در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

با قرآن

* یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ
اى داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنکه روز حساب را فراموش کرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت

ص / 26

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

درباره کارکرد حقوق بین الملل

پنجشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۲، ۰۷:۲۱ ق.ظ

 

آفتاب آمد دلیل آفتاب

 

عبداله عابدینی

نامزد دکتری حقوق بین الملل، دانشگاه تهران

 

همه ما  قبول داریم که هر جامعه ایی متشکل از افراد انسانی، نیازمند نظم و تنسیق امورخویش است و این امر از رهگذر قانون امکانپذیر می باشد و این را نیز می دانیم که قانون بد بهتر از بی قانونی است. بنابراین جامعه متشکل از دولت ها - که حتی شرایط تشکیل آنها مطابق با ضوابط حقوق بین الملل است - به عنوان یک تقسیم انسانی با ویژگی های تاریخی،قرهنگی و سرشت اجتماعی مشترک نیز نیازمند حقوق و قانون است و این نظام حقوقی همان حقوق بین الملل می باشد. بدین بیان که اگرچه کشورها مستقل از حقوق ایجاد می شوند ولی معیارهای تأسیس را حقوق بین الملل عرضه می کند. از طرف دیگر جامعه بین المللی که حقوق بین الملل بر آن حاکم است دارای ساختار، مفاهیم، موضوعات یا تابعانی متفاوت از نظام حقوقی داخلی است و اگر به آن ایرادی گرفته می شود به دلیل قیاس این جامعه (بین المللی) و نظام حقوقی آن (حقوق بین الملل) با جامعه و نظام حقوقی داخلی است. «حاکمیت دولت ها» مفهوم اولیه و بنیادین نظام حقوقی بین المللی محسوب می شود و این امر موجب برخورد حاکمیت هایی می شود که در حقوق بین الملل همگی آنها با هم برابرند و اصل احترام دولت ها به حاکمیت یکدیگر و عدم مداخله در اموری است که ذاتاً در حوزه داخلی  یک دولت قرار دارد؛ در حالی که در نظام حقوقی داخلی یک دولت به نحو «اقتدار»، حاکمیت خویش را  در قلمرو داخلی خود اعمال می کند. ساختار حقوق داخلی مبتنی بر «تبعیت» مردمان از حکومت است ولی در حیطه حقوق بین الملل بر مبنای «همکاری، همزیستی و همبستگی» مشترک دولت هاست.

اگر دولتی در عمل به وظایف و تعهدات خود مبتنی بر معاهدات و عرف بین المللی و سایر منابع شکلی حقوق بین الملل پایبند نباشد، موجبات مسؤولیت بین المللی آن دولت فراهم خواهد شد. مسؤولیت بین المللی دولت و حتی سازمان بین الدولی و مبحث اخیر پاسخگو بودن سازمان های غیردولتی از مبانی و مباحث  اساسی در حقوق بین الملل است.

تأثیرگذارترین حوزه ها در حقوق بین المللِ امروز،  حقوق بشر و حقوق بشردوستانه است. به طوری که امروزه حقوق بشر از حوزه انحصاری حقوق داخلی خارج  و وارد قلمرو حقوق بین الملل شده است. تا جایی که از مبانی مشروعیت و التزام یک دولت به حقوق بین الملل، در عرصه بین المللی پایبندی به قانونگذاری و اجرای حقوق بشر (در سطح داخلی) است. این دسته از حقوق جزیی  از تعهدات عام الشمول بین المللی هستند و برخی از آنها توانسته اند به سطح قواعد آمره (مانند منع شکنجه و منع کشتار جمعی) ارتقاء یابند. حتی امروزه در سطح بین المللی نظام سوم حقوقی  بنام «نظام بین المللی بشر» مطرح است؛ به طوری که شاهد گسست مفهوم وستفالیایی حاکمیت در قرن هفدهم بر اثر رسوخ قواعدی از این دست (حقوق بشر) و مفاهیمی چون حق ملت ها در تعیین سرنوشت خود و مداخله بشردوستانه با نظریه هایی همچون تئوری مسوولیت حمایت وحضور بازیگران غیر دولتی مانند سازمان های غیر دولتی در حوزه بین الملل .... هستیم. 

در حوزه حقوق بشردوستانه، این حقوق بین الملل است که توانسته از آلام و رنج جنگ های  ویرانگر تا حد قابل قبولی بکاهد و دولت ها را ملزم به رعایت آنها نماید. تا کنون کنوانسیون های چهارگانه 1949 ژنو از سوی تمامی کشورهای جهان پذیرفته شده است و بسیاری از دیگر قواعد این حوزه به صورت قاعده عرفی درآمده اند.

این که گفته می شود حقوق بین الملل فقط به نفع برخی از دولت هاست، باید اذعان کرد که آنچه امروزه به عنوان حقوق بین الملل مطرح است منبعث از آراء و افکار و حقوق غربی است. اما این دلیل نمی شود که ما بدان بی اعتنا باشیم و آن را ملعبه سیاست بدانیم؛ چیزی که حقوقدانان آنگلوساکسون به خصوص امریکایی ها به آن معتقدند و حتی حقوق بین الملل را  زیر شاخه ای از روابط بین الملل می دانند. این واقعیت ها را نباید نادیده انگاشت که تعداد کشورهای مخالف این جریان نسبت به زمان تولد این حقوق بیشتر شده است و آنها می توانند نظرات خود را در قالب انعقاد معاهدات به طور کلی و ایجاد رویه برای عرف بر جامعه بین الملل تحمیل نمایند و روند حقوق بین الملل را به سویی تغییر دهند که نفع آنها و ملت هایشان را نیز در بربگیرد. امری که در حال وقوع است و به ویژه با اصلاح ساختار سازمان ملل عینیت بیشتری خواهد یافت؛ اصلاحی که ضروری است و مطالعات بسیاری در این زمینه حتی از سوی خود سازمان ملل صورت پذیرفته است. این حقوق بین الملل است که می تواند صلح و امنیت بین المللی را تضمین نماید و قواعدی را در این چهاچوب تنظیم کند.

سخن در مبانی و مبادی حقوق بین الملل بسیار است. به طور کلی می توان گفت که به رغم فقدان قوای سه گانه معمول نظام داخلی در نظام حقوقی بین الملل و  با توجه به تولد چند صد ساله نظام اخیر نسبت به حقوق داخلی با این حال شاهد برتری حقوق بین الملل بر حقوق داخلی هستیم. از سویی دیگر، هیچ کس مدعی این نیست که قانوان اساسی یا برخی مقررات حقوق مدنی به دلیل عدم ضمانت اجرا دارای وجهه ی یک قاعده حقوقی نیستند. برای مثال در ایران، شاهد نهادی بنام شورای حل اختلاف هستیم که خلاف صریح اصل سی وششم قانون اساسی است، با این حال هیچ کس منکر وجود وصف حقوقی برای این قاعده به لحاظ ضمانت اجرا نیست. بنابراین همسخن با عده ای از حقوقدانان می توان گفت که ضمانت اجرا از خصوصیات اصلی (ذاتی) یک قاعده حقوقی نیست. از طرفی ساختار دو نظام حقوق داخلی  و بین المللی با یکدیگر متفاوت است. اگرچه امروزه حقوق بین الملل با وجود نفوذ حقوق بشر در آن، به سوی انسانی شدن هر چه بیشتر و بین المللی (ملت ها)شدن حقوق به معنای واقعی آن حرکت می کند.

با این اوصاف می توان ادعا نمود که ما دیگر با بحث تخطی از حاکمیت و حقوق انحصاری  ناشی از آن رو به رو نیستیم و در عوض مواجه با مفهوم چالش برانگیز حاکمیت هستیم!!! امروزه دولت ها ناجارند که خود را با موازین حقوق بین الملل تطبیق دهند یا ناگزیر به این سو گرایش می یابند.

اگرچه با ضعف در ضمانت اجرای مؤثر و کافی قواعد حقوقی بین المللی مواجهیم ولی این به معنای عدم کارکرد حقوق بین الملل به طور کلی نیست. حقوق بین الملل پویاتر از حقوق داخلی به پیش می رود و در حال تکامل است و این به دلیل تحولات سریع و شگرف در عرصه های گوناگون جامعه بشری است. جامعه ای که جدای از حقوق بشر دارای «حقوق بشریت» (یعنی حقوق بشر به طور جمعی مانند بحث میراث مشترک بشریت در حوزه هایی مانند فضای ماوراء جو) نیز هست. به طور کلی آنچه بین المللی است حقوق بین المللی را طلب می کند.

در پایان، بحث جهانی شدن و به خصوص بُعد حقوقی آن نیز گرم تر از هر روز مطرح می شود. تنها حقوق حاکم بر جامعه مدنی جهانی، حقوق بین الملل است. بنابراین می توان این گونه نیز به موضوع نگاه کرد که روزگاری حقوق داخلی کارکرد اولیه خود را از دست خواهد داد و همگی به سوی یک حقوق واحد پیش خواهیم رفت. البته این امر ابتدا باید در سطح منطقه ای نظیر اتحادیه اروپا صورت بگیرد و بعد در بُعد جهانی آن. روزگاری تشکیل اتحادیه اروپا یا شورای اروپا آرزویی بود که چندی است به آن دست یافته اند.(البته بحث تفاوت های جهانی نیز قابل بررسی است).

بنابراین روشن است اگر حقوق بین الملل امروزین کارکرد مؤثر و کافی ندارد، این امر ناشی از حاکمیت دولتهاست و وضوح این بحث همان است که گفته اند: «آفتاب آمد دلیل آفتاب»

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">