در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

با قرآن

* یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ
اى داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنکه روز حساب را فراموش کرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت

ص / 26

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

درباره حق بر تفریح

شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۵، ۰۴:۲۵ ب.ظ

 هفته گذشته سرپرستی دفاع از پایان نامه ای را برعهده داشتم که به حق تفریح و فراغت میپرداخت. موضوع از همان ابتدا غریب و پیچیده بود؛ بخصوص این که به تدریج روشن میشد که فراغت در حوزه حقوق کار است و تفریح اعم از آن. با اینحال برای من معلوم بود که جامعه ما میان این همه حق، بیش از هر چیز مستحق فراغت است و البته تفریح. به قول شفیعی کدکنی که عمرش دراز باد:

 

کمترین تحریری از یک آرزو این است

آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی

در قناری ها نگه کنَ در قفسَ تا نیک دریابی

کز چه در آن تنگناشان باز شادی های شیرین است

کمترین تحریری از یک زندگانی :

آب ، نان ، آواز!

 ور فزون تر خواهی از آن

 گاه گه،، پرواز

ور فزون تر خواهی از آن،، شادی آغاز

 ور فزون تر ، باز هم خواهی .... بگویم ،، باز؟

 آنچنان بر ما به نان و آب ، اینجا تنگ سالی گشت

که کسی به فکر آوازی نخواهد بود....

وقتی آوازی نباشد

شوق پروازی نخواهد بود....

 

 

 وقتی جامعه ما هنوز در مورد موسیقی، فیلم و هنرهای نمایشی، و اخیراً حتی فوتبال نمیتواند به اجماع برسد و نه حوزه های علمیه کار اساسی میکنند تا نسل جوان و حتی غیرجوان، تکلیفش را با هنر، تفریح و ورزش بداند و آنجا هم که سلوک اجتهادی بنیانگذار انقلاب در حلیت تفریحات، مورد تشکیک قرار می گیرد و در میان هجوم انبوه آنچه به حکم قاعده تلازم، عقلاً و شرعاً نمی پسندیم؛ گیر می افتیم... اینجاست که فارغ از ملاحظات دوگانه مرسوم تفکر اقتصادی کاپیتالیسم-سوسیالیسم، باید ابتدا اصل را و سپس استثنای اصل را بشناسیم. پایان نامه حق تفریح، تلاشی بود در راستای اثبات اصلی به نام حق تفریح و فراغت در کنار نگریستن به دلواپسیهای اقتصادی و عرفی و همه جور مانعی که بر سر راه استیفای چنین حقی بر قرار است. هنوز میشود این مسیر را تداوم بخشید و پیمایش ها و پژوهشهای علمی و دقیق در این زمینه انجام داد و رسالت نهادهای عمده فرهنگی از وزارت ارشاد - که برای وزیر پیشین و پسینش آرزوی توفیق و یافتن راه حل توازن دارم! - گرفته تا صداوسیما و سازمان تبلیغات و حوزه های علمیه و... است که هم اصل این حق را بازخوانی کنند تا «مردان سیاست» این حق را به رسمیت بشناسند و بعد بر سر استثنائاتش - چنانکه تخصیص اکثر نباشد! - مفهوماً و مصداقاً به تفاهمی اجتماعی دست یابیم که دور از رضای پروردگار هم نباشد؛ بلکه ایرانیان طفل گم شده ی شادی را بازیابند.

 

طفلی به نام شادی

دیری است گم شده است

با چشم های روشن براق

با گیسویی بلند - به بالای آرزو-

هرکس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

این هم نشان ما:

یک سو خلیج فارس

سوی دگر خرز

 

نظرات  (۱)

سلام بر استاد عزیز و گرامی.
شاد و مفرح و با نشاط تر باشید همواره.

آقای دکتر، عذر میخوام ولی مگه تفریح فقط در موسیقی، فیلم و هنرهای نمایشی و  فوتبال خلاصه میشه که به اینها اشاره کرده اید؟!

به نظر بنده حقیر و تا آنجایی که بنده به عنوان یکی از سایر جوان هایی که تکلیفشو درباره شادی و تفریح میدونه! تقریبا آنقدر با تفریح ،فراغت و شادی آشنایی دارم تا در أموراتم گیر نکنم و اگر هم گاها گیر کردم  متوقف نشم زیاد و کارم راه بیأفته و..! ماشاء الله، شادی های حق و حلال از شادی های باطل و حرام معمولا قابل تشخیص اند البته اگه بهانه نیاریم و سختی و آسانی را از خجالتشون در بیاییم! البته برای وجدان و فطرت پاک یک انسان حق طلب چندان دور از نیل و تمیز و تشخیص هم نیستند.

آقای دکتر، منظورتون از این که فرمودید "نه حوزه های علمیه کار اساسی میکنند تا نسل جوان و حتی غیرجوان، تکلیفش را با هنر، تفریح و ورزش بداند" چیست؟
 
یه جوری آخه فرموده اید که انگار نسل جوان و غیر جوان ، اصلا تکلیفشو با هنر و تفریح و ورزش نمی دانند! اما بنده به نظرم می رسه که تکلیفشون را در این باره می دانند ولی در مسیر زندگی گاها بهش بی توجهی می کنند یا..!
آیا از حوزه های علمیه انتظار مسئولیت در  این حقوق داشته باشیم مسئله حل میشه و همه آحاد جامعه به فراغت و تفریح و شادی نائل می شوند؟!

به نظر بنده ، خدایی که در قرآن فرموده ما در این قرآن برای شما از هر چیزی مثل زده ایم ، در دین اسلام تکلیف شادی و تفریح و سرور  را برای جوان و غیر جوان و هر قشری از جامعه معلوم کرده است ، حال بماند اینکه ما انسان ها گاها نه تنها نسیان و غفلت میکنیم و از آن همه آیه و حدیث و روایت که در این مورد وجود داره استفاده نمی کنیم تا عملا سعادت و لذت شادی حلال و حقیقی را بچشیم بلکه گاها با حیرت و سرگردانی و سر در گمی و گاه با انتخاب های نا حق و باطل شادی های باطلی را میخواهیم تجربه کنیم که به تجربه اش که نمیارزد هیچ بلکه خود و دیگران را هم به زحمت و خسارت و هلاکت میآندازیم و تازه اونوقت از دیگران طلبکار هم هستیم که چرا شما ما را هدایت نکردید(به مصداق آیات شریفه ایی می ماند که وقتی جهنمیان به شیطان میگن تو ما را گمراه کردی و..)!

به هرحال، بنده ممنونم و سپاسگزارم از اینکه جنابعالی گاها این فرصت تضارب آراء و نظرات و مباحثه و یادآوری چنین مسائلی را برای ما فراهم می کنید. امیدوارم ارزیابی و مسیر خوبی روزی و نصیبمان شود و بتوانیم برای تحقق روزافزون شادی و تفریح در جامعه بکوشیم تا به قول جنابعالی مورد رضای پروردگار واقع شود.

پاسخ:
سلام. ممنونم از دقت شما. جای آن نیست که وضعیت موسیقی، ورزش به ویژه ورزش بانوان، کتاب، تئاتر، سینما، اینترنت و... را به عنوان بخشی از مصادیق مهم تفریحات سالم تشریح کنم و فقط به همین بسنده میکنم که شعار تفریح و شادی دادن ساده است اما پای عمل می لنگد! بخشی از این لنگیدن هم به موانعی برمیگردد که ابداً جنبه فقاهتی یا فرهنگی ندارد و به آن قطعه شعر اول متن مرتبط است. انشاله شما پیشرو باشید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">