در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

با قرآن

* یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ
اى داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنکه روز حساب را فراموش کرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت

ص / 26

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

این چه متنی است؟!

شنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۴، ۱۰:۴۶ ب.ظ

 

 

یک . شامگاه سیزدهمین روز سال نود و چهار، وزیر خارجه ایران و نماینده عالی اتحادیه اروپا در دانشگاه پلی­تکنیک لوزان، بیانیه­ای را خواندند و از دست یابی به مؤلفه­های کلیدی «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) سخن گفتند. متن انگلیسی این بیانیه را موگرینی خواند و متن فارسی را ظریف. هر دو متن از طریق خبرگزاری­ها و پایگاه­های اینترنتی رسمی (اتحادیه اروپا) در دسترس عموم قرار دارند و محرمانه نیستند. علیرغم این متن مشترک، طرف­های ایرانی و آمریکایی نسبت به صدور اسنادی غیررسمی نیز اقدام کردند که متأسفانه طی ساعات گذشته بیش از متن اصلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. به عنوان یک پژوهشگر حقوقی، تصوّر می­کنم تا پیش از دست­یابی طرفین مذاکره به «برجام»، هرگونه گفتگو درباره متن­های غیررسمی، جز انذار و ارشاد مذاکره­کنندگان اثر دیگری ندارد. به واقع، تنها متنی که اکنون می­تواند مورد استناد (سیاسی) همه طرفها قرار بگیرد، همان متن بیانیه موگرینی – ظریف است. اما این متن، چیست و چه می گوید؟ یادداشت حاضر، گذاری است به برخی از ابعاد حقوقی بین المللی نتایج مذاکرات هسته ای و ابعاد فنی و سیاسی (داخلی) آن را فرومیگذارد!

دو. متن مزبور، تنها یک بیانیه مطبوعاتی است. بیان آن حامل کلیاتی است که نشان می­دهد با توجه به عزم سیاسی و حسن نیت طرفین، ایران و 3+3 با اذعان به این که «ایران، یک برنامه هسته ای صلح آمیز را پیگیری می کند»، توانسته اند راه حلهایی را پیدا کنند که ضمن تضمین ماهیت صرفاً صلح آمیز برنامه هسته ای ایران، می تواند به طور جامع، همه تحریم های هسته ای ایران را پایان دهد. جزئیات این راه حلها، شامل اقدامات گام به گام یا جدول زمانی، در مرحله تدوین برجام مشخص خواهند شد.

سه. متن حاضر، نشان می دهد در چهارچوب برنامه اقدام مشترک (ژنو/2013) و همانگونه که سند مزبور پیش بینی کرده بود، با تدوین برجام، شورای امنیت ملل متحد از توافق نهایی حمایت خواهد کرد. بدین ترتیب، گرچه این مذاکرات، ماهیتی شبه قراردادی دارد اما قرار نیست به انعقاد یک معاهده بین المللی منجر شود. بلکه برخلاف همه موارد پیشین، اعضای دائم شورای امنیت به جای تحمیل قطعنامه به دولتی که به زعم ایشان، ممکن است تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی رقم زده باشد، با دولت مزبور (ایران)، مذاکره کرده اند و راه حلی توافقی را پیدا خواهند کرد. به عبارت دیگر، در صورت توفیق طرفها در تدوین برجام، سند مزبور به عنوان بخشی یا ضمیمه ای از یک قطعنامه آتی شورای امنیت ملل متحد خواهد بود. جالب است که تلقی معاهداتی از برجام محدودیتهای بی شماری بر مذاکره کنندگان تحمیل خواهد کرد، از جمله این که طبق کنوانسیون وین، همه دولتهای مذاکره کننده باید آن را به تصویب قوه مقننه خود برسانند و در نتیجه، دولتهای ثالث مثل عربستان سعودی و... به عنوان کشورهای ثالث، تعهدی در قبال چنان معاهده ای نخواهند داشت! اما اساساً قرار نیست این توافق، به یک معاهده تبدیل شود، بلکه به عنوان یک قطعنامه آتی شورای امنیت در چهارچوب مواد 25 و 103 منشور ملل متحد قرار خواهد گرفت. به موجب ماده 25 منشور، قطعنامه های شورای امنیت که تحت فصل هفتم منشور به تصویب می رسند (همچون همه قطعنامه های تحریمی پیشین علیه ایران)، برای همه دولتهای عضو ملل متحد (اعم از ایران، مذاکره کنندگان و طرفهای ثالث)، الزام آور خواهد بود، بدون آن که نیازی به تصویب قوه مقننه هیچ یک از کشورها باشد. چنین امری، نتیجه برتری حقوق بین الملل بر حقوق داخلی است و با توجه به تحولات مربوط به اصل حاکمیت ملی، به منزله مخدوش ساختن حاکمیت ملی هیچ دولتی نخواهد بود.

چهار. مسأله دیگر لغو تحریم هاست. چرا فقط تحریم های هسته ای لغو و متوقف می شوند؟ واقعیت این است که تحریم های علیه ایران، متنوع و گوناگون است. بعضی تحریمها با اهداف سیاسی از ابتدای انقلاب به ویژه پس از واقعه «لانه جاسوسی»، آغاز شده اند و مرور تاریخی انواع تحریمها از حوصله این مختصر، خارج است. تحریمهای هسته ای شامل تحریمهای شورای امنیت، تحریمهای اتحادیه اروپا و آمریکاست. به جز تحریمهای شورای امنیت، دولتهای ثالث الزامی به رعایت سایر تحریمها نداند و همراهی آنها، بیشتر ناشی از جو سیاسی بین المللی علیه ایران بوده است. به علاوه، تحریمهای دیگر، موضوع مذاکره نبوده اند و همانگونه که مقامات ایرانی بارها تکرار کرده اند، فقط درباره موضوع هسته ای با آمریکا و دیگر اعضای 3+3 مذاکره می کنند. طبیعی است که لغو سایر تحریمها نیازمند عزم سیاسی برای تکمیل این مذاکرات و یا برقراری مذاکراتی جداگانه است؛ مگر آن که حوادث و رویدادهای دیگری آمریکا را به لغو تحریمها متمایل سازد.

پنج. بر اساس متن بیانیه مطبوعاتی، با تحقق توافق برجام، «تحریم های شورای امنیت لغو» خواهد شد. در واقع مذاکره کنندگان با توجه به ماهیت مذاکرات و وضعیت خود در شورای امنیت، طبق برجام متعهد خواهند شد که قطعنامه ای با مضمون لغو تحریم های پیشین هسته ای، به تصویب شورای امنیت برسانند. در اینصورت هیچ تحریم بین المللی دیگری درباره ایران در شورای امنیت باقی نخواهد ماند. «اجرای تحریمهای هسته ای اتحادیه اروپا»، طبق زمانبندی احتمالی برجام، «ملغی» خواهد شد و این تعهدی است که از سوی نماینده عالی اتحادیه سپرده خواهد شد. اما لغو تحریمهای کنگره آمریکا نیازمند مصوبه کنگره است و دولت آمریکا نمی تواند به جای کنگره (قوه مقننه)، تعهد به لغو تحریمها بدهد اما در چهارچوب حقوق اساسی آمریکا می تواند متوقف گردد. بدین ترتیب، رئیس جمهور آمریکا یک تنه متعهد به مراعات توافق سیاسی مزبور در خصوص توقف تحریم ها خواهد بود زیرا در نظام حقوقی آمریکا، اجرای تحریمها با فرمانهای اجرایی رئیس جمهور صورت می گیرد و از آنجا که برجام از تأیید شورای امنیت برخوردار خواهد شد، رئیس جمهور آینده آمریکا از نظر حقوقی قادر به نادیده گرفتن این تعهد نخواهد بود. البته عدم پایبندی به تعهدات، موضوعی متفاوت است که با واکنش مناسب احتمالی ایران روبرو خواهد شد. اساسا چنین تحریم هایی زمانی برای آنها موفقیت آمیز خواهد بود که بتوانند هجمه و ائتلافی جهانی علیه ایران سامان دهد و چنانچه آنگونه که رئیس جمهور روحانی می گوید، ایران به تعامل مثبت و سازنده با جهان ادامه دهد، چنین تحریم های یکجانبه ای از سوی سایر کشورها جدی گرفته نخواهد شد. همکاری های نفتی و صنعتی ایران و فرانسه در اواخر دهه هفتاد، تجربه ای است که نشان می دهد تحریم های یکجانبه آمریکا، در صورت وجود فضای سیاسی مثبت در ایران، فاقد تأثیر جدی خواهند بود.

شش. موضوع دیگر، اجرا یا تصویب پروتکل الحاقی است. شورای امنیت می تواند در صورتی که برای حفظ صلح و امنیت بین المللی ضروری بداند، اجرای مقررات پروتکل را از هر کشوری بخواهد. بدین ترتیب، تعهد ایران به اجرای ترتیبات راستی آزمایی فراتر از ان.پی.تی ناشی از قطعنامه شورای امنیت خواهد بود و نه رضایت به معاهده که نیازمند تصویب مجلس است. لذا در صورت پایان دوره راستی آزمایی و عادی شدن برنامه هسته ای ایران، ایران می تواند درباره تصویب یا عدم تصویب پروتکل تصمیم گیری کند. بدیهی است که دوران راستی آزمایی هنوز مورد توافق قرار نگرفته است. علاوه بر این، طبق اصل 59 قانون اساسی می توان تصویب پروتکل را به همه پرسی گذاشت.

هفت. هنوز برای بحث درباره جزئیات توافق هسته ای زود است زیرا چنین توافقی هنوز جنبه حقوقی به خود نگرفته است و هنوز هیچ تعهدی از سوی هیچ یک از طرفین پدید نیامده است. طبق توافق ژنو، «بر هیچ چیز توافق نخواهد شد مگر آن که بر همه چیز توافق شود.» با وجود این، می توان امیدوار بود که برجام بتواند، نگرانی های غرب را پاسخ دهد، برنامه هسته ای ایران را حفظ کرده و به حالت عادی برگرداند و سبب لغو تحریمهای ناعادلانه بین المللی و یکجانبه شود. به علاوه در هر تحلیلی باید به چند نکته «ظریف» توجه داشت:

1. ایران، تنها کشوری است که قطعنامه های شورای امنیت را به چالش کشیده و برای لغو آنها از روشهای مسالمت آمیز بهره می برد. ایران، اینک ثمره درختی را می چیند که در کنفرانس سانفرانسیسکو با اصرار بر درج بند 4 ماده 2 کنونی منشور، کاشته شد.

2. قدرتهای جهانی به جای اصرار بی فایده بر تحریم های ناعادلانه، ایران را به عنوان طرف «توافق» به رسمیت شناخته اند که می تواند بخشی از «راه حل» مسائل مربوط به خود باشد. بدین ترتیب، قطعنامه شورای امنیت با رضایت سیاسی ایران و طرفهای مذاکره، حاصل خواهد شد و نه با تحمیل یکجانبه. این مذاکرات، فی نفسه نشانه ای از شکست یا پایان خودخواسته هژمونی آمریکاست و امید به پدیداری فضای تازه ای را در روابط بین الملل، ایجاد می کند که در آن، تصمیمات مهم با حضور همه بازیگران مؤثر اعم از کوچک و بزرگ، اتخاذ می شود. آینده نشان خواهد داد که این امید، واقعی است یا واهی. البته تحول این فضا را بیشتر باید مرهون درس آموزی اوباما از انزوای آمریکا در عصر بوش، دانست.

3. طبق موازین موجود حقوق بین الملل، اگر فقدان نهادی قضایی برای ارزیابی تصمیم شورای امنیت را لحاظ کنیم و با در نظرداشتن آموزه صلاحدید شورای امنیت که در رویه قضایی بین المللی از جمله قضایای تادیچ و لاکربی و... بارها تکرار شده است، پیش از توافق ژنو، ایران مجوز قانونی غنی سازی خود را به موجب قطعنامه های شورا، از دست داده بود. این مذاکرات، سبب بازگشت امکان قانونی برای غنی سازی خواهد شد و در صورت توفیق، پرونده ایران مانند سایر اعضای ان.پی.تی به آژانس بازخواهد گشت.

4. اوباما در جایی گفته بود که اگر می توانست همه پیچ و مهره های هسته ای ایران را با دست خود باز می کرد. طبیعی است که ایران نیز اگر می توانست می خواست فارغ از هر نظارت و هیاهویی، برنامه صلح آمیز هسته ای خود را پیش ببرد. اما واقعیت جامعه بین المللی امروز، برآورنده میل باطنی هیچ یک از طرفها نیست. این مذاکرات می تواند نقطه تعادل را در بازی آرزو – واقعیت پدیدار سازد، آنچنانکه آن نقطه تعادل، خود به یک «مطلوب» تبدیل شود.

» گزارش مختصر وبلاگ گروه حقوق دانشگاه شهید اشرفی با دسترسی به متن های اصلی بیانیه لوزان

 

نظرات  (۹)

می نویسند بیانیه بخوانید (توافق دو مرحله ای)!!!!


ما می دانستیم فقط تحریم های هسته ای در دستور کار است،اما رییس جمهور محترم می گفتند شرط حصول توافق لغو همه ی تحریم هاست

دکتر ظریف هم فرمودند: همه ی تحریم ها از جمله تحریم های بانکی،اقتصادی،بیمه ی کشتی ها و...لغو می شود.

و یه سوال: چرا ما باید اعتماد غرب و آمریکا رو جلب کنیم؟چرا باید مسئول نگرانی های اون ها باشیم؟چرا؟

یادش به خیر،احمدی نژاد تو مصاحبه با سی ان ان گفت چرا ما باید مسئول نگرانی های نتانیاهو باشیم؟مگه اون کیه؟

و در جواب مجری که گفت او رهبر یک کشوره با عزت جواب داد: او یک آدم کش حرفه ایه.


*ایالات متحده نیز اجرای تحریم های مالی و اقتصادی ثانویه مرتبط با هسته ای را، همزمان با اجرای تعهدات عمده هسته ای ایران به نحوی که توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی راستی آزمایی شود، متوقف خواهد کرد.

یک سوال دیگه: راستی آژمایی آژانس کی تموم میشه؟آیا میتونه اصلا تموم نشه؟چون براش زمان نذاشتن دیگه...ده سال؟!15 سال؟!

ژاپن که دوستشون بود چند سال طول کشید؟!

این یعنی ما الان محدودیت ها رو می پذیریم اما آمریکا بعد از 10 یا 15 سال تحریم های مرتبط با هسته ای رو برداره،اونم تازه در صورتی که آژانس تایید کنه، و اگه تایید نکنه...!!!




پاسخ:
نقل قول شما از رئیس جمهور ممکن است لفظا درست باشد اما با حذف قراین معنوی است! یعنی وقتی موضوع مذاکره، مناقشه هسته ای، تحریمهای دیگر از موضوع مذاکره خارج بوده است.
به قول یکی از تحلیلگران باسابقه، ایران و غرب اکنون تنها در مرحله "نامزدی هسته ای" هستند، این که این نامزدی به عقد و عروسی بیانجامد یا خیر و این که سالها بعد مشخص شود که عروس و داماد مناسب هم بوده اند یا نه، برای ناظران و تحلیلگران، به گذشت زمان و صبوری نیاز دارد!ضمنا تحریمهای یکجانبه آمریکا در صورت لغو تحریمهای شورای امنیت، ارزش سیاسی چندانی نخواهند داشت و همانطور که توضیح داده ام در صورت استمرار وضع سیاسی کنونی، حتی بقای آنها به احتمال قریب به یقین لطمه ویژه ای به اقتصاد و تجارت خارجی ایران وارد نخواهد کرد. این گزاره ناشی از تجربه حدود 30 سال تحریمهای یکجانبه آمریکاست که عملا در اواخر دهه 70 شمسی، به دست فراموشی سپرده شده بود.
البته قرار نیست این مذاکرات به خصومت و بی اعتمادی دوجانبه پایان دهد بلکه تنها فرصتی است برای حل مسالمت آمیز و تدریجی مناقشه ای که غرب با تحمیل هزینه فراوان اقتصادی و سیاسی به دولت و ملت ایران و از دست دادن بخش مهمی از اعتبار خود چنانکه در بند پایانی این تحلیل اشاره کرده ام، پدید آورده است.
ما منتظر تحلیل رهبری هستیم...
۱۷ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۴۵ دانشجوی حقوق

یادداشت دکتر رضا نصری در فیس بوک:

پاسخ به سه دلواپسی متداول:

۱- می‌گویند مطابق بیانیه سوئیس، قرار نیست که تحریم‌ها "لغو" شود بلکه قرار است تحریم‌ها فقط "تعلیق" شود.

اولاً‌ اینطور نیست! تمام تحریم‌هایی که طرف مذاکره‌کننده اختیار لغو آنها را دارد لغو خواهد شد و تحریم‌هایی که در حوزه اختیارات کنگره قرار دارد تعلیق خواهد شد. اما نکته مهم‌تر اینکه حساسیتی که از سال‌ها پیش در رسانه‌ها و نزد بسیاری از مقامات ایران روی دوگانه "لغو" یا "تعلیق" بوجود آمده، به گمان من، حساسیت درستی نیست.

این حساسیت ناشی از این برداشت نادرست است که "لغو" ماهیتی "دائمی" دارد و تعلیق یک امر موقت است. حال اینکه، در عمل (و نه از منظر "سازوکار حقوقی" که ظاهراً معیار قضاوت‌هاست)، تفاوت چندانی میان لغو و تعلیق وجود ندارد. اگر فضای سیاسی نامساعد شود، همان نهادی که تحریم‌ها را به اصطلاح "لغو" کرده می‌تواند به آسانی همان تحریم‌ها را مجدداً به سرعت وضع کند و تحریم‌هایی نیز بر آن بیافزاید. پس در عمل، "لغو" می‌تواند کم و بیش به همان موقتی‌ِ "تعلیق" باشد.

دست‌کم، در کنگره و اتحادیه اروپا، سازوکار وضع مجدد تحریم (پس از لغو) چندان پیچیده نیست و تنها نیازمند یک اراده سیاسی است. در شورای امنیت البته ایجاد اجماع برای وضع مجدد قطعنامه‌های لغو شده مشکل‌تر است ولی باز هم - از آنجا که عملکرد شورای امنیت نیز تابع شرایط سیاسی است - غیرممکن نیست. پس حساسیت بیش از حد در مورد دوگانه لغو یا تعلیق به گمانم کمی گمراه‌کننده است. آنچه اهمیت دارد این است که با یک عملکرد درست و یک دیپلماسی هوشمند فضایی پدید آوریم که در آن از نظر "سیاسی" و "مصلحتی" امکان وضع مجدد تحریم از جریان‌های متخاصم گرفته شود. توافق جامع، بستری فراهم می‌آورد که در آن بتوانیم چنین فضایی را ایجاد و نگه‌ داریم.

۲ - می‌گویند با اجرای توافق، بازرسان آژانس به تمام تاسیسات هسته‌ای، معادن، تاسیسات تولید سوخت و نقاط مختلف سراسر ایران دسترسی گسترده‌ای پیدا خواهند کرد و این یک ضعف امنیتی و حتی یک ننگ برای کشور تلقی می‌شود.

حقیقت این است که ۱۴۷ کشور جهان - با تصویب یا امضاء پروتوکل الحاقی و پروتوکل‌های مشابه - به بازرسان آژانس اتمی اجازه چنین دسترسی‌ای را داده‌اند. بنابر این، با پذیرش بازرسی‌های گسترده، در قیاس با سایر کشورهای جهان، ایران خود را در موقعیت استثنائیِ ویژه‌ای قرار نداده است. البته، میزان دسترسی بازرسان آژانس به اماکن مختلف در ایران نسبت به میزان دسترسی آنها در گذشته بیشتر خواهد شد. اما باز هم در مقیاس جهانی موقعیت ایران چندان جای دلواپسی و ترحم ندارد.

۳- می‌گویند صدور قطعنامه جدید فصل هفتمی برای تایید توافق، ایران را در معرض اجرای ماده ۴۲ فصل هفتم (یعنی توسل به زور) قرار خواهد داد و این نیز یک خطر امینی است. فایل صوتی سخنرانی یکی از منتقدین دولت در همین راستا در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌چرخد.

کسانی که این انتقاد را مطرح می‌کنند از این نکته غافل‌اند که پرونده هسته‌ای ایران هفت سال است که در شورای امنیت تحت فصل هفتم منشور باز است و از آن موقع ایران - که هیچ‌یک از قطعنامه‌ها را اجرا نکرده - در معرض اجرای ماده ۴۲ قرار دارد. پس، برخلاف ادعای منتقدین، قطعنامه جدید خطر یا ریسک جدیدی متوجه ایران نمی‌سازذ.

بر عکس، قطعنامه جدید تنها تعهداتی را برای ایران ایجاد می‌کند که بر خلاف تعهداتی که قطعنامه‌های قبلی ایجاد می‌کردند تعهدات "یکسویه و تحمیلی" نیستند و ایران نیز در تعریف تک‌تک آنها طی سال‌ها مذاکره نقش داشته است. در نتیجه، احتمال نقض این تعهدات از جانب ایران بسیار کمتر است و به تبع امکان رجوع به ماده ۴۲ نیز منتفی است. ضمن اینکه سازوکار حل اختلافی نیز با مشارکت ایران تعریف خواهد شد که به طرفین توافق این فرصت را می‌دهد که مسائل‌شان را در آن چارچوب - پیش از توسل به ابزار قهریه سازمان ملل -حل و فصل نمایند. از طرف دیگر، صدور قطعنامه جدید، توافق جامع را برای همه کشورها الزام‌آور می‌سازد و این امتیاز خوبی است برای ایران که خود به تنهایی از ابزار حقوقی و عملی‌ برای اجرایی کردن (Enforcement) توافق برخوردار نیست.

در هر حال، این نکته نیز مهم است که تمام محدودیت‌هایی که ایران پذیرفته (یا احیاناً خواهد پذیرفت) حساب‌شده، موقت و تا حدود زیادی قابل برگشت است. در نتیجه، لازم است افکار عمومی نسبت به جوسازی‌ها، عوام‌فریبی‌ها و موازی‌سازی‌ها مغرضانه و بی اساس میان این توافق و معاهدات تحمیلی مانند ترکمچای - که این روزها در فضای مجازی باب شده - به شدت هشیار باشد.

اصلا راستی آزمایی یعنی چی؟اصلا این واژه یه واژه ی حقوقیه؟

نسبتا مبهم نیست؟
پاسخ:
درصورتی که پارامترهای معینی در قالب سوالات مشخص داشته باشد، مبهم نخواهد بود. بخش مهمی از این مفهوم، به رعایت تعهدات احتمالی ایران در چهارجوب "برجام" بازمیگردد.
سلام
با تشکر از تحلیل خوب تون. یک سوال مرتبط با تحلیل شما؛
شما اشاره کردید که:
لغو تحریمهای کنگره آمریکا نیازمند مصوبه کنگره است و دولت آمریکا نمی تواند به جای کنگره (قوه مقننه)، تعهد به لغو تحریمها بدهد اما در چهارچوب حقوق اساسی آمریکا می تواند متوقف گردد.
درصورتی که متن نهایی معاهده نباشد و درقالب قطع نامه ارائه گردد، آیا باز هم برای لغو کامل تحریمهای هسته ای آمریکا تأیید کنگره لازم است؟ یعنی قطع نامه فصل هفتمی شورای امنیت فقط برای قوه مجریه آمریکا لازم الاجراست و نیاز به تأیید کنگره آمریکا دارد تا کنگره آن را اجرا کند؟
و اگر این گونه است چرا اجرای پروتکل الحاقی که طبق روال معمولی برای اجرا نیاز به تصویب مجلس ایران دارد، بیان شده که به صرف بیان در قطع نامه نهایی شورای امنیت لازم الاجرا خواهد گردید؟


پاسخ:
سوال خوب و دقیقی است.
یک. شورای امنیت علی الظاهر ولو برغم بند هفت ماده دو منشور به گمانم اختیار لغو تحریمهای آمریکا را دارد اما دستور توقف اجرای آن کم هزینه تر است و همان آثار لغو را هم خواهد داشت. لذا نگرانی خاصی احساس نمیشود. البته تحولات آینده قابل پیش بینی نیست!
دو. در مورد پروتکل الحاقی هم بند 5 قطعنامه 1929 را ببینید. آنجا از ایران می خواهد که هم پروتکل را اجرا کند (به عنوان تصمیم) و ضمنا از ایران می خواهد (Call upon) یا بهتر بگویم ایران را فرامی خواند که پروتکل را که در سال 2003 امضا کرده به تصویب برساند. طرف ایرانی مذاکره هم چنین تعهدی را (تصویب) تاکنون نپذیرفته و در سند ژنو 2013 هم صراحتا ذکر شده که تصویب پروتکل در چهارچوب قانون اساسی ایران خواهد بود. اگر این گزاره به برجام راه یابد، نوعی عقب نشینی غرب از مفاد قطعنامه ها تلقی می شود!
سه. بنابراین نباید آن جمله به معنای نفی اختیارات شورای امنیت باشد بلکه ناشی از ماهیت شبه توافقی قطعنامه آتی است. طبیعی است که بخشی از این عدم توازن به عدم توازن قدرت و موقعیت طرفین در شورای امنیت برمیگردد.  فراموش نکنیم که نتیجه هر دو گونه تصمیم یکسان خواهد بود چون این توقف هم تا زمانی که شورا تصمیم جدیدی نگیرد برای آمریکا الزام حقوقی خواهد داشت. تصمیم جدیدی که در صورت بهبود جایگاه ایران در معادلات آینده و با توجه به پذیرش ورود ایران به جمع تصمیم گیرندگان، به سختی حاصل خواهد شد.
سلام استاد...خدا قوت
یادتونه توی دانشگاه بحث به قید نیاز عملی ایران در غنی سازی کشیده شد و گفتم اتفاقا به کار بردن این قید توسط طرف غربی یه فاجعه است برای ما؟
فرصت نشد بهش بپردازیم و وظیفه دونستم اینجا مطرحش کنم:

این قید توی گام نهایی توافق ژنو گنجونده شده که میگه:
دربرگیرنده ی یک برنامه ی غنی سازی که توسط طرفین تعریف شده با عناصر توافق شده توسط طرفین (عنصر "زور" است! ما باید برای غنی سازیمان با غربی های دارای بمب اتم به توافق برسیم!)
منطبق با "نیازهای عملی" با محدودیت های توافق شده در زمینه ی دامنه و سطح غنی سازی و...

نیازهای عملی=consistent with practical-needs


نیاز عملی یا واقعی یعنی چی؟یعنی غنی سازی تنها به میزان مورد نیاز کشور...درسته؟
یعنی حق ذخیره ی اورانیوم نداریم...

نیاز واقعی یعنی ایران باید بگه ما دقیقا روزانه به این میزان غنی سازی احتیاج داریم تا همون قدر غنی سازی بشه.

خب...ایران که فعلا دو راکتور تهران و بوشهرش فعال هستن و راکتور اراک طبق توافق تعلیق شده...

حالا سوخت مورد نیاز برای بوشهر رو که طبق قراردادی که با روسیه داریم روس ها تامین می کنند...پس برای بوشهر ما نیازی به غنی سازی نداریم.

اما برای تهران ما به سوخت واقعی احتیاج داریم ولی طبق توافقنامه نصف ذخایر اورانیوم 20% خودمون رو تبدیل به میله سوخت کردیم و نصفش رو هم تبدیل کردیم به 5%...این 5% ها میتونه تا سالیان سال سوخت نیروگاه تهران رو تامین بکنه.
پس این یعنی ایران عملا هیچ نیاز واقعی و عملی به غنی سازی ندارد.

همین یه کلمه ی نیاز عملی به همین راحتی باعث تعلیق کامل غنی سازی در ایران میشود،تبریک به دیپلمات ها بابت هوشمندی و عدم غفلتشان!!!!

یاعلی(ع)،مدد است.


پاسخ:
دوست عزیز من نمیدانم نیاز عملی ما چقدر است و این را باید آقای دکتر صالحی توضیح بدهند که بخشی از آن را در مصاحبه با شبکه دو گفتند. اما فارغ از این که غربی ها مدعی اند این غنی سازی ممکن است به سمت نظامی شدن برود و بدون قبول چنین ادعایی، دلیل غنی سازی بدون نیاز عملی چه می تواند باشد؟ آن هم وقتی متاسفانه در فضایی نامناسب، تصویری نادرست از ایران به جهان ارائه شده که سبب همگرایی نیروهای ناهمسوی غرب علیه ایران می شود؟ چرا این نیاز عملی را که شما می گویید عملا وجود ندارد و من درباره اش تخصصی ندارم، خودمان نادیده بگیریم؟ مگر در وضعیت تحریم یا حتی غیر آن، به سادگی می توان وارد بازار سوخت هسته ای شد و تصور کرد که مازاد آن را می فروشیم؟ یا می شود گفت ما فقط ذخیره می کنیم وقتی این هجمه ناعادلانه علیه ما برقرار است؟ با بعضی دیپلماتها - دو سه سال پیش - صحبت کرده ام و خودم هم بر این نظرم که اگر ما آن تصویر را از جمهوری اسلامی ایران نساخته بودیم، اینجا نبودیم. در حقیقت، این تصویر ماست، که به قدرت یا ضعف واکنش همگرایانه یا واگرایانه دیگر نیروها و بازیگران بین المللی می انجامد. در این باره بیشتر باید به انگاره های روابط بین الملل پرداخت تا حقوق بین الملل!
اگر آن تصویر تصویر را از ایران نساخته بودیم الان اینجا نبودیم؟!
کدام تصویر؟
و الان کجاییم؟
اصلا ساختن تصویر در نظر کیا؟غربی ها؟مگه مهمه؟

یاد مولای مظلوممون علی (ع) افتادم...

شب تا به سحر نماز می خواند علی
با دیده ی تر نماز می خواند علی
آن صبح که سجده گاه در خون غلطید
گفتند مگر نماز می خواند علی؟!

شاید اگه اون زمانم حضرت اون تصویر رو از خودشون نشون نداده بودند و به جای ایستادگی به معاویه سازش کرده بودن دشنام نمیخوردن...شاید!!!
آقا همه چیز در کرسی آزاد اندیشی مشخص می شود:))))))
در جواب رضا سهرابی ها باید گفت هنوز هم دیر نشده و میتونن کاری کنن که مذاکره کنندگان سازش نکنن ! و همون راه 8 سال سیاه گذشته رو پی بگیرند تا ببینیم نتیجه همان پاره شدن قطعنامه دان اروپایی هاست ! یا رشد منفی اقتصادی و بیکاری و تورم و فساد اقتصادی و بابک زنجانی و رحیمی و ....
راستی اگر بالاترین مقام سیاسی ایران چراغ سبز نشان نمی داد الآن کسی در وزارت امور خارجه جرأت رد شدن از کنار جان کری از 100 متریش رو داشت؟

ارسال نظر

متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">