در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

با قرآن

* یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ
اى داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنکه روز حساب را فراموش کرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت

ص / 26

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

ایران و ساختن تاریخ حقوق بین الملل

دوشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۴:۲۶ ب.ظ

متن سخنرانی در نشست تخصصی گروه حقوق، دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی، 15 آبان 96

ایران و ساختن تاریخ حقوق بین­الملل

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و خوشامد عرض میکنم خدمت استادان و دانشجویان محترم و خوشحالم که دور جدیدی از نشست های تخصصی گروه را توانسته ایم آغاز کنیم. از آقای دکتر زمانی هم بابت ارائه بحث مهمی که داشتند، فوق العاده تشکر میکنم و دعوت میکنم که مجدداً در برنامه های دیگر ما در سایر زمینه هایی که جزو گستره علایق مطالعاتی ایشان است، با ما همکاری کنند.

موضوع عرایض بنده، ایران و ساختن تاریخ حقوق بین الملل است. سؤالی که در پی پاسخ آن هستم، این است که کشور من، ایران در طول دوران تاریخ چه نقشی در ساختن حقوق بین الملل و تحولات تاریخی آن داشته است. قبل از آن باید دو نکته را متذکر شوم.

نخست این که چرا این موضوع مهم است؟ من قبلاً در جایی نوشته ام و همیشه در اولین جلسه درس حقوق بین الملل عمومی به این پرسش می پردازم که چرا «ما» به عنوان یک ایرانی، «باید» حقوق بین الملل بخوانیم و بدانیم؟ و یکی از پاسخها این است که ما در جهان منزوی زندگی نمی کنیم و حتی وقتی که نخواسته ایم، درگیر چالشهای مهمی بوده ایم. تاریخ معاصر ما، بخش مهمی از تاریخ معاصر جهان است و بخشی از این مدعا را در جلسه امروز طرح خواهم کرد. چند تحول مهم تاریخ معاصر جهان ریشه در کشور ما داشته است، انقلاب مشروطه ما یک آغاز در منطقه غرب آسیاست، ملی شدن صنعت نفت یکی از چالش برانگیزترین موضوعات حقوق بین الملل یعنی حاکمیت بر منابع طبیعی را به سود کشورهای کمترتوسعه یافته پیش برده است، انقلاب اسلامی یک نظام سیاسی مبتنی بر ارزشهای دینی در قالبهای عرفی سیاسی به جهان عرضه کرده است، جنگ تحمیلی یعنی یکی از طولانی ترین مخاصمات بین المللی عصر پس از تأسیس ملل متحد را با دفاع کامل از سرزمین و حاکمیت ملی مان، پشت سر گذاشته ایم بدون آن که از ابزارهای سیاسی بین المللی بهره ای برده باشیم، چالش هسته ای را به سوی ساحل امن پیش برده ایم، در خط مقدم مبارزه با تروریسم بین المللی ایستاده ایم و در اغلب این موارد هم خاطره خوشی از نهادها و رژیم های بین المللی نداریم و به دلایل متعدد حتی به این نهادها بدبین هستیم. علاوه بر این، به سبب اعتقادات شرعی و اخلاقی مان نمی توانیم نسبت به دیگر مردمان جهان بی تفاوت باشیم و هر چه نزدیکی فکری و فرهنگی بیشتری میان ما و دیگران موجود باشد، حساسیت مان بیشتر خواهد بود.

دوم این که مطالعه ما تاریخی است و دنبال قضاوت درباره هیچ یک از این دوره های تاریخی نیستیم. فقط می خواهیم سابقه نقش و حضورمان را در تحقق حقوق بین الملل موجود مرور کنیم تا شاید درسهایی برای آینده حاصل شود. یک مرور جامع و مانع نسبت به تاریخ روابط خارجی ما قطعاً بخشی از شناخت ما نسبت به امروز و آینده را تشکیل خواهد داد.

حتماً می دانید که تاریخ حقوق بین الملل امروز را از سال 1648 نوشته اند. مبداء تاریخ حقوق بین الملل هم مثل خیلی مسائل دیگر، رنگ و بوی غربی دارد. در واقع 1648 مبداء شناسایی مفهوم «دولت» ملّی است. جالب است که این دوره در کشور ما تقریباً همزمان با دوره صفویه است که در همین اصفهان، پس از دورانی طولانی از فترت و از هم گسیختگی ملّت، جامعه ایران با اقتدار پادشاهی صفوی و با استعانت از مذهب هم آوایی و یکپارچگی خود را آهسته آهسته باز می یابد و تدریجاً به عنوان یک «واحد سیاسی مستقل» در صحنه بین المللی وارد می شود. پیش از آن هم تاریخ ما مملو است از ارتباطات ماقبل حقوقی با دنیای خارج در زمانه ای که جنگ، اصل روابط بین الملل بوده است. در همان زمان در آثار نویسندگان ما اشاراتی به قواعد عرفی ساده حقوق بین الملل مشاهده می شود. مثلاً خواجه نظام الملک که او هم مقبره اش در چند کیلومتری ما در همین شهر اصفهان است در کتاب سیاست نامه، فصلی را به ارتباط پادشاه با رسولان یعنی سفرای خارجی اختصاص داده است. این دو صفحه نشان می دهد درکی شبیه امروز از حقوق و روابط بین الملل مبتنی بر احترام دولت ها وجود داشته است. اما از قرن هفدهم، حقوق بین الملل از حقوق عمومی خارجی روم تأثیر پذیرفته و رنگی کاملاً اروپایی و مسیحی دارد. این «ملل متمدن» هستند که حقوق بین الملل را می سازند. به تدریج عثمانی و ژاپن به این جمع وارد می شوند. دیپلمات رند ژاپنی در آن زمان به اروپایی ها می گوید: ما در فن سلاخی با شما هسنگ شده ایم و حالا ما را به عنوان مردمان متمدن به جمع خود راه داده اید. در همان زمان، حتی نویسندگان لیبرالی مثل میل، معیار عدم مداخله را بهره مندی از تمدن و تمایز از بربریت می دانند. این رویکرد حتی هنوز هم دیده می شود و قطعاً یکی از نقاط ضعف نظریه لیبرالی روابط بین الملل است. در پایان قرن بیستم که پایه های حقوق بین الملل مدرن در کنفرانس های صلح لاهه شکل می گیرد، 21 دولت اروپایی، آمریکا، مکزیک و 4 کشور آسیایی ایران، چین، ژاپن و صیام مشارکت می کنند. در کنفرانس صلح 1907 هم تصریح می شود که قواعد حقوق الملل، فقط میان «جامعه ملل متمدن» جاری است که از نظر اروپایی ها فقط شامل خودشان، عثمانی و ژاپن است. از اینجا به بعد شکسته شدن سد ورود به این جامعه یا به عبارت بهتر، تصحیح رویکرد غرب نسبت به روابط بین المللی آغاز می شود و دیپلماتهای ایرانی در شرایطی که دولت ایران در ضعف سیاسی و نظامی است، نقش مهمی را ایفا می کنند. به ویژه بعد از جنگ جهانی نخست، نمایندگان ایران به زحمت خود را به کنفرانس ورسای می رسانند. واقعیت این است که در آن شرایط، اروپایی ها روی نمایندگان آسیایی و ایرانی حساب باز نمی کردند. اما ایران نهایتاً وارد نخستین کلوپ سیاسی سازمان یافته جهانی یعنی جامعه ملل می شود. حضار درک می کنند که برداشت من از کلوپ در اینجا هیچ ربطی به استعمال این واژه توسط رییس جمهور کنونی آمریکا درباره سازمان ملل متحد ندارد.

این دوره، زمانی است که ایران در جنگ اعلام بی طرفی کرده است اما روسها بی طرفی ایران را نقض کرده و وارد خاک ایران می شوند. در نتیجه انگلیسی ها هم به جنوب ایران می آیند و یکی از دوره های سخت کشور ما شکل می گیرد. قوای روسیه به دلیل انقلاب خاک ما را ترک کردند اما انگلیسی ها برای نفت در جنوب ماندند. یکی از اهداف نمایندگان ایران در کنفرانس ورسای، احقاق حقوق کشورمان در پی این وقایع بود که عملاً بی نتیجه ماند و مدعیات ایران در کنفرانس، با کارشکنی انگلیس مستمعی نیافت اما ایران توانست در زمره متعاهدین میثاق جامعه ملل باشد.

در دوران فعالیت جامعه ملل، ایران اولاً تلاش می کند در راستای اصل حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات خود تلاش کند. بخشی از این تلاش به دست خالی دولت ایران بازمی گردد. شکایت ایران از شوروی در جامعه ملل پیگیری شد و با قرارداد 1921 شوروی خاک ایران را ترک کرد. اختلافات مربوط به بحرین و عراق هم از همین طریق پیگیری میشد. درواقع دولت ایران، اعتقاد فوق العاده­ای به کارآمدی نظام نوین بین­المللی داشت، اعتقادی که هم به زودی فروریخت و هم مبنای بی­اعتمادی­های آینده شد. ثانیاً ایران مدافع عضویت سایر کشورهای شرقی و اسلامی در جامعه است. به تعبیر نمایندگان ایران، جامعه ملل به سان سپاه صلحی است که هر چه بیشتر عضو بگیرد، توفیق بیشتری خواهد داشت. یکی از فرازهای فعالیت ایران در این دوره، تلاش برای بقای ماده 10 میثاق است. بعضی دولتهای قدرتمند به دنبال این بودند که این ماده رسماً از متن میثاق حذف شود. ماده 10 نوعی سیستم دفاع و امنیت دسته جمعی تمهید می کرد که به هیچ وجه برای قدرتها مناسب نبود. اصرار ایران در کنار حمایت برخی کشورهای دیگر از جمله آرژانتین در نظام رأی گیری اجماعی جامعه ملل، مانع حذف ماده 10 می شود. این اصرار در کنفرانس سانفرانسیسکو به ثمر می­نشیند که بعداً به آن اشاره میکنم.

ماجرای بعدی، بعد از جنگ دوم مربوط به تأسیس ملل متحد است. ماجراهای اشغال ایران و مداخلات شوروی و آمریکا در آن دوران را می دانید. کنفرانس تهران را هم شنیده اید که گویا بدون اطلاع دولت ایران و شاه تازه به تخت نشسته برگزار می شود. مهمترین حاصل این کنفرانس برای ما پذیرش استقلال و حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران توسط آمریکا و انگلیس است. هرچند در عمل، هیچ کدام از سه کشور مایل به ترک سرزمین و مداخله در امور سیاسی ما نبودند؛ اما تهدید تجزیه ایران چه در کنفرانس تهران و چه در ماجرای آذربایجان از سر می­گذرد.

در همان وضعیت آشفته سیاست داخلی و خارجی، هیئتی از ایران راهی کنفرانس سانفرانسیسکو می­شود و نمایندگان ایران در کمیته­های مختلف مشارکت می­کنند. مصطفی عدل از طرف ایران، منشور ملل متحد را امضا می­کند و تصویری که در آگهی این نشست می­بینید مربوط به همین لحظه تاریخی است. در یکی از کمیته ها دکتر علی­اکبر سیاسی یکی از اعضای هیئت نمایندگی ایران، مسأله ضرورت تشکیل کمیسیونی برای حسن تفاهم میان ملتها را مطرح می­کند. با همراهی نمایندگان چین و آمریکا، این پیشنهاد به صورت تأسیس سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) مورد تصویب قرار می­گیرد. منشور ملل متحد، قطعنامه ضمیمه­ای دارد مبنی بر توصیه به صدور اعلامیه­های پذیرش اختیاری صلاحیت اجباری دیوان بین­المللی دادگستری. دکتر جلال عبده هم مدعی است پیشنهاد تصویب چنین قطعنامه­ای را وی در کمیته چهارم مطرح کرده است. یک نکته هم بگویم که این مدعا که شعر «بنی آدم...» سعدی را سردر سازمان ملل گذاشته­اند، ادعای گزافه ای است ولی نماینده ایران در سال 1310 به مناسبتی این شعر را در مجمع عمومی خوانده و محمّدباقر الفت، شاعر و ترانه­ساز اصفهانی در نامه­ای، این شعر را در ابتدای تأسیس سازمان برای دبیرکل یا مؤسسان فرستاده و خواسته است تا سازمان ملل بر اساس همین شعر، فعالیت کند.

مهمترین اتفاق کنفرانس سانفرانسیسکو از سوی هیأت ایرانی، پیگیری همان ماده 10 میثاق جامعه ملل است که نهایتاً به صورت بند 4 ماده 2 منشور و در قالب اصل منع توسّل به زور که شکل توسعه­یافته ماده 10 میثاق محسوب می­شده، تصویب می­شود.

 پس از تأسیس ملل متحد و در شرایطی که هنوز نهادهای سازمان رویه­ای در تفسیر منشور ندارند، ایران نخستین مسأله را در شورای امنیت درخصوص اشغالگری شوروی مطرح می­کند و قطعنامه­های نخست شورای امنیت در این زمینه صادر شد و در دومین جلسه شورای امنیت، تصمیم گرفته شد که کشورهای غیرعضو شورا بتوانند در موضوعات مطرح درباره خود در جلسات شورا شرکت کنند. قطعنامه شماره 1 شورا درباره کمیته ستاد نظامی است. قطعنامه شماره 2 درباره درخواست ایران است و از طرفین میخواهد با مذاکره مسأله فی­مابین را حل­وفصل نمایند. قطعنامه شماره 3 نیز همین مسأله را مطرح و به ضرورت تخلیه ایران از سوی سربازان شوروی تأکید دارد. در آن زمان، شورا هنوز نتوانسته به ادبیاتی قاطع برای اعمال صلاحیت خود دست یابد، امّا این امید پدید می­آید که دولتها بتوانند مسائل خود را از طریق سازوکارهای بین­المللی حل کنند. البته به تدریج، نابرابری سیاسی خود را به برابری حقوقی تحمیل کرد.

قضیه ملّی شدن صنعت نفت، بخش مهم دیگری از تاریخ ساختن حقوق بین­الملل است. از یک جهت، مسأله توسط انگلیس در شورای امنیت مطرح می­شود و از طرف دیگر طرح دعوی در دیوان بین­المللی دادگستری است. انگلیس از هیچ­یک از این دو راهکار نتوانست نتیجه بگیرد و حق حاکمیت دولتها بر منابع طبیعی که یکی از اصول مهم حقوق بین­الملل برای دولتهای در حال توسعه محسوب می­شده و می­شود به تدریج تثبیت می­شود و در مقابل آن، قاعده غرامت مناسب شکل می­گیرد که از جهاتی باز به نفع همین دولتهاست.

ایران حداقل سه چالش بزرگ دیگر را در شورای امنیت پشت سر گذاشته است که مربوط به سالهای پس از انقلاب است. نخست، ماجرای لانه جاسوسی و طرح موضوع توسط آمریکا در شورای امنیت و دیوان بین­المللی دادگستری است که به قضیه کارکنان دیپلماتیک و کنسولی ایالات متحده در تهران معروف است. رأی دیوان در این قضیه از جهات مختلف بخش­های مهمی از مطالعات حقوقی بین­المللی را تشکیل می­دهد. طرح مسأله خودبسنده بودن نظام حقوق دیپلماتیک، رسیدگی غیابی دیوان و از همه مهم­تر موضوع انتساب اعمال بازیگران غیردولتی به دولتها مسائلی است که در این رأی مطرح شده و طبیعتاً بخشی از تاریخ ما هم هست.

چالش دوم، جنگ تحمیلی است. در این جریان تا مدتها به دلیل بدبینی تاریخی و انقلابی به نهادهای بین­المللی و سوءعملکرد آنها، جمهوری اسلامی ایران در جلسات شورای امنیت شرکت نمی­کند. قطعنامه 598 هم یک فراز تاریخی مهم دیگر است که در مورد آن ادبیات خاصی پدید می­آید. این دوران اوج جنگ سرد است. این قطعنامه در 1987 (تیر 1366) از طرفین می­خواهد تا راه­حلی مذاکره­شده بیابند و از دبیرکل درخواست می­کند بر آتش­بس میان طرفین نظارت کند. این قطعنامه ذیل فصل هفتم منشور صادر شده اما ادبیات نرمی دارد و ایران تا مدتها از اجرای آن خودداری می­کند.

چالش سوم، برنامه هسته­ای ایران است که موضوعات متعدّدی در حاشیه آن قابل طرح است. مهمتر از همه این که کشوری که به موجب فصل هفتم منشور تحت تحریم­های بین­المللی است در راه حل مذاکره شده مشارکت می­کند. سندی ضمیمه قطعنامه 2231 شورای امنیت می­شود و در نتیجه طولانی­ترین و فنی­ترین سند شورای امنیت شکل می­گیرد. ایران طی دوران طرح موضوع هسته­ای در دستور کار شورای امنیت، از اجرای تصمیمات فصل هفتمی شورا استنکاف می­کند و این فرصت را پدید می­آورد که مجدداً مسأله ارزیابی تصمیمات شورا قابل طرح بشود. نافرمانی ایران، بحث­هایی درخصوص صلاحیت شورای امنیت و التزام آن به اصول حقوق بین­الملل مثل اصل تناسب و ضرورت، تعارض تحریم و حق بر توسعه و امثال آن می­آفریند.

یکی دیگر از مسائل مهم تاریخ حقوق بین­الملل، اعلامیه جهانی حقوق بشر است. حضور نماینده ایران در تدوین پیش­نویس سندی که مسیر حقوق بین­الملل را تغییر داد، به طور اتفاقی رخ می­دهد. یک دانش­آموخته جوان دانشگاه سوربن برای کمک به کارهای نمایندگی ایران به پاریس اعزام می­شود. او به عنوان منشی کمیته سوم مجمع عمومی منصوب می­شود و در جریان تدوین اعلامیه جهانی قرار می­گیرد. او می­گوید با مطالعه پیش­نویس اعلامیه هیچ امیدی نداشته که دولت وقت ایران، حاضر به پذیرش آن بشود. او وقتی استاد خود در دانشگاه سوربن را در هیئت فرانسوی می­بیند عملاً در تیم فرانسوی­ها قرار می­گیرد و قرار می­شود در پشت پرده به فرانسوی­ها برای گزارش سیاست­های ممانعت از تصویب اعلامیه کمک کند! مشخص است که در آن زمان، برنامه روشنی برای تأثیرگذاری بر نظام بین­المللی در حال تولّد حقوق بشر از سوی ایران وجود نداشته است. بعدها مجلس شورای ملّی، بدون قید و شرط میثاقین حقوق بشر را تصویب می­کند و به چالشهای شرعی و سنّتی توجّهی ندارد. گویی تنها یکی از نمایندگان ارامنه پس از تصویب میثاقین در مجلس، همکارانش را توجه می­دهد که «با قبول این میثاق، تعهدات جدیدی در روبط ما ایجاد می­شود و بعضی از قسمتهای آن با قوانین ما مغایرت دارد. از این رو باید قوانین ما اصلاح شود و دادگستری باید در زمینه اصلاح قوانین اقدام نماید.» در 1968 نخستین کنفرانس جهانی حقوق بشر در تهران برگزار می­شود، اما این دقیقاً زمانی است که حکومت شاه رویه شدیدی در سرکوب مخالفان و نقض آزادی­های سیاسی را در پیش گرفته است، در حالی که اعلامیه این کنفرانس بین­المللی که در واقع، کنفرانس ملل متحد بوده و تهران تنها میزبانی آن را داشته است، به تثبیت مفاهیم حقوق بشری در نظام حقوقی بین­المللی کمک کرده است.

یکی دیگر از مواضع ایران در مجمع عمومی به مسأله تعریف تجاوز برمی­گردد. در پیشنهادهای ایران در مراحل پیش از تصویب قطعنامه تعریف تجاوز، این موضع به وضوح مشاهده می­شود که نماینده ایران «اعمال تجاوز» مطرح در ماده 39 منشور را نه فقط شامل «مصادیق» بلکه شامل «انواع» تجاوز می­داند و معتقد است تجاوز نباید به سنخ اعمال نظامی محدود شود. البته این رویکرد نهایتاً با نفوذ قدرتهای مخالف غربی، به سرانجامی نرسید اما به نظر می­رسد هنوز هم ذهن حقوقدان ایرانی درگیر این مسأله است که تجاوز به استقلال سیاسی یک کشور شامل اقدامات مداخله­جویانه سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی نیز می­شود. کنار رفتن نماینده وقت ایران از وزارت امور خارجه، عملاً سبب می­شود یکی از حامیان مهم رویکرد تفسیر موسّع مفهوم تجاوز در مجمع عمومی، رویه دیگری در پیش گیرد.

علاوه بر قضایای نفت و لانه جاسوسی، ایران سه حضور دیگر در دیوان بین­المللی دادگستری دارد. یکی قضیه سانحه هوایی ایرباس است که به علّت منتفی شدن اختلاف پس از پذیرش پرداخت غرامت توسط آمریکا، دعوی مختومه می­شود. دوم قضیه سکوهای نفتی است که تأکید آن بر تداوم حیات و اعتبار معاهده مودت 1955 به رغم فقدان روابط سیاسی میان دو کشور و رویکرد تفسیری و سیاست قضایی دیوان آموزنده است. سوم قضیه دارایی های ایران در آمریکاست که اخیراً طرح شده و هنوز در مرحله تبادل لوایح است و قاعدتاً مسائلی در خصوص اصل مصونیت دولتها و حواشی آن نظیر مصونیت بانک مرکزی، مصونیت اجرایی و باز هم تفسیر معاهده مودت در آن مطرح خواهد شد.

نمی­توان در این میان به دیوان داوری دعاوی ایران و آمریکا اشاره نکرد که به عنوان یک داوری سازمانی هم در چارچوب حقوق بین­الملل عمومی و هم در چارچوب مسائل حقوق تجارت بین­المللی و حقوق بین­الملل خصوصی، تأثیرات فراوانی در ساختن حقوق بین­الملل داشته است.

 

 

در طول این 7 دهه تحول و توسعه حقوق بین­الملل معاصر، ایران چالشها و نقش­های دیگری هم داشته است. از جمله این که ایران به طور کلّی از تأسیس شورای حقوق بشر به ویژه برای گریز از عملکرد گزینشی کمیسیون سابق استقبال کرده است. در تدوین اساسنامه دیوان کیفری بین­المللی در کنفرانس رم فعالانه حضور داشته و مشتاقانه به دنبال اصلاحات بیشتر در سازمان ملل است. اما این همه چه درسی برای آینده ما دارد؟

واقعیت این است که ما هنوز نتوانسته­ایم حقوق بین­الملل را به عنوان یک ابزار برای حداکثرسازی منافع ملّی و پاسداری از بشریت به طور کامل و دقیق به کار بگیریم. هنوز نتوانسته­ایم از دیپلماسی حقوقی بهره ببریم. دلایل این نتوانستن­ها را نمی­توان احصا کرد اما بخشی از آن به بدبینی ذاتی نسبت به نهادهای بین­المللی به دلیل تجارب تلخ گذشته و در نتیجه بی­اعتنایی به آنها بازمیگردد، بخشی شاید ناشی از خودکم­بینی و دست­کم گرفتن توان نیروی انسانی دانش­آموخته است. علّت دیگر لابد در آن است که نگاه حرفه­ای به سیاست خارجی و اجزای آن وجود ندارد. و شاید یک علّت هم در توقعات بیش از اندازه از حقوق بین­الملل باشد که عمدتاً ناشی از عدم شناخت ماهیت، ساختار و کارکرد این نظام حقوقی است. و احتمالاً از همه مهم­تر این که جایگاهی برای اولویت دیپلماسی حقوقی قائل نیستیم. با این همه، بارقه­های امید فراوان است. جمهوری اسلامی ایران بار دیگر علیرغم همه تجربه­های تلخ پیشین، شکایت خود از آمریکا را در دیوان بین­المللی دادگستری ثبت کرده، در اجلاسیه­های شورای حقوق بشر فعالان مشارکت می­کند و مستمراً مواضع خود را در کمیته ششم مجمع عمومی اعلام می­نماید. چالش دیگر ما به فقدان تعادل در رویکردهای حاکمیت­محور و انسان­گرا (سعادت­گرا) در ساخت و اجرای حقوق بین­الملل برمی­گردد که اکنون مجال بسط آن نیست اما خواه­ناخواه در درس دوم ما مؤثر است. در یک جنگ حقوقی بین­المللی، نیروهای حقوقی یک کشور باید برای دفاع از حقوق و منافع کشور بسیج شود. اما بی­توجهی به جایگاه و ادبیات حقوق بین­الملل و گاه نفی آن – که نافی را چه ادعای سود و مزیت؟! – و فقدان تعریف روشن از موضع کلان حقوقی کشور در کشاکش نظریه­های اثبات­گرایانه و آرمانگرایانه، موجب بلاتکلیفی بخشی از سربازان، شلیک برخی به سوی اهداف اثباتی و شلیک برخی به سوی اهداف آرمانی است. برای اینها باید در اتاق فکرهای بزرگتری گفتگو کرد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

 

نظرات  (۱)

سلام دکتر
احسنت استفاده کردم
در کربلا و ضمن خواندن این متن دعاگویتان بودم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">