در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

با قرآن

* یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ
اى داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنکه روز حساب را فراموش کرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت

ص / 26

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

 

زهرا بهزادی

کارشناس ارشد علوم سیاسی، دانشگاه اصفهان


چکیده

این مقاله به نقد و بررسی پیامد های حقوقی و اجتماعی ازدواج زنان ایرانی با مهاجرین افغانی می پردازد. ایران از جمله کشورهایی است که پس از پیروزی انقلاب با شعار حمایت از مستضعفان و آزادی خواهان جهان، شرایط را برای حضور هزاران زن و مرد افغانی در حال جنگ با شوروی کمونیست، فراهم کرد. نتیجه این امر برخی نارسایی ها و مشکلات اجتماعی و فرهنگی در کشور بود. ازدواج مردان افغانی با زنان ایرانی و عدم ثبت رسمی و قانونی آن و در نتیجه بدنیا آمدن هزاران فرزند سرگردان و بی هویت در جامعة ایران، نداشتن وضعیت حقوقی روشن این قشر از زنان ،مسأله خروج افغان ها از ایران و بلاتکلیف ماندن همسران ایرانی آن ها و بسیاری معضلات اجتماعی و حقوقی دیگر، از مهم ترین پیامد های حقوقی و اجتماعی ازدواج زنان ایرانی با مهاجرین افغانی در ایران، می باشد.

 

واژگان کلیدی: تابعیت، مهاجران افغانی، ازدواج های غیر قانونی.

 

مقدمه

   کشور ایران خصلت مهاجر پذیری دارد، چنانکه اندکی پس از انقلاب ایران تحولاتی عمیق در افغانستان سر برآورد که به یکی از مهمترین امواج مهاجرت در جهان تبدیل شد و ایران نیز در این میان سهم عمده ای داشته و دارد. این پدیده ناخواسته بود و دولت ایران در آن وقت وحتی اکنون در قبال مهاجر پذیری از افغانستان مقاومت به خرج داده و می دهد.علیرغم این مسئله بر اساس اعلام مدیرکل اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور، در حال حاضر حدود 5/2 میلیون نفر اتباع افغانستان بصورت مجاز و غیر مجاز در ایران به سر می برند که از این تعداد اتباع مجازی که دارای کارت هویت می باشند 925 هزارنفر و حدود 5/1 میلیون نفر اتباع خارجی نیز به صورت غیر مجاز در کشور بسر می برند و مدت سه دهه است که جمهوری اسلامی ایران با وجود مشکلات زیاد از اتباع افغانستان پذیرایی می کند. این در حالی است که بسیاری از این مهاجرین افغانی اقدام به ازدواج های بعضاً غیر قانونی با زنان ایرانی می کنند که این امر مسائل و مشکلات حقوقی و قانونی بسیاری برای زنان ایرانی، به همراه داشته است. سؤالی که این مقاله در مقام پاسخ به آن برآمده این است که ازدواج مهاجرین افغانی با زنان ایرانی چه پیامدهایی اجتماعی و حقوقی برای زنان ایرانی و فرزندان آنها، داشته است؟

   در این راستا فرضیۀ پژوهش حاضر این است که افزایش مهاجرت و اقامت غیر قانونی اتباع افغان در ایران و ازدواج آنها با زنان ایرانی بدون رعایت قوانین و تشریفات مربوط به آن، مشکلاتی چون بی تابعیتی فرزندان را به وجود آورده است. در کنار این مسأله، مطابق قانون مدنی ایران، زن ایرانی که با تبعۀ خارجی ازدواج کند در صورتی که قانون کشور زوج تابعیت مرد خارجی را به زن ایرانی تحمیل کند، از تابعیت ایران خارج می شود. این موضوع سبب شده بسیاری از زنان ایرانی ناگزیر باشند علیرغم میل باطنی شان به افغانستان مهاجرت کنند تا در کنار همسرانشان که فاقد اجازه اقامت در ایران هستند، زندگی کنند. می توان گفت مهاجرین افغانی طی سال هایی که در ایران زندگی کرده اند، در حالی که زندگی سختی هم داشتند، تبعات اجتماعی و فرهنگی ای به جای گذاشته اند که امروزه در قالب یک بحران قابل تأمل است.

   از آن جا که امروزه بیش از هر زمان دیگری به راهکارهای قانونی و قابل اجرا در زمینۀ مقابله با معضلات مهاجرتی و ازدواج های غیر قانونی نیازمندیم، نتایج این پژوهش می تواند چشم اندازی پیرامون پیامدهای اجتماعی و حقوقی ازدواج زنان ایرانی با مهاجرین افغانی را، فرا روی مسئولان و پژوهشگران قرار دهد.

 

1. تاریخچۀ مهاجرت افغانی ها به ایران

  مهاجرت همزاد و هم سرنوشت آدمیان بوده است و از سپیده دم تاریخ بشر تا امروز به شیوه ها و چهره های گوناگون جریان داشته است. نمی توان فصل و مقطعی از تاریخ و سرنوشت آدمیان را یافت که عاری و تهی از هجرت و نقل مکان افراد و گروههای بشری باشد. انسان ها همیشه  و همواره در جستجوی مأوایی بهتر و زندگی پر رونق تر و گاه به دلیل تهدیدها، کشتارها و سرکوب ها و گاه به دلیل تغییرات ناگهانی محیطی و سایر عوامل و دلایل مشغول هجرت و تغییر موطن خود بوده اند.(ارزگانی، 1385، ص10)

  مهاجرت افغانی ها به ایران سابقه ای طولانی دارد و بیشتر متأثر از اوضاع سیاسی افغانستان بوده است. هنوز تحقیقات علمی صورت نگرفته است که اولین بار افغانی ها کی و برای چه به خارج از کشورشان مهاجرت کردند. اولین مهاجرین سیاسی افغان به کشور ما را مهاجرت هزاره ها پس از کشتار بیرحمانه توسط امیر عبدالرحمان خان در آغاز دهه 1890 عیسوی تشکیل می دهد که بنا بر کتاب سراج التواریخ 62% جمعیت هزاره ها از بین برده شد و همچنین به اجبار از مناطق زندگیشان کوچانده شدند و بسیاری از ایشان به خارج از کشور فرار نمودند. در این جنگ که می توان آن را نسل کشی دانست، ده ها هزار هزاره مجبور به مهاجرت به هندوستان، ایران و آسیای مرکزی شدند که خاوری های مشهد و هزاره های کویته از نسل همین مهاجران اند.(شفایی، 1386(الف)، ص2)

پیش از انقلاب اسلامی، عدۀ قلیلی از افغان ها برای کار به ایران مهاجرت کرده بودند. پس از اشغال افغانستان توسط قوای اتحاد جماهیر شوروی سابق مهاجرت افغان ها به ایران جنبۀ سیاسی و عقیدتی به خود گرفت(شفایی، 1386(ب)، ص2). سه دهه جنگ در افغانستان باعث شد تا میلیون ها نفر از کشور گریخته و برای سر پناه یافتن به کشورهای همسایه و اکناف دنیا پراکنده شوند. افغان ها در دهۀ 80 میلادی بزرگترین رقم پناهجویان دنیا را تشکیل می دادند که چندین میلیون آن در ایران و نیز در پاکستان زندگی می کردند(جاوید، 1386، ص1). در طی 14 سال حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان، حدود یک و نیم میلیون افغانی به ایران مهاجرت کردند. در این دوره ایران به آن ها در شهرهای مختلف اجازه اقامت داد. البته به عدۀ زیادی نیز در همان زمان اجازه اقامت داده نشده بود و بصورت غیر قانونی زندگی می کردند. پس از پیروزی گروههای مجاهدین در افغانستان در سال 1992 دولت ایران همواره کوشیده است تا افغان ها را از ایران اخراج کند(شفایی،1386(ب)، ص2). با سقوط طالبان به دلیل حملۀ آمریکا و متحدانش به افغانستان، دولت جدید افغانستان اعلام کرده است که کاملاً پذیرای مهاجران است و سعی در باز سازی کشور دارد. اما به خاطرشرایط بسیار بد اقتصادی و معیشتی که محصول سه دهه بی ثباتی و جنگ داخلی است و همچنین نا امن بودن بسیاری از مناطق به خاطر درگیری با نیرو های طالبان و دیگر گروههای مسلح، مسئلۀ بازگشت مهاجران چندان مورد استقبال قرار نگرفته است. انگیزۀ اصلی مهاجرت در شرایط فعلی یافتن کار و تأمین اندک معیشیت است. دولت فعلی افغانستان هنوز نتوانسته است زیر ساخت اقتصادی مناسب برای اشتغال زایی و تقویت اقتصاد را فراهم کند و در نتیجه کارگران مهاجر تمایلی ندارند که به افغانستان باز گردند(شاکری، 1386، ص6).

  در سال 2001 طی طرح سر شماری اتباع بیگانه از سوی دولت که در اواخر اسفند سال 1379و فروردین و اردیبهشت 1380صورت گرفت، تعداد کل اتباع بیگانه 827/530/2 نفر بود که از تعداد 227/355/2 نفر افغانی و مابقی از اتباع سایر کشور های خارجی بودند(طهماسبی، 1382، ص6). در حال حاضر تهران به عنوان پایتخت، و خراسان بزرگ به عنوان نزدیکترین استان ایران به کشور افغانستان، صاحب بیشترین تعداد مهاجرین افغانی در خود هستند(خرامی،1386، ص3). با توجه به این که طولانی ترین مرز افغانستان پس از پاکستان ایران است و با توجه به هم زبانی و ریشه های فرهنگی و شرایط خاص مذهبی و انقلابی، کشور ایران همواره پذیرای چندین میلیون نفر از این مهاجران می باشد. در برخی موارد دو نسل از آن ها در ایران زندگی می کنند و شماری از آن ها در ایران متولد شده، ازدواج کرده و صاحب فرزند نیز شده اند. مخالفت ایران با اشغال افغانستان توسط شوروی، شباهت های فرهنگی میان دو کشور و وضعیت سیاسی و اقتصادی خاص ایران، سبب شد تا شمار زیادی از افغان ها ایران را به عنوان خانۀ تازۀ خود انتخاب کنند و در طول سال هایی که کشورشان وضعیت نابسامانی داشت در ایران زندگی کنند. (http://hibod.blogfa.com/8504.aspx)

 

2. مهاجرین قانونی و غیر قانونی افغانی

  مطابق تعاریف، مهاجر کسی است که به میل خود از کشور موطن خود به کشور دیگری جا به جا می شود تا دورنمای زندگی خود و خانوادۀ خود را بهبود ببخشد. در حقیقت قصد مهاجر بهبود وضعیت زندگی در کشور مهاجر پذیر می باشد. مهاجرت یک رابطۀ دو طرفه بین مهاجر کننده و دولت و کشور مهاجر پذیر است(http://hibod.blogfa.com/8504.aspx).

  مهاجرین افغانی به دو دستۀ قانونی و غیر قانونی تقسیم می شوند. مهاجران قانونی آن هایی هستند که در دو آمایش سال های 1380 و 1384 شرکت کردند و از وزارت کشورکارت شناسایی دریافت کردند. تعداد این افراد 914040 نفر می باشد. به این افراد باید 42000 نفر مهاجر دارای کارت هویت را افزود. تاکنون از این تعداد 15000 نفر به افغانستان باز گردانده شده اند. در مورد مهاجران غیر مجاز آمار دقیقی وجود دارد و بیشتر بر اساس حدس و گمان اعدادی بیان می شود. برآورد می شود که تعداد این افراد حدود یک میلیون نفر باشد. یکی از مشکلات فعلی نا مشخص بودن سیاست های دولت ایران است. وزارت کشور مهاجری را قانونی می داند که کارت شناسایی داشته باشد، در حالی که وزارت کار مهاجری را قانونی اعلام می کند که پروانه کار داشته باشد. در حال حاضر تنها 1000 نفر از مهاجران پروانه ی کار دارند(عظیمی، 1386، ص2).

 

3. پیامد های ازدواج زنان ایرانی با مهاجرین افغانی

  مهاجرت اتباع بیگانه به ایران، سال ها است که مسائل و مشکلاتی را در پی داشته است که شاید بتوان گفت، ازدواج زنان ایرانی با مردان افغانی یکی از مهمترین آن ها می باشد(گرامی زادگان، 1386، ص2). در طول سالیان حضور افاغنه در ایران، بیشتر افاغنه با توجه به نظام قبیلگی دارای ازدواج های درونی بودند. اما پس از مدتی با توجه به این که اگر با فردی ایرانی ازدواج می کردند از مشکلات اقامتی و سایر موارد گذر می کردند، این امر رو به افزایش یافت((http://hibod.blogfa.com/8504.aspx. اگر تا دیروز این نوع ازدواج ها به صورت پنهان از چشم قانون و عرف صورت می گرفت، امروزه افغان ها ازدواج با زن ایرانی را پس از حداقل 10 یا 15 سال در کشورمان سخت نمی دانند و حتی حق خود تلقی می کنند (?/33402.phd/ir.isna.www//:http). به گفتۀ سلطان احمد غریق(کارمند حقوقی سفارت افغانستان) بسیاری از مردان افغانی که با زنان ایرانی ازدواج کرده اند، به بهانۀ گرفتن سند ازدواج و یا مجوز از دولت متبوعشان برای ثبت ازدواج به افغانستان رفته و هرگز باز نگشته اند. وی یکی از دلایل استقبال مردان افغان برای ازدواج با زنان ایرانی را موضوع تسهیل اقامتشان در ایران می داند(شیرافکن، 1386، ص3).

  طبق آخرین آمار تاکنون 32 هزار و 204 مورد ازدواج غیر رسمی و غیر قانونی بانوان ایرانی با اتباع خارجی در کشور گزارش شده و این در حالی است که برخی منابع آمار این ازدواج ها در کشور را بالای 100 هزار مورد ذکر می کنند. بیشترین تعداد ازدواج های غیر رسمی متعلق به استان های تهران، هرمزگان، خراسان و سیستان و بلوچستان است که اغلب این ازدواج های غیر رسمی با اتباع افغان صورت گرفته است(طهماسبی، 1382، ص6). ازدواج افغان ها با دختران ایرانی، بدون رعایت قوانین و تشریفات مربوط به آن، مشکلاتی چون بی تابعیتی فرزندانشان را به وجود آورده است. علت عمدۀ این ازدواج ها که بعضاً ناخواسته و بیشتر به دادو ستد شبیه است، فقر اقتصادی خانواده ها است(حیدری، 1386، ص2).

لیزا قباد، مدیر مسئول اداری کمیسیون قانون در ایران، فعال حقوق بشر و مسائل زنان، معتقد است؛ «ازدواج مردان افغانی با زنان ایرانی از نظر شرعی صحیح و مورد قبول ایران است ولی از نظر قانونی پذیرفته نیست، چون دولت ایران اجازه ی ازدواج نمی داده است و در حال حاضر همسران ایرانی این افراد حاضر نیستند با شوهرانشان به افغانستان بروند»(جعفری، 1383، ص1). فرزندان متولد شده از این ازدواج ها نیز، دارای مدارک هویت ایرانی نبوده و بلاتکلیف در جامعه رها می شوند. صدور شناسنامه، تحصیل، اشتغال، خدمت وظیفه، اخذ گواهینامه رانندگی و ده ها مسئله اجتماعی دیگر، از جمله مشکلات این خیل نه چندان کم است.

  آسان بودن شرایط ازدواج بانوان ایرانی نسبت به زنان افغانی برای مردان افغانی، تمایل به اقامت دائم و به دست آوردن تابعیت ایرانی، از دلایل ازدواج افاغنه با زنان ایرانی است. وجود اشتراکات فرهنگی، مذهبی در مناطقی چون جنوب خراسان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان و نگرش سنتی بعضی از خانواده ها نسبت به ازدواج، نبود آگاهی، فقر اجتماعی- فرهنگی و مالی، سوء استفاده از احساسات خانواده ها و خلاء قانونی، از دلایل ازدواج غیر رسمی زنان ایرانی با مردان افغانی است که مشکلات فراوانی را به همراه دارد.

  نداشتن مدرک رسمی و قانونی زوجین در اثبات زوجیت، صادر نشدن شناسنامه برای فرزندان و به رسمیت نشناختن تابعیت ایرانی آن ها تا پایان 15 سالگی، ازدواج های غیر رسمی، نبودن امکان پی گیری مسائل حقوقی و اقامه ی دعوی از سوی زوجه ایرانی علیه زوج افغانی به دلیل ثبت نشدن ازدواج، نبودن ضمانت رسمی وقانونی در پایبندی زوج افغانی به ادامه زندگی و پرداخت نفقه، مشخص نبودن وضعیت حضانت و قیومت فرزندان در صورت فوت زوج افغانی و زوجه ایرانی یا هر دو،طرد و اخراج مجرمین افغانی که تابعیت ایرانی ثبت شده دارند، و بلا تکلیف ماندن همسر و فرزندان آن ها، نبودن امکان پی گیری از طریق مراجع رسمی و کنسولی، و سوءاستفاده  اکثر افغانی ها در این موارد، و تعدد ازدواج های غیر رسمی متعدد و همزمان در نقاط مختلف با بانوان ایرانی، و نبودن امکان جلوگیری، از جمله مشکلات ازدواج های غیر رسمی افغان ها در ایران است(طهماسبی، 1382، ص5).

  در ایران طبق ماده 987 قانون مدنی «هر زن ایرانی که با تبعۀ خارجی ازدواج نماید در تابعیت ایرانی خود باقی خواهد ماند مگر این که مطابق قانون کشور زوج، تابعیت شوهر به واسطه عقد ازدواج به زوجه تحمیل شود». کشور افغانستان از آن جمله کشور هایی است که تابعیت زوج بر زوجه در صورت ازدواج با زن خارجی تحمیل می شود. با این توضیح، پیامد های تابعیت زن ایرانی در صورت ازدواج با یک تبعۀ خارجی چون افغانستان و دیگر کشور ها را می توان به صورت ذیل مطرح کرد:

الف – محدودیت در تملک؛ طبق تبصره 2 ماده 987 ق . م مصوب 1361، زن ایرانی که بر اثر ازدواج تابعیت خارجی را تحصیل می کند، حق داشتن اموال غیر منقول را در صورتی که موجب سلطه اقتصادی خارجی گردد، ندارد.

ب- محرومیت از حقوق سیاسی؛ حقوق سیاسی که مختص ایرا نیان می باشد، در صورتی که زن تبعۀ دولت ایران نباشد، از آن محروم خواهد شد. مانند: شرکت در انتخابات یا انتخاب شدن در مناصب سیاسی و قضایی.

ج- تبعیت در اموال شخصیه از کشور متبوع؛ در صورت مزاوجت با بیگانه اموال شخصی زن دیگر تابع قانون ملی ایران نخواهد بود. فی المثل، طبق مقررات و قوانین کشور افغانستان زنان ایرانی که به عقد نکاح رسمی اتباع افغانستان در می آیند، تابعیت ایرانی خود را از دست می دهند.

د- تابعیت مضاعف؛ احتمال بروز تابعیت مضاعف در صورتی است که قانون کشور زوج تابعیت شوهر را به زن تحمیل نکند و زن ایرانی تابعیت خود را محفوظ دارد و زن از طرق« اقامتگاه » یا «سیستم» و « خاک » تابعیت زوج را تحصیل نماید؛ زن شوهردار می تواند دارای تابعیت مضاعف شود(بداغی، 1383، ص134).

ه – اطفالی که در خارج از کشور ایران از مادر ایرانی متولد شوند، ایرانی محسوب نخواهند شد.

و – وضعیت زنان ایرانی ازدواج کرده با اتباع دیگر کشور ها در صورتی در آن کشور ها قانونی خواهد بود که به صورت رسمی ثبت شده باشد. به طور مثال؛ بر اساس قانون مدنی کشور افغانستان تابعیت افغانی به آن دسته از زنان ایرانی که با مردان افغانی ازدواج کرده اند اعطا می شود که، به صورت قانونی ثبت شده باشد وگرنه تابعیت تعلق نخواهد گرفت و اگر دولت ایران نیز این گونه ازدواج ها را غیر قانونی اعلام کند، کشور افغانستان نیز آن را غیر قانونی اعلام خواهد کرد و از ورود این گونه افراد به آن کشور جلوگیری خواهد شد.

ز- عدم تابعیت فرزندان حاصل از این گونه ازدواج ها در کشور ایران؛ طبق بند 5 ماده 976 قانون مدنی ایران « کسانی که در ایران از پدری که تبعۀ خارجی است به وجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به هیجده سال تمام لااقل یک سال دیگر در ایران اقامت کرده باشند تبعه ایرانی محسوب می شوند» یعنی تا قبل از 18 سالگی وضعیت تابعیت این فرزندان مبهم می باشد ونیز در صورتی پس از 18 سالگی قانونی خواهد بود که ازدواج پدر و مادرشان به صورت قانونی انجام شده و در دفاتر رسمی ثبت شده باشد( کار، 1385، ص94).

 

  3- 1.تاثیر ازدواج های غیر قانونی بر کودکان

  کودکان بی هویت، شامل آن دسته از کودکانی است که از نظر تبار شناسی و موقعیت اجتماعی و فرهنگی با یک بحران هویت روبرو هستند. کودکان بی هویت یا بی شناسنامه و ناشناس به دلیل نامشخص بودن پدر و رها شدن طومار زندگی آنان در دستان مادر، بی پناه وبی سرپرست می باشند. از نظر اقتصادی عدم سازماندهی آنان منجر به بی سامانی شغلی ناشی از فقدان امکان کسب آموزش و مهارت و فقر روزافزون به دلیل دستمزد اندک می شود. از نظر اجتماعی، منع سایر کودکان از همنشینی با کودکان بی شناسنامه از سوی والدین و عدم برخورداری آنان از تسهیلات فرهنگی در جامعه، سبب می شود همواره در انزوا قرار داشته باشند. معضل این کودکان را می توان به صورت ایتام، فرزند خواندگی و فرزندان نا مشروع نام برد که علل و عوامل زیادی دارند و می توان یکی از این عوامل را ترک پدر و بازگشت به وطن وبی سرپرست ماندن کودکان این قشر از جامعه دانست.

 

3-2. تأثیر ازدواج ها ی غیر قانونی بر بانوان ایرانی

  با تداوم بازگشت اتباع افغان به کشورشان و تشدید وضعیت ابهام گونۀ زنان ایرانی آن ها، به طوری که با همراهی شوهرشان و رفتن به مقصد آن ها وضعیت حقوقی روشنی نخواهند داشت و با ماندن در ایران و ترک از طرف شوهرانشان نیز مشکلات عدیده ای شامل حال آن ها خواهد شد، به اختصار به این مشکلات اشاره خواهد شد.

1- آسیب های روحی و روانی؛ با ترک و بازگشت شوهران، این گونه زنان دچار اختلالات روحی و روانی می شوند و بهداشت روانی آن ها به خطر می افتد. آنان یکباره خود را تنها می بینند و در این صورت انزوا و دوری، تنها مرهم آن ها خواهد بود. با تجمع شرایط ناگوار روحی و روانی، فرد دچار انواع افسردگی ها، کاهش اعتماد به نفس، اعتیاد به مواد مخدر و الکل، مشاجرات خانوادگی و...می شود.

2- خود کشی؛ خودکشی گرچه در تمام جوامع بشری یافت می شود اما علت های متعددی در این امر دخیل اند. خود کشی راهی برای رهایی از یک مسئله یا بحران است و هر کسی که به این امر مبادرت می کند، علت های روانی، اقتصادی و یا عاطفی سبب ساز این ناهنجار ی است. از عوامل مهم این پدیده طردشدگی، احساس بی هویتی و ناکامی و شکست در زندگی می باشد.

3- روی آوردن به روسپیگری؛ بی بندو باری جنسی و روسپیگری یکی از آسیب های مشخص اجتماعی است. زنان روسپی به درجات مختلف مبتلا به اختلالات شخصیت، قوای هوشی، خلقی و سایر اختلالات می باشند. علل این رفتار متنوع و متعدد می باشد. همچون ترس از بی کفایتی، بی هویتی، فشار های ممتد روحی که در زنان مورد بررسی ما نیز، دیده می شود و حاصل آن اضمحلال فرد و افزایش بزهکاری اجتماعی است.

4- فرار از خانه؛ فقدان امنیت در خانه، بی هویتی، استرس های روحی بی شمار و تهدیدات متعدد از طرف خویشاوندان و نیز طرد از طرف آن ها زمینه را برای فرار فرد از خانه آماده می سازد.

5- احساس محرومیت نسبی؛ خشونت، پرخاشگری و عصیان از لحاظ روان شناختی، عکس العملی در مقابل فشار و زور تحمیلی است (سید شکری و استاد رحیمی،1386، ص6).

 

  3-3. پیامد های امنیتی ازدواج های غیر قانونی مردان افغانی بازنان ایرانی

با ازدواج غیر قانونی اتباع بیگانه با بانوان ایرانی، یکی از تهدیدات اصلی بحث امنیت انسانی است که ممکن است در سطح وسیعتری شیوع پیدا کند و تبدیل به تهدید و امنیت اجتماعی شود. فی المثل با ورود غیر قانونی اتباع افغانی به ایران و ازدواج آن ها با دختران ایرانی، وجود انواع بیماری را می توان در آن ها فرض کرد، به طوری که به لحاظ غیر قانونی بودن چنین ازدواج هایی هیچگونه اعتمادی نسبت به سلامت مردان دیگر کشور ها نمی توان داشت. در پژوهشی که در سال 69 روی بهداشت مهاجرین افغانی انجام یافته است، اکثر افغانیها(90%) در بدو ورود مبتلا به بیماری های گوناگونی از قبیل سل، مالاریا، امراض پوستی و... بوده اند. در کشور افغانستان نیز به دلیل پایین بودن سطح بهداشت عمومی امید به زندگی در سطح پایین می باشد. تهدید امنیت فردی زمانی به تهدید امنیت اجتماعی تبدیل می شود که این نوع بیماری ها از حالت فردی عبور کرده و بخشی از جامعه را به خود مبتلا سازد(سید شکری و استاد رحیمی،1386، ص5).

 

نتیجه گیری

سالهاست که مهاجرین افغانی به دلایل مشکلات عدیده ای چون جنگ، فقر و ناامنی در داخل کشور خود، اقدام به مهاجرت و پناه گرفتن به کشور های همسایه و بعضاً اروپایی نموده اند. یکی از کشور هایی که تعداد زیادی از مهاجرین افغان در آن جا سکنی گزیده اند، جمهوری اسلامی ایران می باشد. این در حالی است که بر اساس اظهار نظر های رسمی از طرف مسئولان ایرانی، ایران سالانه میلیارد ها دلار برای مهاجران افغان هزینه می کند. حضور عدۀ کثیری از این جمعیت مهاجر، مشکلات و معضلات فرهنگی،اجتماعی، اقتصادی و... بسیاری را برای کشور به همراه داشته است. در این میان مهمترین معزلی که حضور افاغنه در کشور ایران ایجاد کرده، ازدواج آن ها با زنان ایرانی و به دنیا آمدن هزاران فرزند سرگردان و بی هویت در جامعه ایران می باشد. این کودکان اغلب بی تابعیت و بدون شناسنامه و محروم از حق آموزش و پرورش می باشند و از آن جا که تابعیت ایرانی تا سن 18 سالگی به آن ها منتقل نمی شود، در وضعیتی نامعلوم بسر می برند. زنان ایرانی افغان ها نیز، از آن جا که به تابعیت کشور متبوع همسرانشان در می آیند، مجبور به ترک وطن بوده و در غیر این صورت، در وضعیتی بلاتکلیف و ناهنجار بسر خواهند برد. حق و حقوق قانونی بسیاری از این زنان در این نوع ازدواج ها نیز، که بدون کسب اجازۀ قانونی صورت می گیرد در مورد مهریه، دارایی ها، حضانت و بسیاری موارد دیگر دچار مشکل می شود. به نظر می رسد در خصوص پیشگیری از این گونه ازدواج ها و بازنگری در خصوص برخی قوانین حضانت و تابعیت در خصوص زنان ایرانی، باید تمهیداتی صورت گیرد. در نهایت این که به نظر می رسد با توجه به افزایش بی رویۀ جمعیت و هزینه هایی که این جمعیت مهاجر برای کشور ایران به همراه دارند و از طرف دیگر، سقوط گروه طالبان و برقراری آرامش نسبی در افغانستان، دیگر ضرورتی جهت تمدید مهلت حضور افغانی ها در ایران وجود نداشته باشد. در نهایت باید گفت که خود افغان ها نیز در قهقراکشاندن خود در جامعه ایرانی بی تاثیر نبودند. عدم علاقه به مشارکت اجتماعی، عدم تلاش برای تشکیل سندیکای قوی و... از جمله کم کاری هایی بوده است که در به حاشیه رانده شدن این قشر در جامعه ی ایران مؤثر بوده است.


 

 فهرست منابع

1.ارزگانی، مسیح(1385) «مهاجرت ، فرهنگ پذیری و هویت ملی» ،فصلنامه کلکین، سال سوم، شماره هشتم و نهم، پاییز و زمستان 1385.

2.بداغی، فاطمه (1383) «ازدواج و تابعیت زن ایرانی»، فصلنامه کتاب زنان، سال ششم، شماره 24، تابستان 1383.

3.جاوید، ابوالقاسم، مجسمه داوود با هیئت بودایی،21/11/1386:

http://www.mechid.blogsky.com/?PostID=11

4.جعفری، ناهید، بازگشت باید تدریجی و داوطلبانه باشد،10/11/1386:

http://www.asre-nou.net/1383/ordibehesht/18/m-afghan.html

5.خرامی، مجید، مهاجرین افغانی در ایران، انسانهایی از نوع درجه دو، 10/11/1386:

http://sociologyofiran.com/index.php?option=com_content&task=view&id=487&Itemid=65

6.سید شکری، میر محمد رضا. استاد رحیمی، رضا، پیامد های ازدواج زنان ایرانی با اتباع بیگانه، 2/1/1387:

http://sociologyofiran.com/index.php?option=com_content&task=view&id=431&Itemid=65

7.شاکری، مهرداد (1386) « افغانها همچنان اخراج می شوند؛ از اینجا رانده، از آنجا مانده»، روزنامه اعتماد، اردیبهشت 1386 .

http://rood-jarey.blogfa.com/post-3.aspx

8.شفایی، حامد، اوضاع مهاجرین افغانستان(الف) ،10/1/1387:

http://www.mashal.org/home/main/hejtemahi.php?id=00110

9.شفایی، حامد، نگاهی به اخراج مهاجرین افغانی از ایران(ب)،8/1/1387:

http://www.armans.info/2007/05/02/2192.html

10.          شیر افکن،آمنه، بازخوانی تبعیض های قانونی ازدواج زنان ایرانی با مردان افغانی ،10/11/1386:

http://www.irwomen.com/first.php?id=340

11.          حیدری، لیلا، در پناه کدام عقد؟، 10/11/86:

http://www.iranbar.org/far01p83.php#1896

12.          طهماسبی، محمد( 1382)، «نگاهی به تاثیر مهاجران افغانی و عراقی بر جامعه ایران»، مجله پگاه حوزه ، شماره 125.

http://www.hawzah.net/Per/Magazine/pe/125/PE12503.asp

13.          کار، مهرانگیز( 1385) حقوق سیاسی زنان ایران، تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

14.          گرامی زادگان، اشرف، تابعیت وبی توجهی مجلس به هویت زن ایرانی، 12/11/1386:

www.meydaan.com/showarticle.aspx?arid=37&cid=43

15.          «مصاحبه با دکتر عظیمی مسئول عودت مهاجرین سفارت افغانستان» » 15/ 11/86:

   http://bedoonemarz.com/spip.php?article121

 

این مقاله سال 87 در ماهنامه بین المللی حقوق منتشرشده است. 

 


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">