در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

با قرآن

* یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ
اى داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنکه روز حساب را فراموش کرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت

ص / 26

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۱۹ مطلب با موضوع «(روزها)» ثبت شده است

سال 1395 تمام شد. سالی که سال نود و رنج، نود و درد و حتی نود و مرگ نام گرفت. بسیاری، از سال 95 به عنوان «سال بد» یاد میکنند، از جنس سالهایی که «بری دیگه برنگردی». اما این همه ماجرا نیست. ما درگیر چهره عمومی سال 95 هستیم. این چهره عمومی، جامعه ای دغدار و رنجور ساخته است. در این چهره، بزرگان و اشخاص محبوب بسیاری، چشم از جهان فروبستند و حوادث غمناک و دردآور، غبار غم بر چهره ملّی نشاند؛ از پلاسکو تا ریزگردها، عوامل بزرگ و کوچک بسیاری این چهره را ساخته اند و اینک این جامعه ی غمناک، به استقبال سال نو می رود. طبیعتاً در طوفان رسانه ای که چهره ای کریه از سال گذشته ساخته است و در حالی که خود مردم از طریق گسترش فضای مجازی، در ترسیم این چهره فعّال بوده اند، بسیار سخت است که چنین جامعه ای را به امید و شور و زندگی، حواله داد. اما کافی است به یاد داشته باشیم که احتمالاً هر یک از ما لحظات شخصی خوبی را در سال 95 تجربه کرده ایم و نباید اجازه داد، چهره عمومی سالی که گذشت، خاطرات شخصی ما را بزداید و می توان امیدوار بود که چهره سال 96 بهتر از اینها باشد.

ایّام به کام

نوروز مبارک

امیر مقامی

اصفهان – 30 اسفند 1395 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۳۲
امیر مقامی

حالا که اینها را می نویسم در مسیر نجف آباد به اصفهان هستم و بی هوا یاد کیومرث پوراحمد افتاده ام که اهل این حوالی است. پوراحمد فیلم خوبی دارد به نام پنجاه قدم آخر. فیلم، ماجرای مهندس جوان و خوشفکری است که در بحبوحه جنگ تحمیلی دنبال فرار از ورود به خدمت سربازی و ادامه تحصیل در آمریکاست. به او پیشنهاد میشود در مأموریتی در خاک عراق راداری را از کار بیندازد و بعدش کارت پایان خدمت بگیرد و هرجا که خواست، برود. ماجرا اما طوری پیش میرود که جوان ماندنی میشود. یکی از همرزمانش از پنجاه قدم آخری که برای شناسایی نرفته به او گفته و تلفاتی که ناشی از قصور اوست. این است که مهندس در مأموریتش سنگ تمام میگذارد و پنجاه قدم آخر مأموریت خود را میرود که برایش گران تمام میشود اما یقین دارد گزندی به سربازان نمیرسد چون کار خود را تمام و کمال انجام داده است.
هرکدام از ما گاهی مأموریتی داریم و سستی در پنجاه قدم آخرمان، بابت اطمینان زودرس از نیل به توفیق؛ غافل از این که شاید از این چند قدم نرفته... به خدا پناه میبرم از هر نیم گام نرفته در ۳۲ سال گذشته و هر لحظه پیش رو... از این که خطی دیگر باید می خوانده یا می نوشته ام، راهی که باید میرفته ام، آنچه باید میگفتم یا نباید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۴۰
امیر مقامی

دانشجویان و همکاران گرامی

سلام

همانگونه که مستحضرید از مدتی پیش زمزمه هایی مبنی بر تغییرات مدیریتی در دانشگاه و دانشکده ها و گروه ها آغاز شده بود از آنجا که دانشگاه از بهره مندی «تمام وقت» از حضور همکار محترمم جناب دکتر شادمانفر محروم است، هیئت رئیسه دانشگاه مجبور به انجام تغییر در مدیریت گروه حقوق شد. در این میان، گرچه هر بار در برابر پیشنهادهای مشابه به بهانه هایی شانه خالی کرده بودم، اما این بار پس از مدتی رایزنی مسئولان محترم، این وظیفه بر عهده بنده قرار گرفت.

لذا لازم میدانم ابتدا از زحمات برادر بزرگوارم جناب دکتر شادمانفر تشکر کنم. بدون تردید بخش عمده ای از ارتقای کمی و کیفی گروه حقوق طی چهار سال اخیر، مرهون تلاش و تصمیمات سازنده ایشان است. در ثانی، از رؤسای محترم دانشکده و دانشگاه و معاونت آموزشی سابق و جدید که همگی نظر مساعدی نسبت به اینجانب داشته اند، سپاسگزارم و امیدوارم در فرصت پیش آمده با بهره مندی از کمک همه همکاران، بخصوص ریاست دانشکده و اعضای محترم گروه حقوق و فقه و حقوق که اعتبار علمی و شخصیتی ایشان مایه مباهات دانشگاه است؛ بتوانیم در جهت بهبود و پیشرفت این بخش کوچک از خانواده بزرگ آموزش عالی کشور انجام وظیفه کنیم. همچنین از دانشجویان محترم همه مقاطع نیز دعوت میکنم به صورت منظم و منسجم دیدگاه ها و پیشنهادهای خود را جهت ارتقای بیشتر فعالیت گروه ارائه دهند. 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۵ ، ۱۳:۰۹
امیر مقامی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۱۸
امیر مقامی


کرسی آزاداندیشی دانشجویی با موضوع انتخابات صبح امروز در دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی برگزار شد. در این نشست ضمن آن که دانشجویان حامی اصولگرایان و اصلاح طلبان، دیدگاه های خود را بیان کردند؛ فرصتی بود تا بنده هم به عنوان داور، علاوه بر تشریح حق تعیین سرنوشت در دموکراسی های مدرن، جایگاه مجلس شورای اسلامی و نقش آن در زندگی روزمره آحاد جامعه، چالشهای هر دو (سه) جریان سیاسی عمده حاضر در انتخابات را مطرح کنم. با این امید که هر دو انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان، روز جمعه با حضور گسترده مردم به سرانجام برسد؛ گزیده ای از مطالب مطرح شده در بخش داوری این کرسی را با خوانندگان به اشتراک میگذارم:

* اگرچه عمر مجلس چهار سال است اما تصمیمات مجلس گاهی تا سالها به عنوان قانون باقی میماند و بر زندگی روزمره ما تأثیر میگذارد. بنابراین بی تفاوت نبودن و مشارکت در انتخابات، تنها مشارکت در سرنوشت چهار ساله نیست؛ بلکه آثار طولانی تری دارد.

* اصولگرایان باید پاسخ دهند که از مجلس هفتم تا نهم که در اختیار آنها بوده است، حالا چه برنامه ای برای وضع یارانه ها دارند؟ چگونه در فضای پسابرجام با دولت تعامل خواهند کرد؟ تعادل آزادی و موازین اسلامی را در بخش فرهنگ چگونه برقرار میکنند؟ دایره وحدت ملی را چگونه تبیین میکنند؟ آیا به مشارکت احزاب مخالف احترام میگذارند؟ آیا به تقویت تحزب و انتخابات حزبی اعتقادی دارند؟ برنامه شان چیست؟ برای محیط زیست تاکنون چه کرده اند و از این پس چه خواهند کرد؟

* اصلاح طلبان و اعتدالیون با سؤالات زیادی روبرو هستند. از جمله این که آیا همچنان اصلاح طلبی از منابع متعدد تعذیه میکند؟ هویت اصلاح طلبی چگونه تعریف میشود که ائتلاف حاضر شکل گرفته؟ آنها برای پاسخ به اتهام اباحه گری و توازن آزادی و موازین اسلامی در بخش فرهنگ و رسانه چه پیشنهادی دارند؟ با شکل گیری احزاب قدرتمند موافقند؟ برای تحقق آن، بخصوص اگر به سوی نظام پارلمانی برویم چه طرحی دارند؟ برای وضعیت زیست محیطی کشور چه در مورد آلودگی کلانشهرها و چه در مورد گونه های زیستی و مناطق تحت حفاظت چه پیشنهادی دارند؟

* به مجلسی نیاز داریم که شأن و جایگاه خود را حفظ کند.

* مجلسی میخواهیم که در تصمیم گیری برای مسائل مهمی مثل یارانه ها، شجاعت داشته باشد.

* وقایع سال 88 زخم عمیقی بر پیکر نظام بود اما مانند سال 92 با هر رأی، این زخم رو به بهبود میرود. فارغ از این که چه کسانی چقدر در پدید آمدن آن زخم مقصر بوده اند، انتخابات فرصت ترمیم زخم است و این امکان را به وجود می آورد تا شکافها کاهش یابد و اتحاد ملی زیر سایه قانون اساسی و ولایت فقیه تقویت شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۵۱
امیر مقامی

 

هر ابزار ارتباطی جدیدی که می آید، با خودش وسوسه ای می آورد، برای رساندن صداها. این که امروز اغلب مردم در پس کپی-پیست ها هم بخشی از شخصیت خود را عیان می کنند، دیگر چیز عجیبی نیست. تکنولوژی کمک کرده است تا صوت و تصویر از انحصار خارج شود، هر چند این رسانه های شخصی اغلب هنوز برد محدودی دارند. آخرین ابزاری که این روزها رواج یافته، کانالهای تلگرام است که قابلیت پیشرفته لیست های خبری همین ابزارک موبایلی است. این وبلاگ هم از این پس، کانال تلگرام خاص خود را خواهد داشت. کانال تلگرام در رگ تاک، مانند وبلاگ فرصتی است برای ارائه خوانده ها، شنیده ها و نظرها. در کانال، الزاما مطالب وبلاگ منتشر نمی شود بلکه پیشنهادهای خواندن و دیدن و شنیدن و دیدگاه های خلاصه و کوتاه نیز به مخاطب ارائه خواهد شد، از جنس مطالبی که معمولاً آنقدر طولانی نیستند که یک «پست» وبلاگ به آنها اختصاص یابد.

برای همراهی در این کانال، اینجا کلیک کنید و پس از ورود به صفحه کانال، روی عبارت join کلیک کنید.

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۲:۴۵
امیر مقامی

 

ساعت 9 صبح روز یکشنبه 15 شهریور بود که پس از هماهنگی های مرسوم، روبروی هفت عضو هیئت ژوری قرار گرفتم تا از پایان نامه دکتری خود تحت عنوان دستورگرایی در حقوق بین الملل دفاع کنم. هیئت مزبور شامل آقایان دکتر کدخدایی (استاد راهنما)، دکتر میرعباسی و دکتر جاوید (مشاور)، دکتر رنجبریان و دکتر الهویی نظری (داوران داخلی) و دکتر زمانی و دکتر حبیب زاده (داوران خارجی) بود. بعد از گزارش ابتدایی بنده که فایل سخنرانی و پاورپوینت آن را در ادامه مطلب دریافت می کنید، اعضای هیئت داوران به نقد و بررسی محتوای رساله پرداختند. نقدها عالمانه و دلسوزانه بود و ذکر جزییات آن در این گزارش ضرورتی ندارد. در کنار نقدها، تمجیدهایی مطرح شد که بهتر از هر کس میدانم، آنچه ارائه کردم شایسته چنین ستایش هایی نبود؛ مثل این که یکی از داوران فرمودند که به جای نقد، بیشتر از محسنات می گویند، داور محترم دیگری به طرح چند پرسش برای تنویر افکار دانشجویان حاضر در جلسه اکتفا کردند و داور بزرگوار دیگری از هم پایگی این رساله ناچیز با آثار بزرگترین نویسندگان سخن گفتند. مشاوران نیز نظرات و دیدگاه های تکمیلی خود را بیان کردند و جلسه با توضیحات و دفاعیات پایانی من به پایان رسید. پس از مشورت هیئت داوران، درجه عالی با نمره 5/19 پیشنهاد شده و به تصویب رسید.

لازم است فارغ از تعارفات مرسوم از همه استادان بزرگوارم در تمام دوران تحصیل بخصوص استادان حقوق بین الملل تشکر کنم، به طور خاص از دکتر کدخدایی که به طور کامل بر آزادی روش و قلم دانشجوی خود صحه گذاشت و از هیچگونه کمک معنوی، اخلاقی و علمی فروگذار نکردند؛ دکتر جاوید که مشاورت ایشان بهره های فراوانی را نصیبم کرد، گرچه نتوانسته باشم خواسته های ایشان را پاسخ دهم و دکتر میرعباسی که اینک افتخار شاگردی ایشان را در دو مقطع کارشناسی ارشد و دکتری دارم و از ابتدای طرح پرپوزال، حامی تقویت ادبیات حقوقی کشور در موضوع تحقیق بودند و همگرایی نظری ویژه ای نشان دادند.

از میان استادان داور باید ابتدا از دکتر رنجبریان یاد کنم که افتخار شاگردی ایشان را در دوره دکتری داشتم و نیز دکتر الهویی نظری به عنوان داور داخلی؛ دکتر قاسم زمانی که تألیفاتشان به عنوان منابع درسی همطراز با آثار درجه یک بین المللی است و دکتر حبیب زاده که به بهانه این جلسه، افتخار آشنایی با ایشان نیز دست داد؛ همگی در نقد منصفانه و بهبود وضعیت اثر کوشیدند و مرا منت دار خویش کردند.

فایل گزارش ابتدایی جلسه و پاورپوینت آن جهت استفاده دوستان و دانشجویان محترم در لینک های زیر در دسترس است:

» گزارش رساله دستورگرایی در حقوق بین المللpdf

» پاورپوینت گزارشppsx

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۵۴
امیر مقامی

قال الحسین (ع): إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دِینٌ وَ کُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَکُونُوا أَحْرَاراً فِی دُنْیَاکُم.

حسین (ع) رو به لشگر دشمن گفت: اگر به دینی ایمان ندارید و (به این سبب) از روز بازگشت (معاد) نمی هراسید، پس در زیست (مادی) خود آزاد باشید.

عاشورا فقط تاریخ نیست، نماد و اسطوره هم هست. دلیلی واضح تر برای این ادعا نیست جز این که بیش از هر چه زبان «قال»، زبان «حال» مردان و زنان و همه موجودات آن روز به شروح و روضه های ما راه یافته است. عاشورا نه فقط به عنوان تاریخ بلکه به عنوان نماد، نماد تقابل نیروی پاکی و انسانیت در برابر ناپاکی و شرارت است. نمونه اعلیش هم حر به سوی آن آزادی حرکت کرد که با هیچ آزادی برابر نبود همانجا که از خود آزاد شد.  عاشورا، برای یک شیفته «حقوق»، بیش از هر چیز نماد تقابل آزادی و اسارت است و من نیز همچون امام خمینی (ره) معتقدم: بالاترین آزادی، آزادی از خود است.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۳ ، ۱۸:۵۸
امیر مقامی



دکتر امیرناصر کاتوزیان استاد پیشین دانشگاه تهران درگذشت. همه ما مقدمه علم حقوق را با کتاب ایشان آغاز کردیم و به نحوی دانشجوی ایشان بوده ایم. هر یک از ما به نقد و شرح سطری از نوشته های او نیز افتخار می کنیم.

ناصر کاتوزیان هم متخصص حقوق خصوصی بود و هم نگران حقوق عمومی.

هم شارح و منتقد قانون بود، هم در جستجوی انصاف و عدالتی که ورای الفاظ قانون قابل حصول بود و نه در حصار الفاظ.

هم سوسیالیست بود و هم آزادی خواه.

ناصر کاتوزیان را همه با «حقوق مدنی» می شناسند و تخصص بی بدیلش در شناخت حقوق مدنی و خصوصی ایران و فقه امامیه و دیدگاه های تطبیقی ارزنده اش در حقوق خصوصی. به راستی که کمتر، نگرانی های او در حوزه حقوق عمومی، شناخته شده است. این چند سطر از کتاب مقدمه علم حقوق است و در ادامه از طریق لینک زیر می توانید، مقاله (سخنرانی) بی نظیر ایشان را درباره بایسته های تفسیر قانون اساسی بخوانید:

 

مقدمه علم حقوق – سهامی انتشار – چ 29 – 1380 – ص 49

بی گمان اعتقاد به حاکمیت ملی و جدایی قوای سه گانه و تکیه بر انتخابات همگانی و آزاد و تدوین قانون اساسی تضمین های مؤثر و نیرومند برای جلوگیری از استبداد و فرمانروایی است، ولی تجربه نشان داده است که همه این مفاهیم فریبنده را می توان به بازی گرفت. در مسیر سیل بنیان کن قدرت، هر چه خاکریز و سد برپا شود، از کجروی و انحراف آن می کاهد و نهال آزادی را مصون می دارد. آزادی، به تنهایی توان حفظ خویش را ندارد؛ به سختی آسیب پذیر است و برپای نمی ایستد.

پس باید اعتراف کرد که راه صواب این است که اصول عالی و محترمی، حاکمیت دولتها را مقید و محدود سازد، خواه این اصول از اخلاق و مذهب گرفته شود یا آرمان جهانی حقوق بشر یا حقوق فطری یا نهادهای سیاسی و فلسفی "آزادی" و "تساوی". مهم این است که راه تصنع و ریا مسدود شود و دیو قدرت در بطری سحرآمیز محبوس بماند. دنیا نیز بدین سو می رود و اخلاق جهانی به هیچ دولتی اجازه نمی دهد که در پناه "حاکمیت" بر انسانیت ستم کند...

یادش گرامی و روانش شاد.

 

+ مقاله «اصول منطقی تفسیر قانون اساسی» - دکتر کاتوزیان

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۳ ، ۱۷:۰۴
امیر مقامی


 

چندی پیش، قبل از این که به دانشگاه برسم یکی از کارکنان دعوت کرد که برای پیگیری یک برنامه پژوهشی به سراغش بروم. در اتاق کناری، رئیس دانشکده و معاون فرهنگی دانشگاه و نفر سومی که نشناختم، نشسته بودند. برای سلام و احوالپرسی اول وارد همین اتاق شدم. رئیس دانشکده من را به آن نفر سوم معرفی کرد. او هم مرا شناخت یا به نظرش آشنا آمدم! گفت شما فلان پیش دانشگاهی نبوده اید؟! گفتم چرا! شما؟! گفت امیری هستم، معاون پیش دانشگاهی! به قول دوستان "اصن یه وضی"!!! این بار شاگرد، معلمش را نشناخته بود و باید شرمنده میشد! انداختم تقصیر تغییر چهره بر اثر روزگار و...! آخرین بار پاییز 81 جلوی "هتل پل" با همان کت و شلوار سرمه ای همیشگی دیده بودمش؛ حالا لاغرتر به نظر می آمد. اندکی گپ و گفت و... آخر سر هم عکس یادگاری. یادم هست روزهای آخر پیش دانشگاهی که همکلاسی ها هر کدام به سمت سرنوشت خودشان می رفتند؛ با یکی دو نفر از دوستان، هم چندتا عکس با دوربین های آنالوگ آن موقع انداختیم و هم با دبیران و مربیان خود گفتگو کردیم و این گفتگوها را در "نوار کاست" ضبط کردیم.

شاید الآن هم بگردم آن نوار را بتوانم پیدا کنم. اما آن روزها، این موبایلهای دوربین دار نبود، این امکانات نبود که بتوان هر لحظه ای را به سادگی ثبت کرد؛ برای وقتی که آدمی را که بخشی از زندگی ات بوده مثلاً بعد از 12 سال می بینی! از آن موقع تا حالا سه رئیس جمهور دیده این مملکت! این همه نبود که بچه های راهنمایی و دبیرستانی هم اینستاگرام داشته باشند برای جهانی کردن خاطراتشان، وایبر نداشتند برای جوک ساختن از گفتار و کردار معلمشان و... . این همه نبود و روزهای بدی هم نبود!

ولی بعد از 12 سال... الآن ممکن بود من کجا جز اینجا باشم؟ معلوم است که همان سال 81 مهمترین بخش از مسیر زندگی من ترسیم شد. همان موقع ها یادم هست یک روز، بچه های کلاس در هوای اول جوانی و آخر نوجوانی شان، شیطنت و گردوخاکی به پا کرده بودند. بچه های بدی نبودند؛ اما مدیر پیش دانشگاهی به نام آقای گیوپور وارد کلاس شد و فریادی زد و بعد هم گفت: حیف فلانی و فلانی که توی این کلاسند! اصلاً فقط یک کلاس علوم انسانی داشتیم و تبعا این فلانی ها جای دیگری نداشتند! شاید حیف که این فلانی ها، اهل گرد و خاک کردن نبودند؛ یا ...؟! حالا این خاطره را میگذارم کنار گفتگوی تلفنی با استادی که بیشترین خاطرات دانشگاهی ام را رقم زده است که میگوید روزی امیدوارم با هم همکار شویم. زبانم بند می آید که چه بگویم جز این که چه خوب اگر همزمان شاگرد و همکار شما باشم...  گرچه خودم معلم خوبی نیستم اما همیشه معلم های خوبی داشته ام؛ از لطف های مزید خدا در حقم. خدایت بیامرزد آقای گیوپور، رئیس همیشه آرام. امان از سرطان که شما را از ما گرفت. خدایت بیامرزد آقای متقی اولین دبیر زبان انگلیسی من... کجایی آقای صدری مدیر که هر روز، همان موقع که سرمای پاییز و زمستان می سوزاند؛ همان لحظه ها که بوی خاک از آب پاشی آقای حقوقی دماغمان را از "بودن" پر می کرد، سر صبحگاه آیه "رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقده من لسانی یفقه قولی" را بخوانی که تا ابد بماند در قلب من... که هرگاه دردی بود، همین آیه را زمزمه کردیم، برای همه خوبان "شرح صدر" و "سیر امر" و "فقه قول" خواستیم.

ازبسیاری از دیگران هم با خبر نیستم اما اگر "هستند" هم زنده که نه... کم است که فقط زنده بودنشان را بخواهم: خوش و سلامت باشند!

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۳ ، ۱۰:۵۴
امیر مقامی

شب گذشته به عنوان یک شهروند ایرانی و عضوی از جامعه مدنی جهانی، طی نامه­ای توجه دبیرکل ملل متحد را به وضعیت باریکه غزه جلب نمودم و تقاضا کردم مسئولیت های خود را برابر ماده 99 منشور و سایر اصول حقوق بین الملل به درستی به انجام رساند. نامه را بسیار سریع و کوتاه نوشتم. مجال بسط موضوعات آن همچنان فراهم است!

 

آقای بان کی مون

دبیرکل ملل متحد

من به عنوان شهروندی از ملت صلح دوست ایران، لازم می دانم وضعیت باریکه غزه را مورد توجه قرار دهم. می دانید که مطابق حقوق بین الملل، مردم فلسطین از جمله مردمان غزه از حق تعیین سرنوشت برخوردارند و هیچ چیز یا هیچ وضعیتی نمی تواند حقوق بنیادین بشری ایشان را تحت تأثیر قراردهد. اینک رژیم اشغالگر اسرائیل به این باریکه هجوم برده و این حملات، جمعیت غیرنظامی از جمله کودکان را هدف قرار داده است. برابر ماده 99 منشور ملل متحد و اصول به رسمیت شناخته شده حقوق بین الملل، حقوق بشر و حقوق بشردوستانه، اجرای صحیح مسئولیت های شما و کارکرد سیستم ملل متحد، در حال حاضر ضروری است. از توجه شما سپاسگزارم و امیدوارم ملل متحد برای دستیابی به هدف خود به منظور پایان دادن به جنگ و مخاصمه موفق باشد.

امیر مقامی

مدرس حقوق بین الملل، اصفهان، ایران.

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۳ ، ۱۰:۱۵
امیر مقامی


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۴۷
امیر مقامی


درباره «امید»

 

 

فکر نمی کنم برای اهالی حقوق بین الملل، «دکتر امیرحسین رنجبریان» نیاز به معرفی داشته باشد. استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران را اولین بار در حاشیه همایش سلاح های شیمیایی در دانشگاه شهید بهشتی دیدم؛ آنجا آشنایی اولیه شکل گرفت.  استاد که گاهی دانشجویانشان را به نام کوچک صدا می زنند؛ بعد از آزمون دکتری سال 87 در راهروی دانشکده، حاصل کار را پرسیدند؛ گفتم که راضی نیستم! و نشد! سال 88 در آزمون موفق شدم و با لطف ایشان و دیگر استادان، از مهر 89 ردای دانشجویی در دانشکده دوست داشتنی ام را بر تن کردم. برای عید از ایشان درخواست کردم یادداشتی نوروزی هدیه کنند، به من، خانواده ام و خوانندگان وبلاگ. حاصلش این یادداشت دلنشینی است که در عین سادگی، چیزهایی برای آموختن دارد. سپاسگزار لطفشان خواهم بود.

 

 

«نوروز گرامی ترین و گران ارج ترین جشن ایرانی است. ... می توان گفت نوروز در روزگار ما درفش فرهنگ ایران شده است».

 استاد جلال الدین کزازی

 

گرامی دوست و همکارم، حضرت مقامی این خدمتگزار را قابل دانسته و فرمودند چیزکی به مناسبت نوروز 93 بنویسم برای قرار گرفتن در پایگاه  خوش هیئت و پرهیبت او. اختیار نوشتن در باره مسایل حقوقی یا غیر آن را هم به خودم واگذاشت. چند روزی پیشتر از آنکه او با پیام آشنایی بنوازدَم و بخواندَم به نوشتن یک یادداشت نوروزانه، خوش خیالی کرده بودم و با خویش گفته بودم خوشا به حالت! دیگربار به پایان سال رسیدی، یک سال دیگر هم از اثر نفرین و آه دانشجویان جهیدی و اسب بخت جهاندی به دیدن یک سال نوی دیگر. تا سال بعد هم خدا کریم است. امسال را نیک قدر بدان چرا که اندکی سبکبارتر از سالیان پیش هم هستی و چشمانت در تعطیلی ها کمتر دو دو می زند به دنبال گیری کارهای ناتمام در روزهای پس از نوروز. از شما خوبان چه پنهان، به پیشواز نوروز هم رفته بودم و چند روز آخر اسفند را هم پیوند زدم به تعطیلات پیش رو تا از دیگران که همه ساله چنین می کنند کم نیاورم. این شد که زودتر دست از اوراق شستیم و به خود و بچه های مردم تعطیلی پیش رس بخشیدیم. هم خودم چند روزی زودتر از قیل و قال مدرسه و مکتب فاصله گرفتم و هم آنها را از عذاب کلاس در پایان سال ایمن کردم. به امید اینکه ثوابی ببرم و دعایی هم بشنوم که شنیدم.  سه روزی گذشت به اندیشیدن و نیک درماندم در اجابت فرمایش آن عزیز. اینکه باید آیا دوباره فکری تمرکز بدهم بر مسایل روز و همان بحث و درس ها را از نظر گذراندن تا سوژه ای در خور این همه خواننده ی درس خوانده آگاه و پرعلاقه بیابم یا اینکه رها کنم حقوق و حقوق بین الملل را به حال پریشان خود؟

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۴۵
امیر مقامی


بعد از قطعی شدن یادداشت دکتر رنجبریان، از چند نفر از هم کلاسی هایم که همگی دانشجوی دکتر بوده و هستیم دعوت کردم، یادداشت نوروزی بفرستند با هر موضوعی و هر سطحی و هر حجمی – تقصیر خودم است که اینقدر دستشان را باز گذاشتم! – و در این میان، باز فقط «نمک گیر» یا «یادداشت گیر» خانم دکتر رضوان باقرزاده شدم. گرفتاری سایر دوستان، در حد این چند سطر هم برایشان فرصت نگذاشته است. عید همه «بچه های دانشکده حقوق»، مبارک!

این هم چند سطر عیدی خانم باقرزاده است برای خوانندگان وبلاگ، با خطاب مخصوص برای دانشجویان همیشگی حقوق:

 

از مهر 81 تا همین امروز بیش از 11 سال گذشته است؛ زمان زیادی به نظر می­رسد. اما برای من که این سالها در دامن مهربان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران روزگار را اغلب به شیرینی گذرانده­ام، به سرعت برق و باد گذشته است. اصلاً خاصیت دانشجویی این است: روزها را دلپذیرتر و البته پرشتاب تر می­کند. خوشحالم که در گذر این ایام دوستان عزیزی هم یافته ام که می­دانند و می­فهمند و مهربان هستند. بهارتان خجسته!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۳۴
امیر مقامی


صهبای عزیز!

در آستانه پایان سومین ماه زندگی ات، سومین نامه را برایت می نویسم. امشب، شب عید است: عید نوروز. نوروز یعنی روز نو، یعنی یک روز تازه، یک دوره تازه، یک فصل و یک سال تازه. اینها که در لغت است؛ اما بگذار من یکی دو سه راز از رازهای ناگفته نوروز را که فکر میکنم پدران و مادران ما سینه به سینه نگه داشته اند برای تو فاش کنم!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۳۳
امیر مقامی


دختر شادی آفرینم

صهبا جان

اینک تو دقایقی است که به چهارمین روز زندگی خود پا گذاشته ای. امروز صبح، برای پیگیری یکی از مسائل مربوط به سلامت تو، مجبور شدیم یکی دو ساعتی تو را به شهر ببریم. می دانی که ما هنوز خودروی شخصی نداریم. مسیر نسبتاً مستقیم بود و تو در آغوش مادربزرگت توی تاکسی بیشتر خواب بودی. وقتی از میانه راه، آسمان گرفته اصفهان را دیدم، خیلی ناراحت شدم؛ هم برای شهری که دوستش دارم؛ هم برای تو که بی جرم و گناهی باید کمی این هوای آلوده را تحمل کنی. اینجا هوا گرفته است؛ دل خیلی از آدم ها هم تابع همین هواست. اگر باران ببارد، شاد می شوند؛ اگر ذرات معلق در پی پدیده «وارونگی» میان زمین و آسمان در ارتفاعی کم بمانند؛ قلب آنها هم می گیرد.

گل سرخ و سپیدم

من به قدر سهم خودم، بابت همه خودخواهی هایم، بابت آنچه خود کرده ام یا دیگران؛ از این که تو مجبوری در این هوا نفس بکشی؛ از تو عذر می خواهم. مطمئن هستم که این هوای بد، نه تقدیر من و توست و نه من و تو آن را ساخته ایم. این هوای بد، بخشی از طبیعت اصفهان هم نیست. این هوای بد را همه آدمهای خودخواه ساخته اند. همه آنهایی که یادشان نمی آید که اگر بعضی اشتباهات و ندانم کاری ها و خودخواهی هایشان نبود، این هوا مثل کمی قدیم تر ها صاف بود. دست کم می شد آسمان آبی را دید.

صهبا جان

تو امروز آسمان را خاکستری دیدی. اما امیدوارم همیشه آسمان را آبی بکشی و به زودی زود، رنگهای زیبای خدا به چشم های ما و طبیعت بازگردد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۳۲
امیر مقامی

سنت نامه نویسی به معنای قدیمی اش بسیار کمرنگ شده و پیامک و ایمیل و امثال آن در رسانه های مدرن، جایگزین آن شده اند. نامه های من برای دخترم، هم تاریخ و روحیه زمان نگارش نامه را بازتاب خواهد داد و هم تلاشی است برای حفظ خاطرات. قبلا نامه ها را در زمان نگارش، از طریق شبکه های اجتماعی منتشر نموده بودم؛ اینک در آغاز سال نو این خاطرات مشترک برای همگان در دسترس خواهد بود!

 

 

صهبا جان

دختر نازنینم

سلام

قبل از آن که چیزی برایت بنویسم، باید به تو خوش آمد بگویم. نمی دانم از این که از ملکوت خدا به زمین آمده ای، چه احساسی داری. همین امروز صبح که در انتظار دیدار تو، قرآن می خواندم برای چندمین بار آیه های دلنشینی را مرور کردم که از همین ماجرا می گفت. حالا تو هم به جمع «دیوانه»هایی پیوستی که «قرعه فال» به نامشان خورده است تا «امانت» خدا را پاس بدارند. حال آن که من و مادرت، تو را نیز یکی از امانت های خدا می دانیم که به ما سپرده شده است. حالا تو در میان میلیون ها «انسان» زندگی می کنی و در هوای آنها و زیر آسمان خدای آنها نفس می کشی. نفست پاینده باشد. مثل همه پدر و مادرها، ما هم آرزوهای خوبی برای تو داریم اما حتما مثل همه پدر و مادرها همیشه نگران هم خواهیم بود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۲۹
امیر مقامی


 

بهار، خاصیت و معنایی غیر از معنای زیستی و زمینی اش دارد. بهار، پایبند هیچ حصار و قفلی نیست. رگه های سبز زمین، میان هر سنگی، فرصتی برای رویش دارند؛ حتی لابلای آسفالت ها و بتون های مدرن. بهار، بیش از آن که برای زمین، معنا داشته باشد، معنایی در زمان دارد؛ بهار زمان نه پایانی دارد و نه تصویر یکدستی. بهار زمان، در حصار آفتاب، باد، باران یا برف نیست. به این معنا، نه یک فصل، بلکه بهاری بی پایان می توان داشت؛ با این معنا، سبزی و خشکیدگی درختان، نشان بهار نیست؛ بلکه حیات، بودن، رویش، هر لحظه و هر جا، خود بهار است. چنانکه در حدیث معصوم نیز «عید» پایبند روز مشخصی نیست، هر روز می تواند عید باشد؛ یعنی مبارک و خجسته باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۲۸
امیر مقامی


وبلاگ جدید در رگ تاک از ابتدای ماه رمضان کار خود را به صورت آزمایشی آغاز نمود. اینک همزمان با عید سعید فطر، ضمن تبریک این عید و اعلام آغاز کار رسمی وبلاگ، کتاب «اجرای تعهدات ارگاامنس در حقوق بین الملل» اثر کریستن تامس به خوانندگان محترم هدیه می گردد. برای دریافت کتاب روی لینک زیر کلیک کنید و در پنجره ای که باز می شود گزینه «دریافت» را انتخاب کنید:

* Enforcing Obligations Erga Omnes In International Law

* Library

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۲ ، ۰۱:۱۴
امیر مقامی