در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

یادداشت ها و آثار امیر مقامی

در رگ تاک

با قرآن

* یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ
اى داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنکه روز حساب را فراموش کرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت

ص / 26

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

حق بر خویش

دوشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ۰۷:۳۵ ق.ظ


در ادامه متن کامل سخنرانی در اولین کنگره بین المللی حقوق پزشکی (تهران، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، چهارشنبه 23/8/86) را خواهید خواند.

 

 

اتانازی داوطلبانه و حقّ بر خویش

چالشی در ماهیّت حقوق بشر

امیر مقامی

 

 

باسمه تعالی

خانمها و آقایان

بسیار خرسندم که در این کنگره علمی و با کسب اجازه از اساتید، مقاله خود را به حضور تقدیم می دارم. پیش از هرچیز لازم میدانم ذکر نمایم که عنوان مقاله نسبت به عنوان اولیه که در برنامه و چکیده مقالات آمده، تغییر یافته است که (روی صفحه نمایش) مشاهده می فرمایید.

سخن را با بیتی مناسب از اقبال لاهوری آغاز می کنم:

جانی که بخشند دیگر نگیرند

مرگ است صیدی تو در کمینی

مقدمه

اتانازی را در مجموع می توان به چهار نوع تقسیم کرد که سخنرانان قبلی به ویژه جناب دکتر سروش هم در این زمینه نظرات خویش را مطرح و این تقسیم بندی را تکمیل نموده اند:

1 - اتانازی داوطلبانه فعالانه

2 - اتانازی  داوطلبانه منفعلانه

3 – اتانازی غیرداوطلبانه فعالانه

4 – اتانازی غیرداوطلبانه منفعلانه

در میان این چهارگونه، انواع اول و دوم موضوع این مقاله است به دلیل یک ویژگی خاص و آن تقابل «حق بر حیات و حق بر درمان» با «حق بر مرگ» و طرح مسأله آزادی انتخاب است.

الف – طرح پرسش

1 - ماهیت حق و حقوق بشر

تعریف سنتی حق «سلطنت فعلیه، قائم بر تصور دو طرف» است. سلطنت فرد باید فعلیت داشته باشد و تصور آن قائم است بر فرض وجود صاحب حق و کسی که حق بر ذمه اوست. گرچه پیدایش Human Rights بر پایه تقابل دولت – فرد بوده و دولت به عنوان طرف تکلیف باید حقوق بشر را تضمین کند اما طبق نظریه آلمانی «آثار در برابر دیگران» حقوق بنیادین در روابط بین افراد نیز لازم الاتباع هستند؛ اما در اتانازی داوطلبانه شخص بیمار باید درباره وضعیت خود تصمیم بگیرد.

2 - رابطه اتانازی با حق بر درمان و حق حیات در حقوق بین الملل بشر

حق حیات و حقّ بر درمان در بسیاری از اسناد مورد تأکید قرارگرفته اند اما  پرهیز از درمان توسط بیمار به گونه ای انصراف از حق درمان و بهداشت است. و چه بسا این رفتار به خاتمه حیات فرد نیز منجر می شود. بنابراین باید این پرسش را مطرح نمود که آیا هیچ شخصی «حق» دارد از حقوق بنیادینی چون حقّ حیات یا حقّ بر درمان صرفنظر نماید؟

ب – تلاش برای پاسخ

1- تعهّد مثبت برای حمایت از حقوق بنیادین

طبق نظریه تعهّد مثبت، در موضوع «حق حیات» و «حق درمان» دولتها نه تنها از سلب حیات یا امکانات پزشکی اشخاص منع شده اند؛ بلکه موظفند زمینه نقض حقوق را از بین برده و نسبت به رفع خطرات اقدام نمایند و تعهّدات مرتبط با حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جزو حقوق مثبت می باشند. دیوان اروپایی حقوق بشر در «قضیه اندریلدیز علیه ترکیه» بر این امر صحه گذاشت و حتّی در شرایط استثنایی پذیرفته دولتها متعهّدند از افراد در مقابل اعمال قانونی شان نیز محافظت کنند.

2 - امری بودن قواعد حقوق بشر و نظریه منع اعراض از حقوق

قواعد حقوق بنیادین بشر باتوجه به برخی قوانین، قواعد امری هستند و جایی که می گویند «حق»  برخلاف «حکم»، قابل انتقال یا سلب است موضوعی در حیطه مسائل قراردادی و حقوق خصوصی است. آیت الله محقّق داماد که ظاهراً از میان ما رفتند با عنایت به سؤالی که در همین جلسه مطرح نموده اند، در جایی می گویند: «تمام آنچه که در اصطلاح حقوق مدرن، حقوق بشر خوانده می شود در تقسیم بندی فقها جزو احکام است، نه جزو حق اصطلاحی...»

«فریدن» هم به تبیین دو گونه متفاوت از حقوق می پردازد:

نخست-  حقی که درک و تحقّق آن برای کسی ناروا نیست و

دوم- حقی که برای بالیدن و رشد بشر لازم است.

ممکن است حقوق بند 2 «حتّی بر خلاف تمایل دارنده حق» تأمین شود زیرا این حقوق از صفات ضروری بشر صیانت میکند.

3 - اسناد حقوقی تکلیف محور

در زمان تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر، موضوع «تکالیف» از دستور خارج شد با این استدلال که «بیانیه حقوق... بیانیه تکالیف هم هست.» اما تدوین یک اعلامیه تکلیفی، بی سابقه نیست. «اعلامیه حقوق و تکالیف» بشر سرلوحه قانون اساسی 1795 فرانسه شد که در دو محور «حقوق» و «تکالیف» تنظیم شده بود. ماده 29 اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز از این حیث قابل تأمّل است.

منشور آفریقایی حقوق بشر و خلقها هم نگرش تازه ای را مطرح نمود و در سال 1997 نیز «اعلامیه جهانی مسئولیتهای بشر» از سوی برخی اندیشمندان منتشر شد که در ماده 5 و توصیه های پایانی این سند آمده بود: «اگر هر کس، حق حیات دارد؛ وظیفه احترام به زندگی نیز دارد.»

4 – اسناد ارکان اروپایی، رویه دادگاه اروپایی حقوق بشر و کمیته حقوق بشر سازمان ملل

دادگاه اروپایی حقوق بشر در قضیه پرتی چنین حکم کرد کنوانسیون اروپایی حقوق بشر درباره حقّ حیات، منع شکنجه و رفتارهای غیرانسانی، حق محترم بودن حریم خصوصی و زندگی خانوادگی، حق بر آزادی اندیشه، وجدان و مذهب و نیز منع تبعیض در قانون منع کمک به خودکشی انگلستان نقض نشده است و مفاد کنوانسیون «حقوق بشر و پزشکی حیاتی»، قطعنامه های 613 و 418 پارلمان اروپا را نیز در این رای مدنظر قرار داد.

گاهی دادگاههای برخی کشورها به حقّ بیمار برای دریافت نکردن درمانی خاص استناد کرده اند؛ اما در مقابل برخی اعضای کمیته حقوق بشر از وظیفه فراگیر دولت برای حمایت از حقّ حیات افراد تأکید داشته اند.

5 - دیدگاه مذاهب  و عقل

مذهب می تواند یکی از مبانی حقوق بشر باشد. تقریباً می توان گفت تمام ادیان الهی هرنوع خودکشی و اتانازی را منع کرده اند و هیچ حقّی برای فرد نسبت به بدن خود قائل نیستند.

منع خودکشی و ضرر به نفس در اسلام برگرفته از آیه 29 سوره نساء می باشد و دوست خوبم آقای جوانمرد در این مورد توضیح کاملی دادند. پاپ فقید نیز طی بخشنامه «انجیل زندگی» تأکید کرد انسان همواره باید راه زندگی را به راه مرگ ترجیح دهد.

به طور کلّی می توان گفت کمیت زیستن از نظر مذهبی اصولاً بر کیفیت آن ترجیح دارد.

نتیجه

رابطه ذیحق با دولت و اشخاص دیگر لایه های اول و دوم حقوق بشر بوده اند، اما لایه سوم یعنی رابطه ذیحق با خود...

رابطه حق مدار انسان با خود اولا ً ارجاعی است به وظایفی که در برابر دیگران دارد و ثانیاً به امکان بهره مندی از سایر حقوق. پس فرد نمی تواند با سلب حقوقش، حقوق دیگران را نقض نماید یا با سلب یک حق بنیادین، امکان بهره مندی از سایر حقوق را از بین ببرد که در آن صورت، دورنمای جامعه انسانی چیزی جز ویرانی نخواهد بود. باید پرسید: آیا انسان می تواند شکنجه را بپذیرد؟ از حق خود بر دادرسی عادلانه صرفنظر کند؟ کار اجباری را بپذیرد؟ امنیت و آزادی را نخواهد؟

می توان گفت حق حیات با حق مرگ ملازمه ندارد و می توان (و چه بسا باید) از آن حمایت کیفری نمود حتی اگر از حق و نه از دارنده حق.

استیون کینگ در فصل پایانی رمان «مسیر سبز» به نقل از زندانبان پیر می نویسد: «... همه ی ما مرگی را بدهکاریم...» اما دوستی دربرابر سخنی نه چندان خوشایند، چنین پاسخ داد که: «شاید یک گیاه به تو عادت کرده باشد... باید بمانی!» فعلاً باید ماند! صید مرگ باشد برای وقتی دیگر!

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">