در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

با قرآن

* یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ
اى داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنکه روز حساب را فراموش کرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت

ص / 26

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۳۷ مطلب با موضوع «(عکاسی و هنر)» ثبت شده است

 

 «اینها در چند مورد اشتباه کردند: اشتباه اوّلشان این است که آقای خاتمی، گورباچف نیست. اشتباه دومشان این است که اسلام، کمونیسم نیست. اشتباه سومشان این است که نظام مردمیِ جمهوری اسلامی، نظام دیکتاتوری پرولتاریا نیست. اشتباه چهارمشان این است که ایرانِ یکپارچه، شورویِ متشکّل از سرزمینهای به هم سنجاق شده نیست. اشتباه پنجمشان این است که نقش بی‌بدیل رهبری دینی و معنوی در ایران، شوخی نیست. » (مقام معظم رهبری، دیدار با کارگزاران نظام، تیر ماه 1379)

فیلم مستند پرزیدنت آکتور سینما را دیدم. فیلم بر موضوع اتحاد جماهیر شوروی متمرکز است اما نامش از نام رئیس جمهور آمریکا گرفته شده است. همین نشان می دهد که سازندگان فیلم، آمریکا را متغیّر مستقلی فرض کرده اند که تأثیر دوری و نزدیکی به آن، بر وضعیت مردم و اقتصاد روسیه (شوروی) به عنوان متغیر وابسته به آزمون گذاشته شده است. علیرغم تلاش قابل تحسین گروه سازنده، دو اشکال مهم اینجا وجود دارد. نخست این که

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۶
امیر مقامی


اسفندماه 1392 دومین همایش مطالعات حقوق عمومی در دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی برگزار شد. در آن زمان علیرغم اعلام سطح منطقه ای برای همایش، مقالاتی از سراسر ایران - و حتی چند مقاله از پژوهشگران ایرانی مقیم خارج از کشور - دریافت کردیم. مدتها منتظر ماندم تا بتوانم به طریقی مجموعه مقالات این همایش را به نام دانشگاه منتشر نمایم اما تقریباً دیگر قطعی است که چنین اتفاقی روی نخواهد داد. لذا جهت بهره مندی پژوهشگران و دانشجویان محترم، انشاءالله طی روزهای آینده این مجموعه به طور کامل از طریق وبلاگ شخصی بنده و نیز پایگاه اطلاع رسانی گروه حقوق دانشگاه، منتشر خواهد شد. در لینک زیر نیز یکی از مقالات اینجانب که در همایش مزبور ارائه شده است، تقدیم می شود:

» ایران و حقوق بین الملل: داستان تمنّا و استغنا - PDF

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۶ ، ۱۹:۳۳
امیر مقامی

سال 1395 تمام شد. سالی که سال نود و رنج، نود و درد و حتی نود و مرگ نام گرفت. بسیاری، از سال 95 به عنوان «سال بد» یاد میکنند، از جنس سالهایی که «بری دیگه برنگردی». اما این همه ماجرا نیست. ما درگیر چهره عمومی سال 95 هستیم. این چهره عمومی، جامعه ای دغدار و رنجور ساخته است. در این چهره، بزرگان و اشخاص محبوب بسیاری، چشم از جهان فروبستند و حوادث غمناک و دردآور، غبار غم بر چهره ملّی نشاند؛ از پلاسکو تا ریزگردها، عوامل بزرگ و کوچک بسیاری این چهره را ساخته اند و اینک این جامعه ی غمناک، به استقبال سال نو می رود. طبیعتاً در طوفان رسانه ای که چهره ای کریه از سال گذشته ساخته است و در حالی که خود مردم از طریق گسترش فضای مجازی، در ترسیم این چهره فعّال بوده اند، بسیار سخت است که چنین جامعه ای را به امید و شور و زندگی، حواله داد. اما کافی است به یاد داشته باشیم که احتمالاً هر یک از ما لحظات شخصی خوبی را در سال 95 تجربه کرده ایم و نباید اجازه داد، چهره عمومی سالی که گذشت، خاطرات شخصی ما را بزداید و می توان امیدوار بود که چهره سال 96 بهتر از اینها باشد.

ایّام به کام

نوروز مبارک

امیر مقامی

اصفهان – 30 اسفند 1395 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۳۲
امیر مقامی

فایل صوتی سخنرانی دکتر مقامی با موضوع سیاستهای کلّی انتخابات اینجا در دسترس است.

حجم: 1.54 مگابایت

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۵ ، ۱۹:۴۱
امیر مقامی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۱۸
امیر مقامی

 

1. مسأله

مستفاد از مواد مختلف قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی و مطابق رویه حاضر، رأی دهندگان در این انتخابات باید «اسم» نامزدهای مورد نظر خود را در برگه های رأی بنویسند. به عبارت دیگر، رأی به اشخاص تعلق می گیرد و هر شخص نامزد، موضوع مستقل قانون انتخابات تلقی میشود. به موجب اصل 85 قانون اساسی نیز حق نمایندگی قائم به «شخص» است و چه بسا از همین اصل نیز بتوان برداشت که حق نمایندگی، حق شخصی است که به موجب رأی مستقیم مردم (اصل 62) ایجاد میشود، نه ناشی از عضویت در حزب یا گروه سیاسی مشخص. این در حالیست که در بعضی نظامهای انتخاباتی، ممکن است فهرست های ائتلافی یا احزاب رأی «یکجا»ی شهروندان را به دست آوردند. در این موارد نامزدهای ائتلاف یا حزب به طور مشترک از هر رأی به فهرست ائتلاف یا حزب بهره مند میشوند و آن آراء به نام تمامی ایشان محسوب میشود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۰۴
امیر مقامی

 

فیلم شهر موشها 2 را بارها دیده­ام! یکی از فیلمهای مورد علاقه دختر دو ساله ام، همین شهر موشهاست و من هم بارها این توفیق اجباری را یافتم که پا به پای او و حتی دقیق تر و جدی تر، ساخته مرضیه برومند را ببینم تا جایی که دیگر گاهی احساس میکردم این فیلم برای «کمی بزرگترها» ساخته شده؛ برای پدرها و حتی پدربزرگهای متولدین دهه 90. نمیخواهم با این یادداشت، کسی نگران مضامین فیلم شود اما واقعیت این است که شهر موشها به طور ناخواسته برخی از اساسی ترین چالشهای سیاست داخلی و خارجی در حوزه های امنیتی و اجتماعی را مورد بحث قرار داده است؛ که بسیاری از آنها به نحو روشنی با جامعه ما مرتبط است. این چالشها را با استشهاد از متن فیلم بیان میکنم:

1. هنوز هم همه شهر، درگیر خاطره جنگی است که سالها پیش انجام شده است. در این میان اگرچه «نظامی» (کلنل) شهر مورد احترام ویژه قرار میگیرد اما بچه های نسل جدید یکصدا به بچه های کلنل یادآوری میکنند که پدران همه آنها با «اسمشو نبر» جنگیده اند.

2. علیرغم برقراری امنیت، هنوز هم خروج موشها از شهر ممنوع است. بچه های امروز، دلیل ممنوعیت را میپرسند و «معلم» تازه وارد قول میدهد که برای رفع ممنوعیت با «مقامات» شهر مذاکره کند. در واقع، بقای ممنوعیت برای نسل جدید سؤال برانگیز است.

3. وقتی مشکی به همراه صورتی و کپلک، از شهر خارج می شوند، ترانه ای اجرا می شود با این مضمون که «دیوار، چاره نیست». بچه ها میگویند از این همه «باید و نباید» خسته شده اند و بر این باورند که باید رفت و گشت و دید. این سکانس، مؤثرترین سکانس فیلم درباره محدودیتهای اجتماعی و دعوت به گفتگو درباره آنهاست.

4. روند فیلم به گونه ای پیش میرود که نسل جدید میان «پیشو» و مادرش با «اسمشو نبر»، تمایز قائل میشوند. گرچه بزرگترها میگویند: اسمشو نبر هم اولش بچه بوده! اما فیلم نشان میدهد که موشها میتوانند به گربه ها کمک کنند و با آنها از در تعامل و دوستی درآیند. در میان گربه ها، یکی که اسمشو نبر است خواهان نابودی موشهاست. میدانیم که در عالم واقع، گربه میخواهد که با خوردن موش، غریزه طبیعی گرسنگی خود را فروبنشاند؛ اما در استعاره «شهر موشها»، هر موشی طعمه هر گربه ای نیست و رابطه عموم و خصوص من وجه میان مفاهیم موش-دشمن و گربه-دشمن وجود دارد. اگرچه همچنان بخش عظیمی از موشوندان بدون اطلاع از جزئیات آنچه گذشته در دام عوامگرایی گرفتارند و با شعارهایشان خواستار اعدام «پیشو» هستند. 

5. عده ای پیشو را مخل امنیت و مسبب مداخله اسمشو نبر می دانند؛ اما به زودی معلوم میشود که شکست دادن اسمشو نبر یک جنبه ایدئولوژیک قوی برای شهر دارد و پیشو هم در این میان، ممکن است ابزار مقابله با او باشد. چه بر این اساس و چه با هر دلیل دیگری، شهر، همچنان در برابر اسمشو نبر، متحد است؛ با اتکا به پیشگامی ستادی و اجرایی «نسل جدید»، با سلاح علمی و اندیشه بچه های شهر، بار دیگر در برابر او می ایستند و او را فراری میدهند.

علاقمندم در سی و هفت سالگی انقلاب اسلامی و در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان، آموزه های فوق را به کاوش بسپارم. اول: جامعه ما نیز هنوز درگیر خاطره جنگ تحمیلی است. جنگ، حق انحصاری برای هیچکس به وجود نمی آورد (نمونه پیشین: آژانس شیشه ای) و همه جامعه مستقیم یا غیرمستقیم، در دفاع از کشور خود درگیر میشوند. همانگونه که در مورد تحریمها، مردم عادی بیشتری فشار را تحمل کردند. دوم:نسل جدید در دنیایی که خروج از مرزها، به لوازم فیزیکی نیازی ندارد، برای خودایمنی به همراهی و آموزش نیاز دارد و نه به ابزارهای فشار و منع یا ادبیات انذار و مبادا. سوم: هیچ، دیواری چاره و ایمنی ساز نخواهد بود. دیوارها گاهی ناامنی می آفرینند و گاهی پشت دیوار، فریبنده تر از آنچه هست تصور میشود و آرزوهای متوهمانه می انگیزد. چهارم: نسل جدید قادر است میان تهدیدها و فرصتهای تعامل با فضای بیرونی، هوشمند و انتخابگر باشد. پنجم: اعتماد به نسل های جدید (به اصطلاح رویش های انقلاب) دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه در قالب جلب مشارکت این نیروها با طیفهای گوناگون فکری که همه در همین «مدرسه» آموزش دیده اند، یک ضرورت برای تداوم ارزشهای فراگیر است.

میتوان درباره این پنج گزاره به گفتگو نشست، صحت و سقم و محدودیتهای آنها را ارزیابی کرد اما نمی توان این چالشها را نادیده گرفت.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۴۲
امیر مقامی

در یکی از آخرین یادداشتهایم از رابطه «استبداد» و «فاجعه» نوشته بودم. (اینجا) اندکی از آن یادداشت گذشته بود کهاندک اندک  پازلهای ساختاری داستان «شهرزاد» برای بینندگان تکمیل میشد و من را به این فکر فرو برده بود که فتحی، فیلمساز عاشقانه ها، این بار روی رابطه عشق و استبداد دست گذاشته و به طرز آشکاری هویت عشق ستیز استبداد را آنگونه که پیش از این، شاملو سروده بود، تصویر کشیده است. هر دو سوی این ارتباط در همان قسمت نخست به خوبی نمایان شدند و شاید برای نخستین بار، تصویر نسبتا واضح تری از آنچه در «روز» 28 مرداد در خیابانهای تهران گذشته بود، ارائه کرد. اما اصل مطلب... مایه اصلی داستان شهرزداد چنین است: بزرگ آقا، به عنوان نماینده تیپ محافظه کار، امر به ختم شیدایی فرهاد و شهرزاد نمایندگان تیپ اصلاح-گر و انقلابی داستان می دهد و نهایتا آنچه به وقوع می پیوندد، حاصل اراده اوست. اوست که میتواند هر جنایتی انجام دهد، و خود را منجی بیگناهانی نشان میدهد که در مخمصه افتاده اند! 

واقعیت این است که استبداد، حتی در روایت اقتصادی «سن» هم از آنجا که با سوءتدبیر، همراه است ممکن است به هرگونه امیدی (از جمله عشق) پایان بخشد. بارها و بارها به این اندیشیدم که این ماجرا را چگونه میتوان نوشت؛ تا این که یادداشتی از پرویز امینی خواندم. ایشان را نمیشناسم اما در سایتها به عنوان جامعه شناس، از او یاد کرده اند. این نیز در خاطرم هست که میدانید جز در یکی دو مورد (مثلا برای نمایان کردن رویکردهای حقوقی بین المللی بعضی چهره های شاخص مثل رئیس جمهور یا وزیر خارجه)، هرگز یادداشتی که از طرف نویسنده «به منظور انتشار در وبلاگ» نوشته/ارسال نشده باشد را بازنشر نمیکنم؛ اما این بار ماجرا متفاوت است: یک نفر پیش دستی کرده و قبل از من و حتی شاید با نگاهی کاملتر، به موضوع مورد اشاره پرداخته است و ترجیح میدهم همان مطلب را با خوانندگان به اشتراک بگذارم. این یادداشت در سایتهایی چون نسیم و تسنیم منتشر شده است که متن آن را از وبسایت شخصی نویسنده گرفته ام که بدون نقد و روتوش در ادامه مطلب میخوانید:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۵۷
امیر مقامی

از میانه پاییز، پرندگان مهاجر در اصفهان فرود می آیند و اتراق میکنند؛ تا جایی که زاینده رود، زنده باشد جمع بیشتری از این مهاجران، در اصفهان میمانند و هر چه خشکی بیشتر، پرنده کمتر. آب باریکه ای که هنوز در بخش هایی از رودخانه مرکز شهر جاری است، فرصتی برای تماشای پرواز و شنیدن قیل و قال پرنده های سپید شناگری است که مهمان گنجشک های اصفهان هستند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۴ ، ۱۶:۳۱
امیر مقامی

روز پنجشنبه گذشته بعد از مدتی وقفه، نشست علمی گروه حقوق دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی با موضوع ابعاد حقوقی بین المللی فاجعه منا برگزار شد. دکتر محمود جلالی استاد دانشگاه اصفهان، سخنران این نشست بودند. گزارش تصویری نشست را در کانال تلگرام و وبلاگ گروه حقوق و فایل صوتی آن را نیز از اینجا دریافت کنید.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۴ ، ۰۹:۴۷
امیر مقامی

 

راوی

ما حمله کرده ایم با به ما حمله شده؟ تا چند بجوشم؛ خون از زانو برگذشته و آتش در سینه ی من است. هر کس دیگری را سبب می داند و به راستی که ما همه سبب ایم!

 

زن صحنه یار

ما همه؟ نه؛ من بر اجاق خویش کودکان را سیرآویج می پختم و بی خبرم! مرا جنگ عقاید چیست که سبزی خود پاک می کنم و کشک خود می سابم و هاون خود می کوبم؟

مرد صحنه یار

ما همه؟ نه؛ من کشتکارم! چه ام به چه و که، چون همواره تا زانو در گلم؟ حقّا که شمشیر ندیده بودم تا دمی که بر گردنم فرود آمد!

 

راوی

میان اینهمه که می میرند – کسی چه می داند – شاید چندین فردوسی و بوعلی است. میان اینهمه شاید چند حافظ است!

 

تاراج نامه – بهرام بیضایی

 

 

هر جمعه شب که پای سریال «جلال الدین» می نشینم از خودم می پرسم چه چیز مرا به ادامه دیدن سریال، مشتاق نگه می دارد؟! واقعیت آن است که ساخته اسدی و معیریان، کمتر جذابیت های مرسوم این زمانه را دارد و از نوع آثار عامه پسند نیست. علیرغم همه ظرافت های مربوط به اجزاء اثر که بیینده عادی مثل من را درگیر می کند مثل دکورها، نور و حتی دوبله، ترکیب اثر آنقدر دلنشین نیست که سخت گیری سخت گیران را فروبنشاند! پس چه چیز من را درگیر جلال الدین کرده است؟

فیلم، دو جلال الدین دارد که در یک عصر زیسته اند، یکی آن جلال الدین بلخی است که بعدها «مولانا»ی مشهور می شود و دیگری سلطان جلال الدین خوارزمشاه است، که در دوران اشتباهات فراوان سلطان محمّد، برای حفظ ایران می کوشد. شاید اگر از همین منظر به «جلال الدین» اسدی و معیریان نگاه کنیم، فیلمی دو پاره می بینیم: پاره ای زندگی و کودکی مولاناست و اثرپذیری باورهای او از زمانه ای که زیسته است و تجربیاتش، پاره دیگر درباره دربار خوارزمشاهی است که ایران را به جنگ مغولان می برد. گویی علیرغم همه جذابیت هایی که پاره نخست می توانست داشته باشد و گویی برای من ندارد (دست کم تا این چند قسمت که دیده ام)، من بیشتر درگیر پاره دوم داستانم.

من درگیر دربار خوارزمشاهیانم!

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۳ ، ۱۳:۱۸
امیر مقامی

 

موضوع سخنرانی امروز، به معرفی بایسته های فیلترینگ اینترنت از منظر نظام بین المللی حقوق بشر اختصاص یافته بود. در ابتدای صحبت، با تأکید بر اصول آزادی، قانونی بودن، ضروری بودن و تفسیر مضیق محدودیت های آزادی بیان و اطلاعات، مسائلی همچون هتک حرمت و حیثیت اشخاص، جرایم علیه مالکیت، محتوای مخرب شخصیت اخلاقی کودکان، ترغیب به جرایم بین المللی از جمله نفرت پراکنی به منظور نسل کشی و محتوای علیه امنیت ملّی و اخلاق عمومی را به عنوان محدودیت های مشروع آزادی بیان و اطلاعات در حقوق بین الملل ذکر کردم. سپس به بیان اصول شکلی حاکم بر فیلترینگ پرداختم و به این نکته اشاره کردم که اصول تفکیک پذیری و تناسب از اصول حقوقی قابل اعمال در این زمینه هستند. فیلترینگ باید آخرین اقدام و متناسب با محتوای مجرمانه باشد و اقدامات قبلی مثل تذکر و اخطار برای حذف مطالب، انجام شود. همچنین فیلترینگ نباید محتوای مجاور محتوای مجرمانه را در برگیرد. در پایان هم نقدی بر رویه کنونی فیلترینگ در کشور داشتم.

فایل صوتی این سخنرانی را از اینجا دریافت کنید.

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۳ ، ۱۵:۴۸
امیر مقامی

 

امسال پاییز، یکسره سهم شما بهار

ما را در این زمانه چه کاریست با بهار

از پشت شیشه های کدر، مات مانده ام

کاین باغ رنگ، کار خزان است یا بهار؟!...

(محمدعلی بهمنی)

 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۳ ، ۰۶:۵۷
امیر مقامی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۳۸
امیر مقامی

نارنجستان قوام - سقف و ستون چوبی


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۱۲
امیر مقامی


 کتیبه خط میخی - آپادانا - تخت جمشید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۷
امیر مقامی

 

بازار وکیل

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۳ ، ۲۲:۵۷
امیر مقامی

هفته گذشته سفری به شیراز داشتیم و تجدید دیدار با زمانه حافظ و سعدی... گذری غمگینانه در شکوه از دست رفته پارسه و... از میان این همه، شاید آنچه بیشتر ماندنی است و سوغات برای خود آوردم، سه اثر از بهرام بیضایی بود. کتابهایی که در یک حراج در سینما سعدی شیراز، خریدم و یکی شان «تاراج نامه» که ابتدا فریب کوتاهی اش را خوردم و شروع به خواندن کردم؛ دیدم هر واژه اش کتابی است!

بهرام بیضایی همان ابتدای تاراج نامه، تکلیف را با خودش و خواننده اش معلوم کرده است؛ قضاوت او و خلاصه تاریخ دیپلماسی ایران چنین است: از ماست که بر ماست! چنان مشغول خویشیم و اصحاب عقاید گرفتار تقابلند که بیگانه را نیازی به روزن نیست؛ دروازه دربازه است!

تاراج نامه، حکایت دختر و پسری است که به امید رهایی در لباس جنس مخالف رفته اند؛ دختر فکر میکند در لباس مردانه تواند گریخت و پسر فکر میکند امید بقای حیات در لباس زنانه بیشتر است؛ تا این که به یک تاتار دور از خانه و همسر می رسند...

و نهایتا، این "خویشتن" خویش است که امید نجات است؛ نه لباس و ظاهر دیگری. این دست من و گزلیک من است که با امید به خویشتن رهایی می آفریند؛ نه نقاب و کلاهخود قلابی و پیش از همه اینها: منِ من، اندیشه ی من.

نثر بیضایی، چنان در این اثر مسحورکننده است که در سفری برای سیاحت دست از آن نمی کشم و با رنج و اندوه شخصیت هایش همراه می شوم! و جالب تر، آن همه واژه مغولی که شاید روزی مرسوم بوده و دیگر در میان واژگان ما مهجورند؛ از میانشان برخی هم مانده اند.

آنقدر تک مضراب ناشنیده و ساحرانه در این متن هست که گزینش یکی از گزینش دیگری سخت تر! برای من که درگیر فرم و معنا در حقوقم، این یکی از مابقی بیشتر جلوه کرد و ماند:

خود را گفتم صورت دیگر کنم، معنا نیز دیگر شد!

ما هم پیش از مغول، هم پس از آن... تا امروز... همیشه در تاراج خویشتن بوده ایم تا تاراج دشمن! وقتی پیش پله های آپادانا قدم می زدم و عکس می گرفتم، این چند سطر اخوان را زمزمه می کردم: ما فاتحان شهرهای رفته بر بادیم...

 

+ آخر شاهنامه – مهدی اخوان ثالث

+ تصویر - اینستاگرام

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۲۱
امیر مقامی


//bayanbox.ir/id/8918421623270777635?view

با رواج گوشی های تلفن همراه هوشمند، گونه های مختلفی از ابزارهای شبکه ای اجتماعی پدید آمده اند که هرکدام کاربردهای خاص خود را دارند. یکی از محبوب ترین این ابزارها، «اینستاگرام» است که امکان به اشتراک گذاری عکس را فراهم میکند. آشنایی با این ابزار هم شوق عکاسی بیشتری را بر می انگیزد و هم دوستان و آشنایان را بیشتر با فضای زیست یکدیگر آشنا میکند. متأسفانه، استفاده از این ابزار سبب شده کمتر نسبت به انتشار عکسها از طریق وبلاگ اقدام کنم! بنابراین برای آنکه مخاطبان وبلاگ نیز از این عکسها استفاده کنند، و در حالی که صدمین عکس اختصاصی اینستاگرام را منتشر کرده ام؛ دعوت می کنم صفحه اینستاگرام من را دنبال کنید:

 

@ http://instagram.com/amirmaqami#

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۲۰
امیر مقامی


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۴۷
امیر مقامی


درباره «امید»

 

 

فکر نمی کنم برای اهالی حقوق بین الملل، «دکتر امیرحسین رنجبریان» نیاز به معرفی داشته باشد. استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران را اولین بار در حاشیه همایش سلاح های شیمیایی در دانشگاه شهید بهشتی دیدم؛ آنجا آشنایی اولیه شکل گرفت.  استاد که گاهی دانشجویانشان را به نام کوچک صدا می زنند؛ بعد از آزمون دکتری سال 87 در راهروی دانشکده، حاصل کار را پرسیدند؛ گفتم که راضی نیستم! و نشد! سال 88 در آزمون موفق شدم و با لطف ایشان و دیگر استادان، از مهر 89 ردای دانشجویی در دانشکده دوست داشتنی ام را بر تن کردم. برای عید از ایشان درخواست کردم یادداشتی نوروزی هدیه کنند، به من، خانواده ام و خوانندگان وبلاگ. حاصلش این یادداشت دلنشینی است که در عین سادگی، چیزهایی برای آموختن دارد. سپاسگزار لطفشان خواهم بود.

 

 

«نوروز گرامی ترین و گران ارج ترین جشن ایرانی است. ... می توان گفت نوروز در روزگار ما درفش فرهنگ ایران شده است».

 استاد جلال الدین کزازی

 

گرامی دوست و همکارم، حضرت مقامی این خدمتگزار را قابل دانسته و فرمودند چیزکی به مناسبت نوروز 93 بنویسم برای قرار گرفتن در پایگاه  خوش هیئت و پرهیبت او. اختیار نوشتن در باره مسایل حقوقی یا غیر آن را هم به خودم واگذاشت. چند روزی پیشتر از آنکه او با پیام آشنایی بنوازدَم و بخواندَم به نوشتن یک یادداشت نوروزانه، خوش خیالی کرده بودم و با خویش گفته بودم خوشا به حالت! دیگربار به پایان سال رسیدی، یک سال دیگر هم از اثر نفرین و آه دانشجویان جهیدی و اسب بخت جهاندی به دیدن یک سال نوی دیگر. تا سال بعد هم خدا کریم است. امسال را نیک قدر بدان چرا که اندکی سبکبارتر از سالیان پیش هم هستی و چشمانت در تعطیلی ها کمتر دو دو می زند به دنبال گیری کارهای ناتمام در روزهای پس از نوروز. از شما خوبان چه پنهان، به پیشواز نوروز هم رفته بودم و چند روز آخر اسفند را هم پیوند زدم به تعطیلات پیش رو تا از دیگران که همه ساله چنین می کنند کم نیاورم. این شد که زودتر دست از اوراق شستیم و به خود و بچه های مردم تعطیلی پیش رس بخشیدیم. هم خودم چند روزی زودتر از قیل و قال مدرسه و مکتب فاصله گرفتم و هم آنها را از عذاب کلاس در پایان سال ایمن کردم. به امید اینکه ثوابی ببرم و دعایی هم بشنوم که شنیدم.  سه روزی گذشت به اندیشیدن و نیک درماندم در اجابت فرمایش آن عزیز. اینکه باید آیا دوباره فکری تمرکز بدهم بر مسایل روز و همان بحث و درس ها را از نظر گذراندن تا سوژه ای در خور این همه خواننده ی درس خوانده آگاه و پرعلاقه بیابم یا اینکه رها کنم حقوق و حقوق بین الملل را به حال پریشان خود؟

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۴۵
امیر مقامی


 

بهار، خاصیت و معنایی غیر از معنای زیستی و زمینی اش دارد. بهار، پایبند هیچ حصار و قفلی نیست. رگه های سبز زمین، میان هر سنگی، فرصتی برای رویش دارند؛ حتی لابلای آسفالت ها و بتون های مدرن. بهار، بیش از آن که برای زمین، معنا داشته باشد، معنایی در زمان دارد؛ بهار زمان نه پایانی دارد و نه تصویر یکدستی. بهار زمان، در حصار آفتاب، باد، باران یا برف نیست. به این معنا، نه یک فصل، بلکه بهاری بی پایان می توان داشت؛ با این معنا، سبزی و خشکیدگی درختان، نشان بهار نیست؛ بلکه حیات، بودن، رویش، هر لحظه و هر جا، خود بهار است. چنانکه در حدیث معصوم نیز «عید» پایبند روز مشخصی نیست، هر روز می تواند عید باشد؛ یعنی مبارک و خجسته باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۲۸
امیر مقامی


دومین همایش مطالعات حقوق عمومی روز پنج شنبه پانزدهم اسفندماه در مؤسسه آموزش عالی شهید اشرفی اصفهانی برگزار شد. در این همایش، حدود بیست سخنرانی در موضوعات مختلف و به ویژه با تأکید بر مسائل ایران و حقوق بین الملل ارائه شد.

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۲ ، ۲۱:۱۹
امیر مقامی
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۲ ، ۱۳:۱۴
امیر مقامی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۲ ، ۱۳:۰۷
امیر مقامی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۲ ، ۱۳:۰۳
امیر مقامی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۲ ، ۲۲:۰۳
امیر مقامی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۲ ، ۲۱:۵۱
امیر مقامی


محرم 

 

بسان رهنوردانی که در افسانه ها گویند
گرفته کولبار زاد ره بر دوش
فشرده چوبدست خیزران در مشت
 
گهی پر گوی و گه خاموش
در آن مهگون فضای خلوت افشانگیشان راه می پویند
ما هم راه خود را می کنیم آغاز
سه ره پیداست
 
نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر
حدیثی که ش نمی خوانی بر آن دیگر
 
نخستین : راه نوش و راحت و شادی
 
به ننگ آغشته ، اما رو به شهر و باغ و آبادی 
 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۲ ، ۲۱:۰۸
امیر مقامی