفول مانده، این است که آیات و روایاتی که صرفاً مبین وظیفۀ مسلمین در جامعه اسلامی و بیانگر کرامت مؤمنین است، نباید به عنوان مستندات حقوق بشر و کرامت ذاتی بشر از دیدگاه اسلام مورد استناد قرار گیرد.

همان گونه که در این مقاله بررسی شد، آنچه که در مراجعه به متون اسلامی یعنی آیات قرآن و روایات در خصوص کرامت ذاتی انسانی درمی یابیم، با دستاوردهای حقوق بشر یکسان است. اما آنچه که آموزه های اسلامی بر آن تأکید بیشتری داشته اند، کرامت ارزشی یا اکتسابی بشر می باشد، که نویسندگان اعلامیۀ جهانی حقوق بشر جهت جلوگیری از بوجود آمدن اختلاف با دیدگاه کشورهای سکولار از قید این که این حقوق از جانب خداوند به انسان واگذار شده است، پرهیز کردند. در هر صورت نقطۀ توجه در این مقاله کرا­مت ذاتی ا­نسان در این دو آموزه بود، که با توجه به دلایل و مستندات ارائه شده، به نظر می رسد جامعۀ ایده آلی که در سایه حفظ و حراست از کرامت انسانی در آموزِۀ حقوق بشر به تصویر کشیده شده است، تفاوت چندانی با مدینۀ فاضلۀ اسلام نداشته باشد. جامعه ای که در آن از فقر و ترس خبری نیست و به کرامت انسا­نی به بهترین صورت ارج نهاده می شود.

 

پی نوشتها:

1 - در مورد این خطبه، رک: مقصود فراست خواه،«واپسین نگرانی های پیامبر اسلام»، حقوق بشر از منظر اندیشمندان(مجموعه مقالات).

2 - مرحوم مطهری در این زمینه می گوید: « این اعلامیه نمی گوید مؤ منان برادرند یا هم وطنان برادرند، بلکه می گوید انسان ها برابرند» رک: یادداشتهای استاد مطهری،  ج3، صدرا، چاپ اول، 1379ش، تهران، ص227.

 

منابع و مآخذ:

1. اخوان کاظمی، بهرام، کرامت انسانی در دولت مهدوی،29/1/1387:

http://www.mahdaviat-conference.com/vdcca 4g182bg4la2.htm/.

2. بادرین، مسعود (1382)« حقوق بشر و حقوق اسلام: اسطوره ناهمخوانی»، مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی حقوق بشر: مبانی نظری حقوق بشر، دانشگاه مفید قم.

3. بسته نگار،محمد(1380)، حقوق بشر از منظر اندیشمندان. چاپ اول، شرکت سهامی انتشار. و نیز«مقاله حکومت دموکراتیک دینی» از عبد الکریم سروش،ص326.

4. پیمان، حبیب اله(1382)« اسلام و منشا حقوق بشر»، مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی حقوق بشر: مبانی نظری حقوق بشر، دانشگاه مفید قم.ص 255. همچنین برای اطلاعات بیشتر در این زمینه،  رک:  قاری سید فاطمی، سید محمد (1382)« فقه شیعه و حقوق بشر جهان شمول» (ضرورت اصلاح اجتهاد : زمینه گرایی اخلاقی در مقابل متن گرایی پوزیتویستی)،همان منبع، ص449.

5.جاودان، محمد(1382)،«نواندیشی دینی در اسلام و تأملاتی در کرامت ذاتی انسان و حقوق بشر»، مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی حقوق بشر : مبانی نظری حقوق بشر، دانشگاه مفید قم.ص282.

6.خلفی، مسلم(1382)«نگرش برون دینی به حقوق بشر(امتناع یا ضرورت؟)»، مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی حقوق بشر : مبانی نظری حقوق بشر، دانشگاه مفید قم.ص361.

7.داوری اردکانی، رضا(1382)، « ملاحظاتی درباره حقوق بشر و نسبت آن با دین و تاریخ»، مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی حقوق بشر: مبانی نظری حقوق بشر، دانشگاه مفید قم، ص53.

8. عمید زنجانی، عباس علی. توکلی، محمد مهدی(1386)«حقوق بشر اسلامی و کرامت ذاتی انسان در اسلام».فصلنامه حقوق، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره 4 ، زمستان86، ص162-161.

9. عظیمی فر، علی رضا، بررسی اصل کرامت انسانی در دولت مهدوی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، 8/2/1387:

http://www.monjee.com/farsi/tazeha/chekideh.htm.

10.گودرزی، مجتبی، کرامت های فراموش شده انسانی در عصر غیبت، 8/2/1387:

http://www.monjee.com/farsi/tazeha/chekideh.htm.

11. گیلانی، رضا، کرامت انسان در نگاه تکوین و تشریع،10/2/1387:

http://www.monjee.com/farsi/tazeha/chekideh.htm          

12. گیورث، آلن(1382)« آیا حقوق بشری وجود دارد؟»، مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی حقوق بشر: مبانی نظری حقوق بشر، دانشگاه مفید قم، ترجمه محمد حبیبی مجنده،ص149.

13. نظری، عبداللطیف(1384)«کرامت انسانی در قرآن و روایات و دولت مهدوی».مجله گلبرگ، شماره 69 .ص15.

14. نژندی منش، هیبت اله،جهانشمولی حقوق بشر،8/9/1386:

http://www.hoghoghdanan.com/international20 low/human20rights/article/   

15. نوبهار، رحیم(1382)، «دین و کرامت انسانی»، مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی حقوق بشر: مبانی نظری حقوق بشر، دانشگاه مفید قم،ص618.

16.Chin, Julia(1995) Human Rights: A Valid Chinese Concept. Torento: University of Canada  press.

17.Lass well  ,M(1980) Human Rights and World Public Order. New Haven: Yale University Press.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">