در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

با قرآن

* یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ
اى داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنکه روز حساب را فراموش کرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت

ص / 26

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

وصف قانونی خشونت خانگی

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ۱۲:۳۲ ب.ظ

امیر مقامی

صفورا صادقیان

 

از نگاه حقوقی، غیرقانونی بودن رفتارخشونت آمیز را با توجه به عناصر زیر که در شناخت مصداقی خشونت هم مورد استفاده هستند، میتوان استنباط کرد:

1. قصدعمدی وانجام عملی آگاهانه؛

2. استفاده اززور وغلبه؛

3.حالت تندی و شدت؛

4.تعرض،تعدی وحمله به دیگران؛

5.آزاروآسیب رساندن به دیگران. (1)

 البته تحقق آسیب جسمانی یا روانی معمولاً شرط پیگیری این رفتار در محاکم قانونی است . بنابراین میتوان گفت خشونت، رفتاری تعرض آمیز با دیگران به قصد آسیب رساندن جسمانی یا روانی یا تهدید این امور است .البته مفهوم خشونت امرى نسبى است و متناسب با زمان و مکان تغییر مى یابد. بدین جهت، رفتارى ممکن است در یک موقعیت زمانى و مکانى خشونت شمرده نشود، ولى در موقعیتی دیگر خشونت به شمار آید، گفتنی است هدف این بحث، بررسی پیشگیری گونه های بد رفتاری و برخورد نامناسب بازنان درخانواده و پیشگیری از آنهاست، که آنرا همسر آزاری میخوانیم؛ هر چند عنوان خشونت برآن اطلاق نشود . همچنین به پاره ای واکنشها اشاره خواهیم کرد که ممکن است در فرهنگهای خاص خشونت به شمار آیند ولی غالب مردم ایران وخرده فرهنگها آنهاراخشونت ندانند.(2)

در نظام های حقوقی مختلف، خشونت خانگی ممکن است وصف حقوقی، تعریف، پیامدها و عناصر متفاوتی داشته باشد. در ارزیابی کلی خشونت خانگی، تصویری کلی تر از افعالی است که در مجموع، گونه های متفاوتی از سوءرفتار میان اعضای خانواده را نشان می دهند، رفتارهایی نظیر صدمات فیزیکی و ایراد ضرب و جرح، جرایم جنسی، تخریب یا تصرف دارایی، سوءاستفاده از کودکان، آدم ربایی، حبس و توقیف غیرقانونی، ایجاد ترس یا لطمات عاطفی و اصولاً هر گونه رفتاری که از نظر انسان معقول، تهدیدکننده یا آسیب رسان باشند. (3) بنابراین خشونت خانگی را می توان به عنوان الگویی از رفتار تلقی نمود که در صدد ایجاد کنترل یا اقتدار بر اعضای خانواده باشد و برای این منظور فرد مرتکب به خشونت متوسل می شود. این خشونت ممکن است به شکل فعل ها یا ترک فعل هایی با ماهیت صرفا فیزیکی یا جنسی، عاطفی، اقتصادی و روانی حادث شود که شخص دیگری را تحت تأثیر قرار می دهد. ایجاد وحشت، تهدید و اکراه، ارعاب گری، ایجاد جراحت، تحقیر و اهانت، ملامت کردن، آزار رساندن و زخمی کردن مهمترین نمونه ها و مصادیق چنین فعل هایی است.(4)

در حال حاضر نظام حقوقی ایران پاسخ جامعی به خشونت خانگی نمی دهد، بلکه شاید بتوان از میان قوانین پراکنده موضع متشتت و پراکنده قانونگذار ایران را دریافت. در مورد خشونت علیه زنان، قانون مدنی از یکسو حق نفقه را برای زن درنظر گرفته است و بر این اساس امکان خشونت های فیزیکی و روانی مرتبط با بهداشت، تغذیه، پوشاک، مسکن و... را محدود کرده است، اما همین حق به شرط تمکین زن برقرار می شود و رابطه تمکین – نفقه در چهارچوب قانون مدنی و قانون مجازات اسلامی با درنظر گرفتن حق نفقه، امکان طلاق مبنی بر عسر و حرج برای زن، جرم انگاری ترک انفاق و ضرورت تمکین به طرز خاصی پیچیده و دوجانبه است. همچنین مطابق ماده 1115 قانون مدنی «اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند مسکن علیحده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه برعهده شوهر خواهد بود.» به علاوه مطابق ماده 1130 قانون مدنی «در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند...» بند 4 تبصره این ماده «ضرب و شتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفاً با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد» را از مصادیق حکمی عسر و حرج برشمرده است. باز در همین ماده ابهام در فهم سوءرفتار یا ضرب و شتمی که «عرفاً با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد»، موجب کاستن از وجه ضدخشونت این ماده می شود. به عبارت دیگر چه ضرب و شتم مستمری است که برای زوجه عرفاً قابل تحمل باشد؟ تحمل زوجه از نظر توانایی بدنی، یک استثناست که به صورت قاعده درآمده است. علاوه بر این جنبه های مدنی، پیش بینی امکان قتل زوجه توسط زوج با لحنی تشویق آمیز و با اعطای حق انحصاری قضاوت آنی به زوج در ماده 630 قانون مجازات اسلامی، به نوسان بیشتر نظام حقوقی ایران در حمایت زنان در برابر خشونت انجامیده است. در مورد خشونت علیه کودکان ماده 1177 قانون مدنی مبنای کلیت پاسخ نظام حقوقی ایران محسوب می شود که به موجب آن «طفل باید مطیع ابوین خود بوده و در هر سنی که باشد، باید به آنها احترام کند.» تفسیر موسع مفهوم اطاعت در این ماده با بند یک ماده 59 قانون مجازات اسلامی و ماده 1179 قانون مدنی تکمیل می شود. طبق ماده 59 قانون مجازات اسلامی، «اقدامات والدین و اولیاء قانونی و سرپرستان صغار و محجورین که به منظور تأدیب یا حفاظت آنها انجام شود مشروط به این که اقدامات مذکور در حد متعارف، تأدیب و محافظت باشد» جرم محسوب نمی شود و به موجب ماده 1179 قانون مدنی «ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند ولی به استناد این حق نمی توانند طفل خود را خارج از حدود تأدیب، تنبیه نمایند.»در این چهارچوب و با تمسک به ولایت پدر و جدپدری، حتی قانون حمایت کودکان و نوجوانان نیز با توجه به تکرار مفاد بند یک ماده 59 قانون مجازات اسلامی و ماده 1179 قانون مدنی در ماده 7 قانون اخیر، عملاً بی ثمر شده است. گرچه رسانه ها از موارد شدید خشونت علیه کودکان گزارش می دهند اما دادگاه ها در استناد به این قانون تردید دارند. قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب 1381 مواردی نظیر اذیت و آزار کودکان و نوجوانان که منجر به صدمه جسمانی یا روانی یا اخلاقی آنها شود، خرید و فروش و  بهره کشی و به کارگیری کودکان به منظور ارتکاب اعمال خلاف و شکنجه یا نادیده گرفتن عمدی سلامت بهداشتی کودکان و ممانعت از تحصیل آنها را ممنوع و جرم انگاری کرده است و طبق ماده پنج این قانون «کودک آزاری، از جرایم عمومی بوده و احتیاج به شکایت شاکی خصوصی ندارد.» گرچه همین ماده نیز با اجمال در مفهوم «کودک آزاری» و عدم تعریف «کودک» و «تمایز» یا یکسانی این مفهوم با «نوجوان» تردیدبرانگیز باقی مانده است.

در مجموع نظام حقوقی ایران در مورد خشونت خانگی موضع یکسان و سرراستی ندارد؛ گاهی به سوی حمایت مدنی و حتی کیفری از بزهدیدگان خشونت متمایل است، گاهی با اجمال این حمایت را در ابهام می گذارد و گاهی از این حمایت دست بر می دارد.

 

پی نوشت ها:

1 - محمدرضا سالاری فر، خشونت خانگی علیه زنان، صص 99 – 98.

2- حسین بستان، «کارکردهای خانواده از منظر اسلام و فمینیسم»، حوزه و دانشگاه، 1382، ص 99.

3 -Richard Davis, Domestic violence : intervention, prevention, policies, and solutions, CRC Press, 2008, p xviii.

4 -Ibid, p 1.

 

نظرات  (۱)

۳۰ تیر ۹۲ ، ۲۱:۲۵ هومن جلالیان
 باعرض سلام
 میتوان از دلایل خشونت خانگی 1.بیکاری والدین 2.وضیعت نا بسامان اقتصادی 3  .تک فرزندی4.سن بالای والدین برای بچه دار شدن واختلاف سنی والدین با کودکان نام برد . درکشوری که فرد باید روزوشب در فکر کار و پرداخت بدهی خود بوده وفرصتی برای ارامش وتفریح ندارد ضربه شدیدتر به خانواده ان فرد وارد میشود در کشورهای اورپایی افراد اکثرا چهار روز کار میکنند و دولت براری انها مکانهای سالم برای تفریح قرار داده که انها حداکثر روز هفته را با ارامش برای تجدید نیرو برای هفته کاری جدیدفراهم نموده ولی درکشور متاسفانه اینطور نیست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">