در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

با قرآن

* یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ
اى داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنکه روز حساب را فراموش کرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت

ص / 26

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه


    دکتر سید یاسر ضیایی

عضو هیئت علمی دانشگاه قم

 

با شناسایی استقلال منطقه اوستیای جنوبی توسط دولت وپارلمان روسیه، این سؤال مطرح شدکه آیا این اقدام روسیه تنهاپاسخی به شناسایی کوزوو توسط کشورهای غربی بود یا اینکه اوستیای جنوبی واقعاً شرایط تشکیل «کشور» را حیازت کرده است؟ در هر حال، شناسایی این مناطق چه آثاری دارد؟ پاسخ دقیق حقوقی به این سؤال مستلزم بررسی وضعیت سرزمینی این دو منطقه ازمنظر حقوق بین الملل است. در این رابطه موضوعات حق جدایی، حق تعیین سرنوشت، شرایط تشکیل کشور (Statehood) و شناسایی در حقوق بین الملل باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.

سرفصل حق جدایی در حقوق بین الملل از فقیرترین زمینه های حقوقی است درحالی که این موضوع در علوم سیاسی از استناداتی غنی برخوردار است. در این مقاله ضمن بررسی حقوقی موضوع شناسایی در رابطه با کشورهای نوظهور ناشی از جدایی به مقایسه دو منطقه کوزوو و اوستیای جنوبی پرداخته می شود و به شباهتها و افتراقات آن اشاره ای مختصر می شود.

پیش از هر چیز باید دانست که حقوقدانان برای فهم صحیح و صدور حکمی صریح در مورد یک واقعیت سیاسی، گزیری ندارند جز انکه به تاریخ اجتماعی و سیاسی آن وضعیت گریزی بزنند. ذهن مسلّح به تاریخ این دو منطقه راحت تر به سوی نتیجه ای منطقی تر و عادلانه تر طبق حقوق بین الملل حرکت می کند. کوزوو از سال 1974 به دست ژنرال تیتو به خودمختاری نائل شده بود که این خودمختاری در 1989 به دست اسلوبودان میلوشویچ لغو گردید (مالکوم، 1378، صص 442 – 439). با فروپاشی یوگسلاوی سابق در سال 1992، کشور جدید یوگسلاوی (اتحاد صربستان – مونته نگرو) ایجاد شد. (1) یوگسلاوی همواره بر کوزوو ادعای حاکمیت داشته است و خود را مختار برای اعطای خودمختاری یا لغو آن می دانسته است. قطعنامه 1244 شورای امنیت در سال 1999 به تردیدهای حقوقی پایان داد و به منطقه کوزوو وضعیتی دوگانه بخشید. از یکسو کوزوو را جزئی از قلمرو یوگسلاوی (و اینک صربستان) دانست (2) و از سوی دیگر کوزوو را تحت مدیریت موقت بین المللی نیروهای غیرنظامی سازمان ملل متحد (3) با اختیارات فراوان قرار داد. وضعیت کوزوو در این زمان همچون وضعیت حقوقی سرزمین شهر آزاد دانزیگ لهستان پس از جنگ جهانی دوم است. (4) پارلمان کوزوو که زیر نظر یونامیک ایجاد شده بود در 17 فوریه 2008 استقلال کوزوو را از صربستان اعلام نمود.

از سوی دیگر منطقه اوستیای جنوبی همیشه مورد ادعای حاکمیت گرجستان بوده است. درواقع با استقلال گرجستان در سال 1991 از شوروی سابق، این منطقه محل نزاع میان جدایی طلبان اوستیایی و دولت مرکزی گرجستان بوده است. در 19 ژانویه 1992 همه پرسی در این منطقه برگزار شد که به اعلام استقلال اوستیای جنوبی منجر شد. این اعلامیه با عدم شناسایی کشورهای جهان روبرو شد. در 8 آگوست 2008، سه درصد اوستیایی ها در یک شب به دست نیروهای گرجی کشته شدند. این موجب استقرار نیروهای نظامی روسیه در اوستیای جنوبی شد. در 26 آگوست، روسیه و پس از ان در 3 سپتامبر، نیکاراگوئه استقلال اوستیای جنوبی را شناسایی کردند.

سؤال اینجاست که اعتبار حقوقی شناسایی در رابطه با این واقعیات جدید سیاسی چه میزان است؟

1 – گفته می شود شناسایی هیچ گاه غیرقانونی نیست، بلکه تنها می تواند نامشروع باشد. (5) درواقع شناسایی یک اعلامیه استقلال که به دنبال جدایی شکل گرفته است، فی نفسه اشکالی ندارد از آن رو که شناسایی یک عمل یکجانبه بین المللی مستقل است که آثار مخصوص خود را دارد. در حالی که اعلامیه استقلال مربوطه می تواند قانونی یا غیرقانونی باشد. در این رابطه برای بررسی مشروعیت استقلال کوزوو و اوستیای جنوبی باید وارد مباحثی چون شرایط تشکیل کشور، مشروعیت حکومت، حق تعیین سرنوشت و جدایی در حقوق بین الملل شد.

2 – به نظر می رسد در صورت غیرقانونی بودن اعلامیه استقلال این دو منطقه، شناسایی نامشروع و پیاپی و مستمر کشورهای ثالث مصداقی از مداخله در امور داخلی دولت مرکزی و موجب مسؤولیت بین المللی شود.

3 -  در حالی که اکثر حقوقدانهای بین المللی به اعلامی بودن شناسایی معتقدند، به نظر می رسد به دلایلی چند این نظریه محض صحیح نباشد. هرچند اعتقاد به تأسیسی بودن صرف شناسایی نیز ما را به بیراهه اغراض سیاسی خواهد کشاند. نظریه ای که می تواند در ارتباط با کشورهای نوظهور (مخصوصاً ناشی از جدایی) مانند کوزوو و اوستیای جنوبی برای حل این موضوع اتخاذ کرد نظریه اعلامی – تأسیسی بودن شناسایی است. وفق این نظریه کشورهایی که کوزوو و اوستیای جنوبی را شناسایی کرده اند، تمام حقوق و تکالیف بین المللی فی ما بین آنها جاری است در حالی که کشورهایی که این دو منطقه را به عنوان کشور شناسایی نکرده اند تنها حقوق و تکالیف عام الشمول (Erga Omnes) میان آنها جاری خواهد بود. (6)

4 – در بعضی موارد، شناسایی با مشروعیت حکومت پیوند می خورد. درواقع، جایی که مسأله «جدایی» در میان است؛ چنانچه کشور ثالث قبلاً حکومت مرکزی را شناسایی «دوژور» کرده باشد، تنها در صورتی می تواند جدایی طلبان را به صورت «دوژور» شناسایی کند که جدایی طلبان، کنترل مؤثری بر منطقه مورد ادعایشان پیداکنند. به نظر لوترپاخت، احراز یک حاکمیت نسبی بر سرزمین در دست معترضین، شرط شناسایی صحیح آنهاست. (Brad, 2000, p: 183)

اکثر کشورهایی که کوزوو را شناسایی کردند، کشورهایی بودند که صربستان را به صورت دوژور شناسایی کرده بوند و بنابراین به زعم کشورها، «ارتش آزادیبخش کوزوو» (7) توانسته بود کنترل کافی را بر منطقه به دست آورد (چنانچه بطور واقع نیز چنین بود)، در حالی که شناسایی اوستیای جنوبی توسط روسیه و نیکاراگوئه در حالی است که کنترل بر منطقه به کمک نیروی نظامی خارجی (روسیه) صورت گرفته است و این نقض غرض است.

گفته شده است که «کمک نظامی، این اصل (مؤثر بودن کنترل) را تضعیف می کند چرا که وسیله ای فراهم می کند تا با کمکهای خارجی، دست بالا را نگه داشت. (Ibid, p: 182)

5 – پراکندگی جغرافیایی کشورهای شناسایی کننده می تواند تأثیر مهمی در «کشور شدن» یک موجودیت جدید داشته باشد. درحالی که کوزوو (حداقل) توسط 46 کشور عضو سازمان ملل متحد (و تایوان) که شامل قدرتهای سیاسی بزرگی می شود، شناسایی شده است، اوستیای جنوبی از سوی دو کشور در غرب و شرق (جغرافیایی) شناسایی شده است. این نگرانی با تأسی به رویکرد نظری شناسایی اعلامی – تأسیسی قابل حل خواهد بود.

در پایان باید توجه داشت که اشاره اکثر سیاستمداران به این مسأله که شناسایی کوزوو موردی ویژه است و ایجاد سابقه درحقوق بین الملل نمی کندنسبت به مورد اوستیای حنوبی صحیح است. طولانی بودن بحران نقض حقوق بشر، حضور نهاد اداری بین المللی و وضعیت خاص فروپاشی یوگسلاوی سابق، مورد کوزوو را مجزا می کند. شناسایی اوستیای جنوبی توسط کشورهای ثالث (حتی یک کشور) مطمئناً آن کشور را نسبت به آنها به موجودی با شخصیت حقوقی بین المللی تبدیل می کند. لیکن باید توجه داشت این در صورتی است که اوستیای جنوبی نیز همانند گوزوو شرایط تشکیل کشور را حیازت کرده باشد. در این صورت است که شناسایی مشروع خواهد بود و موجب آغاز روابط حقوقی و دیپلماتیک خواهد شد.

پی نوشتها:

1 – درواقع ادعای جانشینی اتحاد صربستان – مونته نگرو به عنوان جانشین یوگسلاوی سابق توسط سازمان ملل متحد مورد پذیرش قرار نگرفت.

2 – جمهوری مونته نگرو در سال 2006 از اتحاد صربستان – مونته نگرو جدا شد و دو کشور مستقل صربستان و مونته نگرو تشکیل شدند. صربستان به عنوان کشور جانشین اتحادیه در سازمان ملل پذیرفته شد.

3 – United Nations Assistance Mission in Kosovo: UNAMIK

4 – طبق نظر دیوان دائمی بین المللی دادگستری، شهر آزاد دانزیگ جز در مورد حدود تعهّدات معاهده ای که با لهستان و جامعه ملل داشت، دارای شخصیت بین المللی شناخته شد.

See: the case concerning Danzig railway officials, PCIJ reports, 1928.

5 – تفاوت این دو در مسؤولیت پذیر بودن اقدامات غیرقانونی در سطح بین المللی است در حالی که اقدام نامشروع لزوماً اینگونه نیست.

6 – باید توجه داشت که در این حالت، کوزوو و اوستیای جنوبی تنها به عنوان مناطق جدایی طلب تحت حقوق بین الملل مدّنظر خواهند بود.

7 - Kosovo Liberation Army: KLA.

منابع:

1-        مالکوم، نوئل (1378)، تاریخ اجمالی کوزوو، ترجمه باقر نصیری، چاپ اول، تهران: وزارت امور خارجه.

2-        Brad R, Roth (2000), Governmental Illegitimacy in International Law, U.S.A: Routledg.

 

این مقاله سال 87 در ماهنامه بین المللی حقوق منتشر شده است.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">